مطالعه منطقهاي انرژي چوب در آسيا
امروز و فردا
كشورهاي در حال توسعه در آسيا در حدود سه چهارم
چوبهاي مخصوص سوخت جهان را مصرف ميكنند، اما در عين حال، آنها تنها
داراي يك چهارم جنگلهاي روي زمين ميباشند كه سطح جنوبي اين كشورها را
تحت پوشش قرار داده است. البته طرح اين موضوع ممكن است حالتي دراماتيك
گونه را تداعي نمايد، اما حقيقت چيز ديگري است. چنين تناقضي را ميتوان
توسط اين واقعيت مورد بررسي قرار داد كه اغلب چوبهاي مخصوص سوخت در
آسيا از طريق جنگلهاي عمومي حاصل نميشوند، و بر اين اساس مشخص شده
است كه در حدود دوسوم كليه چوبهاي مخصوص سوخت منشا غير جنگلي دارند. از
اينرو، لازم است تا سياست گذاران ذيصلاح نسبت به بررسي تلويحات و
يافتههاي اين مقاله اقدام نمايند.
مفاهيم بنياني بر اساس آنچه گفته شد اين مضمون را
در بر ميگيرد كه مصرف چوبهاي مخصوص سوخت علت، اصلي يا كلي تخريب جنگلي
بشمار نيامده و خواه جنگلها وجود خارجي داشته باشند يا خواه نداشته
باشند، توليد و مصرف چوبهاي مخصوص سوخت ادامه خواهد داشت. ارتباط
چنداني، بدين صورت كه در اذعان عمومي مدنظر ميباشد، بين آينده
جنگلهاي گرمسيري آسيا از يك طرف و مسايل مرتبط با كاربران چوبهاي
مخصوص سوخت از طرف ديگر وجود ندارد.
مطالعه جاري خصيصههاي تامين انرژي چوب و استفاده
از آن را خلاصه نموده و همچنين نسبت به ارائه نگرشي مناسب در خصوص
انرژي چوب تا سال 2010 اقدام ميكند. اين مطالعه نگرشهاي اساسي مرتبط
با دادهها و اطلاعات انرژي چوب موجود را مورد بررسي قرار داده و
بهترين ارزيابي از مصرف آينده را ارائه مينمايد. علاوه بر اين موضوع،
اين مطالعه سعي دارد تا پتانسيل حال حاضر و آينده تامين سوخت از چوب و
پسماندهاي كشاورزي را مورد بررسي قرار دهد. اين بررسي همچنين نشان
خواهد داد كه در اغلب كشورها، مهيا بودن چوبهاي مخصوص سوخت، علت اصلي
نگرانيها را شامل نشده، بلكه علت عمده اين نگرانيها روش توزيع
چوبهاي ذكرشده در بين مردمي است كه بدان نياز دارند.
هدف از اين مطالعه توجه سياست گذاران در بخش جنگل بدين مقوله ميباشد.
اما در عين حال اهداف ديگري نيز مد نظر هستند كه ميتوان مواردي چون
كشاورزي، توسعه روستايي، انرژي و محيط زيست را نيز شامل دانست. با اين
وجود، اطلاعات مربوط به انرژي چوب به ميزان قابل توجهي در دسترس نبوده
است و بر اين اساس نمي توان چوب هاي مخصوص سوخت را در برنامه هاي مدل
سازي انرژي معمول و همچنين برنامه هاي تراز عرضه وتقاضا دخيل دانست.
البته لازم به ذكر است كه كشور هاي عضو RWEDP در حال انجام فرآيند
تثبيت اين موضوع بوده و بر اين اساس نسبت به جمع آوري دادههاي معتبر
اقدام ميكنند. اين مطالعه تنها مسائل مرتبط با انرژي را به بحث گذاشته
و بر اين اساس سعي دارد تا بر مبناي اطلاعات موجود نتيجهگيري جامعي را
ارائه داده و مواردي چون جمعيت، استفاده از زمين، عرضه و تقاضا
محصولات، الوار و موارد ديگر را مورد بحث و گفتگو قرار دهد
وضعيت امروزي انرژي چوب
نقش چوب سوخت ها
چوب سوخت ها به عنوان متاع مناسبي به كار مي روند كه از جنگل جمع آوري
شده و در اين خصوص مناطق جنگلي و ديگر سيستم هاي توليد درخت نقش قابل
توجهي را ايفا ميكنند. هر ساله، شانزده كشور عضو RWEDP درحدود ده هزار
PJ از كل مصرف انرژي خود را از طريق چوب سوخت تامين مي كنند ( كه اين
ميزان به صورت ميانگين سي درصد ميباشد، به جز كشور چين). بر اين اساس
تخمين زده ميشود كه مصرف چوب سوخت ها داراي ارزش اقتصادي سي ميليون
دلار آمريكا در سال ميباشد. ارزش مالي جاري در زمينه توليد چوب هاي
گرد صنعتي دركشور هاي مشابه در حدود بيست و پنج ميليون دلار در هرسال
مي باشد. در آسيا، مصرف چوب سوخت ها به صورت قطعي و ساليانه به ميزان
6/1% در حال افزايش است و اين خط مشي احتمالا در آينده قابل پيش بيني
نيز تداوم دارد.
منابع چوب سوخت ها
چوب سوخت ها شامل زيست توده هاي چوبي ميباشند كه عبارتند از ريشه ها،
شاخهها، تركه ها و غيره. همچنين خاك اره و ديگر پسماندهاي ناشي از
فرآيند هاي چوب بري و فعاليت هاي اين صنعت همراه با ذغال چوب نيز جز
اين منابع به شمار ميآيند. منابع اوليه چوب سوخت ها هم ميتوانند جنگل
ها باشند و هم سرزمين هاي غير جنگلي. جنگل و ديگر زمينهايي كه از پوشش
گياهي برخوردار ميباشند عبارتند از: جنگلهاي طبيعي (مثل جنگلهاي تخريب
شده )، خارستانها و نواحي كاشت درختان و الوار. منظور از سرزمينهاي
غير جنگلي در اينجا شامل زمينهاي كشاورزي، سيستم هاي كشاورزي جنگلي و
سرزمين هاي لم يزرع هستند. نسبت بين چوب سوخت ها كه از جنگل و مناطق
غير جنگلي به دست ميآيند به صورت كلي شناخته شده نميباشند، اما داده
هاي به دست آمده از هفت كشور عضو RWEDP اين نكته را در بر دارد كه در
حدود يك سوم چوب سوخت ها از مناطق جنگلي به دست مي آيند و در حدود دو
سوم آن ها نيز از مناطق غير جنگلي به دست ميآيند. معمولا، منابع
غيرتجاري چوب سوخت ها در منطقه شعاع بيست كيلو متري از كاربران نهايي
به دست مي آيند، همچنين منابع تجاري در شعاع صد كيلومتري از بازار حاصل
مي شود.
چوب سوخت ها به صورت عمده به وسيله جمعيت هاي
روستايي مصرف مي شوند. البته لازم به ذكر است كه مقدار قابل توجهي از
آن ها نيز در اغلب شهر ها و ديگر مناطق مصرف ميگردند. قسمت عمده مصرف
به عنوان مصارف خانگي تلقي گرديده ولي صنايع بيشماري نيز مصرف كننده
چوب سوختها ميباشند، كه بخش خدمات را نيز مي توان به اين گروه اضافه
نمود. مصرف بخش خانگي مواردي چون گروه هاي درآمدي سطح پايين، متوسط و
بالا را در بر دارد. حتي در شرايط افزايش مصرف سوخت هاي فسيلي،
اكثريت مصرف كنندگان خانگي در آسيا از چوب و ديگر سوخت هاي زيست
توده استفاده ميكردند.
چوب سوخت ها را ميتوان به عنوان جايگزين سوخت هاي فسيلي مصرف نمود،
اما اين رويه را نميتوان يك روال كلي در بين اعضاي عضو RWEDP بشمار
آورد (البته موارد استثنا قابل توجهي نيز وجود دارد). در مقابل، ميزان
افزايش يافته كلي كنوني سوخت هاي فسيلي درآسيا اكثراّ به واسطه مسائلي
نظير محافظت بيشتر و فعاليتهاي مصرفي در بخش مدرن اقتصادهاي كشور هاي
آسيايي ميباشد. چنين مصرفي، به جاي جايگزيني، به ميزان گستردهاي
همراه با مصرف سوخت هاي چوب يا زيست توده دامه مييابد.
ويژگيهاي زيست محيطي
تاثيرات زيست محيطي معكوس، ناشي از مصرف چوبهاي
مخصوص سوخت، به دليل استخراج ناپايدار از نواحي زيست محيطي حساس رخ
ميدهد و همين امر ميتواند منجر به تخريب نواحي طبيعي و آبريزها، كاهش
در تنوع گونههاي طبيعي و محيطهاي زيست طبيعي شود. هر چند اگر مديريت
درستي بر روي منابع تامين وجود داشته باشد، چوبهاي مخصوص سوخت نقش
مثبتي را در حوزه زيستمحيطي عمومي و منطقهاي ايفا خواهد نمود. چوب
مخصوص سوخت از نظر دي اكسيد كربن حالتي خنثي را ايجاد ميكند، به شرطي
كه نرخ برداشت و بهره برداري اين سوخت برابر با نرخ توليد مجدد آن
باشد. زماني كه ارزش منابع چوب و ديگر منابع زيست توده توسط ساكنين
محلي بخوبي شناخته شود، استفاده پايدار از آنها منجر به كمك در زمينه
مديريت اقتصادي زيست محيطهاي منطقهاي ميشود.
فرآيند تهيه چوب مخصوص سوخت شامل مواردي چون نيروي
انساني براي رشد محصول، برداشت، فرآوري، عمده فروشي، حمل و نقل و خرده
فروشي محصولات است. بر حسب واحد انرژي، نيروي كاري كه در تجارت و كسب و
كار چوب سوخت مشغول بكار ميباشد، در حدود 20 مرتبه بيشتر از نيروي كار
بكار رفته در بخش نفت سفيد ميباشد
قيمتهاي انواع چوب سوخت وابسته به بازار آن
ميباشد. بخشي از بازار، در 70 درصد از مناطق، هنوز قابليت تبادلات و
معاملات پولي را در اين زمينه بدست نياورده اند. بازارهاي تجاري در
شهرهاي كوچك و بزرگ وجود دارند، اما در روستاها نيز چوب سوخت مورد
معامله قرار ميگيرد. قيمتهاي محلي معمولا بر اساس هزينههاي مختلف
نيروي انساني و موجوديت منابع برآورد ميشود
در اصل تمام كشورهاي جنوب و جنوب شرقي آسيا از
جمله مهمترين مصرفكننده و توليدكننده اين نوع سوختها ميباشند. در
حال حاضر در حدود 39% از مصرف كل انرژي در كشورهاي در حال توسعه يافته
واقع در اين منطقه، از چوب و ديگر سوختهاي زيست توده ميباشد، همچنين
بصورت كلي، اين ميزان مصرف در حال افزايش است. اغلب چوبهاي مخصوص سوخت
از جنگلهاي طبيعي حاصل نميشوند، بلكه از منابع كشاورزي و زمينهاي
ديگري تامين ميگردند.
جنگل و جنگلداري : به منظور بهبود مديريت منابع جنگلي توسط
روستائيان، طرح افزايش ارزش افزوده مناطق جنگلي و روستائي از طريق
حمايت و پشتيباني از بازاريابي صورت گرفته است.
انرژي : به منظور توسعه منابع انرژي قابل تجديد و بومي و طبيعي
انرژي براي مشاركت در طرحهاي گوناگون ساختن تركيبات انرژي وخودكفائي
در زمينه تامين انرژي.
كاهش فقر : بهبود معاش افراد روستايي و همه اشخاصي كه در بخشهاي
غير دولتي كار ميكنند بوسيله، بطور مثال، ايجاد اشتغال و توليد درآمد.
محيط زيست : جلوگيري از تخريب منابع جنگلي و ديگر زمينهاي كشاورزي
مورد استفاده از طريق طرحهاي مديريت حفاظت از منابع طبيعي و شركت در
برنامههاي نظير كاهش گازهاي گلخانهاي.
اقتصاد ملي : براي بهره وري بيشتر از منابع محلي (چوبهاي مخصوص
سوخت) و فراهم كردن ميزان بيشتري از انرژي براي رشد و توسعه اقتصادي.
ملاحظات : رشد و توسعه
زنان : ايجاد فرصت براي زنان براي ايفاي نقش مهم در حوزه برنامه
ريزي و پياده سازي برنامهها و استراتژيهاي مربوط به تحصيل انرژي از
چوب.
چوب اره شده معمولا از كندههاي چوب توليد ميشود.
گرچه فرآيند تبديل از درخت در جنگل به الوار و متعاقبا به چوب اره شده،
ضايعاتي را به همراه دارد. اين ضايعات ميتواند به اشكال مختلفي چون
ضايعات الوار (شاخهها، كندهها و غيره) وجود داشته باشد. در بحث بعدي
خلاصهاي از روالهاي جمعآوري ضايعات توليد شده در جنگلها و ارائه آنها
(در كوره خشك سازي)، بشكل به چوبهاي اره شده و آماده مصرف، شرح داده
ميشود. همچنين لازم است به ذكر است كه اطلاعات و ارقام بصورت ميانگين
در اين مقاله نشان داده شده است و همچنين گوناگوني در خصوص ميزان
ضايعات توليد شده بصورت معمول، بر حسب روش استفاده، وجود دارد.
هر سال مقدار زيادي از پسماندهاي كشاورزي توليد
ميشود كه منبع مهم انرژي براي اهداف صنعتي و خانگي محسوب ميشوند، به
عنوان مثال: بين %10 تا%50 از كل انرژي روستائي. استفاده از پسماندها
بعنوان سوخت باعث فشار آمدن به منبع اصلي است. براي بررسي تاثير
استفاده افزايش يافته، لازم است تا چشماندازي از عرضه بالقوه و تفاضا
در اين خصوص تهيه شده و وجه تمايز و برتري آنها نيز با توجه به موقعيت
محلي مشخص شود. پسماندهاي كشاورزي ميتوانند در جاهائيكه محصولات
كشاورزي در حال رشد هستند نيز توليد شوند (كاه و ساقهها) و يا در
مراكز فرآوري (پوسته دانه، سبوس و غيره). جمع آوري پس ماندهاي وابسته
به زمينهاي كشاورزي كار دشواري است و اغلب بر روي زمين تا سوزانده شدن
باقي ميمانند. پسماندهاي وابسته به فرآيند و فرآوري محصولات اغلب به
صورت وسيعي به عنوان منبع انرژي مورد استفاده قرار ميگيرند.
منابع انرژي سنتي عبارتند از چوب و ديگر انرژيهاي
زيست توده نظير پس ماندهاي كشاورزي و پس ماندهاي مدفوع حيوانات. در
بيشتر كشورها، چوب به عنوان منبع انرژي سنتي اكثريت اشخاص بشمار
ميآيد. متاسفانه، اطلاعات اندكي در خصوص تركيب سوختهاي سنتي وجود
دارد.
سازمان خواربار و كشاورزي ملل متحد اين گونه ارزيابي مينمايد كه سرانه
ساليانه مصرف انرژي چوب در بين كشورهاي عضو RWEDP از 150 الي 680 كيلو
گرم برحسب هر نفر يا 2/2 الي 2/10 گيگاژول بر حسب هر نفر متغيير
ميباشد. با وجود آنكه مقاديري كه اين سازمان استفاده مينمايد از يك
كشور به كشور ديگر متفاوت است، سازمان خواربار و غذاي ملل متحد مقادير
خاص كشورها را در نظر گرفته وآنرا در خلال سالها بصورت ثابت محاسبه
مينمايد.
نقطه قابل ملاحظه دراين خصوص آن است كه سهم چوب و
ديگر انرژيهاي سنتي در ميزان مصرف انرژي كلي به طور قابل توجهي
ميباشد. اين اطلاعات نشان ميدهند كه مصرف چوب سوختها قابل توجه بوده
اما سهم آن در حال كاهش ميباشد. سهم چوب و ديگر سوختهاي سنتي از 18
تا 91 درصد كل مصرف انرژي ملي ميباشد
بر اساس ديدگاه سازمان خواروبار وكشاورزي ملل
متحد، ميزان مصرف انرژي چوب بر ناحيه در سال 2010 بر اساس انتظارات در
حدود 10200 پتاژول يا 1050 متر مكعب ميباشد.
فاكتورهاي اوليه محرك مصرف انرژي به صورت كلي در
مصارف بخش خانگي اندازه جمعيت و همچنين سطح درآمد خانوارها ميباشد.
موقعيت كشاورزي و اكولوژيكي نيز از جمله عوامل تاثير گذار بر روي مصرف
كلي انرژي به شمار ميآيند و همچنين فاكتورهاي اجتماعي فرهنگي نيز از
عوامل موثر هستند، اما اين فاكتورها تعيين كننده آن ميباشند كه چرا
مصرف انرژي از جايي به جاي ديگر متفاوت است
مردم روستايي كه عمدتا از چوب سوخت غير تجاري
استفاده ميكنند، عموما بيش از همتاهاي شهري خود، چوب سوختها را براي
پخت و پز بكار ميبرند، زيرا كاربردهاي نهايي عموما سودمندي كمتري
دارند. بخاريهاي استفاده شده در مناطق روستايي كه عمدتا بوسيله خود
زنان ساخته ميشوند، به هيچ هزينه مالي نياز ندارند و عموما كارايي
لازم را ندارند. از آنجا كه چوب سوختها عموما بخاطر آزاد و هزينه بودن
جمعآوري ميشوند، براي كاربردهاي مفيدتر تلاشهاي چنداني صورت نميگيرد
افزايش جمعيت بدون تغييرات وابسته به الگوهاي
درآمد خانواده يا بصورت خاص بدون افزايش قابل توجه تعداد خانوادههايي
كه درآمدشان به سطوح درآمدي بالاتر افزايش مييابد، به افزايش استفاده
از چوب سوختهاي غير تجاري منجر ميشود. مقدار چوب سوخت مصرف شده به
تعداد خانوادههايي كه درآمدشان زير سطح درآمدي آستانه قرار دارد،
خانوادههايي كه استطاعت خريد سوختهاي تجاري و چوب سوخت تجاري و زغال
چوب را ندارند، بستگي دارد.
درآمدهاي پايين خانواده ميتواند بر مصرف چوب سوخت
به روشهاي ديگري نيز تاثير بگذارد. تعدادي از خانوادههاي روستايي فقير
سوختهايي با كيفيت پايين نظير پسماندهاي كشاورزي و سرگين حيوانات را
بعنوان جايگزينهاي مهمي براي چوب سوخت، جستجو ميكنند. مصرف كنندگان
روستايي، حتي اگر به چوب سوخت دسترسي داشته باشند، بجاي سوخت از
سوختهايي با كيفيت پايين استفاده ميكنند و سپس چوب سوخت را براي كسب
درآمد اضافي ميفروشند
تجارت چوب سوخت و زغال چوب عمدتا در مناطق شهري وجود دارد. در اين
جاها، اكثريت مصرف كنندگان، خانوادههاي ضعيف هستند. چوب سوخت و زغال
چوب، عمدتا براي پخت و پز بكار برده ميشوند و براي گرم كردن فضا و
بويژه در مورد زغال چوب براي اطوكشي لباسها نيز بكار ميرود. با اين
وجود، هم در مناسطق شهري و هم در مناطق روستايي، خانوادههاي داراي
درآمد بالا نيز وجود دارند كه چوب سوخت و زغال چوب را ميخرند و از
آنها استفاده ميكنند. بعضي از آنها پول خريد سوختهاي متداول نظير نفت
سفيد و PGرا دارند اما مشكلاتي نيز در بدست آوردن آنها دارند
در حالي كه عمدتا سطوح درآمدي و قيمت سوختهاست كه
الگوي مصرف سوختهاي تجاري را در خانوادههاي شهري تعيين ميكند، در
خانوادههاي روستايي، تامين منبع سوختها مدرن، عامل اضافي ديگري است كه
بايد مورد توجه قرار گيرد اما اين امر ممكن است در بعضي مناطق شهري
كوچكتر نيز صحيح باشد. در ميان خانوادههايي كه چوب سوختها را خريداري
ميكنند، افزايش درآمدهاي خانواده، عموما به كاهش تعداد چوب سوختهاي
خريداري شده و مصرف كلي چوب سوخت منجر ميشود.
بسياري ازخانوادهها چه در نواحي شهري و چه
روستايي درگير فعاليتهاي امرار معاش و گذران زندگي هستند و در اين
فعاليتها از سوخت چوب و ذغال چوب استفاده ميكنند. آماده سازي غذا و
عملكرد موسسات كوچك تهيه غذا از جمله بهترين مثالها در اين زمينه
ميباشند. معمولاً تفكيك مقدار انرژي استفاده شده براي فعاليتهاي
امرار معاش از مقداري كه تنها توسط منازل مصرف ميشوند، كار دشواري
است.
منابع اصلي چوبسوختها شامل جنگلهاي طبيعي، كاشت
درختان بوسيله دولتها و سازمانهاي خصوصي، جنگلهاي اجتماعي،
سرزمينهاي جنگلي روستايي و خصوصي، درختان پراكنده در مناطق مرزي و
مزارع، كانالها و بسترهاي رودخانه و كنارههاي جاده و درختان خصوصي در
منازل و باغهاي شخصي ميباشند.
همانگونه كه بيان شد، تنها بخش محدودي از كاربران
نسبت به خريد چوب سوخت مصرفي خود در بازار اقدام ميكنند. ديگران يا
آنكه كارگران روزمزد را استخدام كرده و يا آنكه خود نسبت به جمعآوري
چوب سوخت از منابع مجاني موجود اقدام ميكنند. بخش قابل توجهي از جمعيت
روستايي در اين امور اشتغال داشته و براي برخي از آنها اين عمل تنها
وسيله كسب درآمد نقدي ميباشد.
در آسيا، هنوز نيز حجم چوب سوخت هاي برداشت شده را
بعنوان يك محصول جانبي توليد شده از انواع مختلف جنگل و سرزمينهاي
كشاورزي داراي درخت به شمار ميآورند. اين سيستمها شامل مديريت جنگلهاي
طبيعي، كاشت درختان و درختاني كه به صورت طبيعي رشد ميكنند و هم چنين
شامل بوته هاي مناطق عمومي و خصوصي و يا سرزمين هاي متعلق به جوامع
خاص جهت اهداف توليدي مختلف ميباشد. تاسيس زمينهاي كشت و توليد چوب
سوخت بزرگ، مخصوصا جهت اهداف مربوط به تأمين چوب سوخت براي مصارف
خانگي، به عنوان يك استراتژي جهت توسعه انرژي روستايي مطرح ميباشد كه
هنوز نيز بايدآن را از نقطه نظر امكان پذيري مالي مورد تست و
بررسي قرار داد.