رسانههاي ارتباط جمعي، قوانين و خطمشيهاي
فرهنگي برون مرزي
تلويزيوني بدون دستورالعملهاي مرزي
و بازار مشترك در پخش راديويي
اصل كلي تشكيل
دهنده چارچوب دستورالعمل
TWF آن است كه يك
برنامه تلويزيوني كه بصورت قانوني در يكي از كشورهاي عضو اتحاديه اروپا
به نمايش درميآيد بتواند بدون اعمال محدوديت بصورت مجدد در كشورهاي
عضو ديگر نيز پخش شود. (والاس و گلدبرگ 1989). در اين خصوص رهنمود TWF
حداقل استانداردها را براي پخش برنامهها در موضوعات خاص در نظر گرفته
و كشورهاي عضو را متعهد ميسازد كه قوانين نشر راديويي در هر يك از اين
كشورها منطبق با يكديگر باشند. اين بدان معناست كه بطور كلي تعديل
كنندههاي برنامههاي راديو تلويزيوني بيش از اين اجازه نخواهند داشت
نسبت به مستثني ساختن برنامههايي كه از كشورهاي ديگر عضو ارسال ميشود
اقدام نمايند. TWF (1989) در ماده قانون (2)2 متذكر ميشود كه، «اعضاي
عضو ميبايست اين اطمينان را حاصل نمايند كه آزادي دريافت برنامههاي
پخش شده وجود دارد و نبايد نسبت به اعمال محدوديتها در برنامههاي
ارسال شده از ديگر كشورهاي عضو بر اساس بخشنامه منطبق با اين معاهده
اقدام نمايند.» اين بخشنامه شامل فصولي است كه به ارتقاي توليد و توزيع
برنامههاي تلويزيوني (TWF، فصل 3، بندهاي 9-4)، محافظت از اقليتها (TWF،
1989، فصل 5، بند 22)، تبليغات تلويزيوني و حاميان مالي آن (TWF، 1989،
فصل 4، بندهاي 21-10) و حق پاسخ (TWF، 1989، فصل 6، بند 23) اختصاص
يافته است.
سيستمهاي رسانه برون مرزي: فرهنگ و سيستم حمايت
از توليدات داخلي
حيطه دستورالعمل
TWF در حقيقت
محتواي تهييج هويت اروپايي و فرهنگ اروپايي، حداقل بر اساس برخي از
استدلالها، را بعنوان هدف مد نظر قرار داده بود. در عمل، اين ايده
منجر به ايجاد سهميههايي در اروپا گرديد. براي برخي از اروپائيها، اين
سهميهها از جمله راهها و روشهاي مشروع در جهت حفظ هويت منطقهاي و ملي
بشمار ميآمد. براي اروپائيان ديگر، افزايش تعداد فيلمهاي هاليوودي،
نمايشنامهها و كمديهاي روزمره و به روي آنتن رفتن آنها در
تلويزيونهاي اروپا هم بعنوان يك فاجعه فرهنگي و هم بعنوان يك بلاي
اقتصادي بشمار ميآمد. پديده فرهنگي چنين رخدادي مشهود مينمود. بلاي
اقتصادي اين پديده آن بود كه برنامههاي هاليوودي قبلا هزينههاي خود
را بطور كامل در بازار آمريكا مستهلك نموده بودند و بر اين اساس با
قيمتي ارزان به ايستگاههاي پخش اروپايي راه مييافتند. نتيجه چنين
رخدادي آن بود كه براي چندين سال، توليدكنندگان اروپايي، بواسطه قيمت
اندك محصولات آمريكايي، در هيچ منطقه قابليت رقابت و توليد محصولات
جديد را نداشتد (كميسيون اروپا 1998ب).
دستورالعمل دوم: برنامههاي ورزشي و خريد
تلويزيوني
حتي در صورتي كه
الحاقيههاي قيد شده در دستورالعمل دوم
TWF (1997) باعث
تقويت مفاد فرهنگي اين سهميه نگرديد، دو قاعده مهم ديگر وجود داشت كه
هدف از آنها بوجود آوردن اصلاحيههاي فني بيشتري ميبود. اولين قاعده و
مهمترين آن، به كشورهاي عضو اجازه ميداد تا نسبت به انتخاب و مشخص
نمودن «رخدادهاي داراي اهميت مهم براي جامعه» - رويدادهاي ورزشي - كه
در معنا ميبايست در تلويزيونهاي آزاد به نمايش درآيد اقدام نمايند (
دستورالعمل 2 TWF 1997، بند 3الف). در وهله دوم، قوانين حاكم بر خريد
از راه دور يا خريد از طريق تلويزيون به منظور اجازه دادن به كانالها
جهت افزايش موارد پخش برنامههاي تجاري، و نه فرهنگي، دستخوش تغيير
قرار گرفت ( دستورالعمل 2 TWF 1997، بند 19).
نتيجهگيري: رسانه برونمرزي و فرهنگ
در عصر همگرايي و توسعه
در حدود پانزده
سال از آغاز سياست پخش برونمرزي جامعه اروپا بصورت پذيرش اولين
دستورالعمل TWF
(1989) ميگذرد. پس از گذشت يك دهه از حضور تلويزيون بدون مرز، ماچت
(1999، 48) خاطرنشان نمود كه، «ما از ايده تلويزيون اروپايي مشترك كه
هدف از آن پرورش و شكوفايي هويت اروپايي ميباشد، و جزئي از هسته اولين
دستورالعملهاي موسسات اروپايي در زمينه سياست رسانهاي ميبود، دور
افتادهايم.» براستي كه سياست داشتن موسسات پخش پان- اروپايي آزمايشي
اكنون امري منزوي تلقي گرديده و امروزه ديگر اثري از «كانال اروپا» بر
حسب ايده متصور شده مباحث مرتبط با سياستهاي رسانهاي اروپا در دهه
1980 ديده نميشود. شهروندان كليه كشورهاي عضو، همانند سه دهه اول پس
از جنگ جهاني دوم براي ديدن يا شنيدن برنامههايي كه اساسا «هويت
اروپايي» اجتماعي را حول محور ملي ترويج مينمودند، ديگر هر شب ايستگاه
پخش مشخصي را مد نظر قرار نميدهند. در صورتي كه اين امر تنها معيار
مشخص كننده موفقيت بشمار آيد، پس بنابر اين تلاشهاي صورت گرفته شده
براي تحقق يك سيستم رسانهاي برون مرزي با شكست مواجه شده است.

|