|
ارتباطات روان درمانبخش
اغلب مردم بدون در نظر گرفتن درمان روانشناختي حرفهاي فرصتها و
چالشهايي كه در طول زندگي براي آنها فراهم ميشود را مديريت مينمايند.
با اين وجود، برخي از انسانها به منظور ايجاد تسهيلات لازم جهت فرآيند
تغييرات در رواندرماني شركت ميكنند. فرآيند تغيير در چارچوب رواندرماني
فرقي با فرآيند تغيير كه بدون درمان روي ميدهد ندارد. درمانهاي
روانشناختي يا روانشناسي به منظور ارائه كمك به مردم جهت مشخص نمودن
وضعيت جاري تغييرات آنها و همچنين كمك نمودن بدانها جهت حركت از يك
مرحله تغيير به مرحله بعدي ميباشد. كليه درمانهاي روانشناختي شامل
متخصصين درمانشناس يا درمانگران و مراجعيني است كه ارتباط درماني را،
از يك طرف، توسعه داده و درمانگر با استفاده از مهارتهاي فني، از طرف
ديگر، جهت كمك به آنها به منظور دسترسي به نيروهاي شخصي خود و حركت از
يك مرحله به مرحله بعدي اقدام مينمايد...
از شكل زير كه از مقاله تخصصي لمبرت(1992) استخراج شده است ميتوان
استنباط نمود كه 40 درصد از يك تغيير به هنگام درمان ممكن است منسوب به
فاكتورهاي مداواي خارجي و يادآور خصيصههاي وضعيت درمان باشد. به
هنگامي كه تكنيكهاي خاص درماني و انتظارات مراجعين براي پيشرفت(يا
تاثير دارونمايي بگونهاي كه زماني بدين نام خوانده ميشد) هر كدام 15
درصد از تغيير را شامل ميشوند، ارتباط درماني تاكنون مهمترين مشخصه
تغيير درماني بوده و در حدود 30 درصد از پيشرفت را به هنگام درمان بخود
اختصاص ميدهد...
رشد
ارتباط درماني شامل مراحل مشخصي ميباشد از قبيل برنامهريزي، بيماري،
ارزيابي، درمان، مديريت مقاومت و دوسوگرايي در خصوص تغيير و رهايي. اين
مراحل درمان كاملا مشابه با مراحل تغيير ارائه شده بوسيله
پروكسكا(1999) ميباشد. تحقيق بر روي فاكتورهاي معمولي كه مرتبط با
نتيجه مثبت درماني ميباشد و اصول عملكرد باليني درست، اشاره به برخي
از خصيصههاي كليدي كار مشاركتي دارد (نوركراس، 2002، اسپرنكل و
همكاران، 1999، برجين و گارفيلد، 1994). خصيصههاي ارتباط درماني
مواردي نظير گرمي، همدلي و صداقت و اصالت ميباشد. يك متخصص درمان ميبايست
حالتي از مشاركت اشتراكي را بوجود آورد كه در آن مراجعين داراي تبحر
كافي بر روي خصيصههاي خاص وضعيت خود بوده و همچنين متخصص درمان يا
درمانگران نيز متبحر بر علوم كلي و اطلاعات باليني مرتبط با توسعه
روانشناختي بوده و علاوه بر اين، متخصص در محدوده وسيعي از مشكلات
مختلفي باشند كه مشكل جاري نيز يكي از آن نمونهها بحساب ميآيد.
ارزيابي ميبايست از طريق داشتن كنجكاوي توام با احترام انجام پذيرد و
از طريق آن درمانگران بطور متوالي كوشش نمايند تا اطلاعات جديدي را در
خصوص مشكل بدست آورده و بكوشند تا راهحلهاي بالقوه را يافته و مراجعهكنندگان
را دعوت كنند تا استنباطهاي خود را از طريق بررسي مشكلات خود از زوايا
و پرسپكتيوهاي مختلف مورد ملاحظه قرار دهند(سكچين، 1987). از اين طريق
ميبايست يك نظريه يا ديدگاه دعوتكننده را اتخاذ نمود كه در آن
مراجعين بصورت غير مستقيم دعوت ميشوند تا در ارزيابي و مداوا شركت
نمايند(كلي، 1955). از اينرو، ميبايست قوه تمركز و قابليت برگشتپذيري
همتراز از يك طرف و مشكلات و محدوديتها از طرف ديگر وجود داشته باشد.
داشتن قوه تمركز باعث ارتقاي اميد و تحرك مراجعين جهت استفاده از منابع
خود به منظور حل مشكلات خويش ميشود(هابل و همكاران، 1999). با اين
وجود، تمركز به منظور فهم آنكه چرا مشكل ادامه مييابد و فاكتورهاي
تداوم آن از اهميت خاصي برخوردار است، چرا كه اين اطلاعات باعث ميشود
تا مشكلات بطور موثرتري حل گردد. تصديق و تاييد موارد ميبايست از سوي
مراجعين و درمانگران بصورت غيرعمد در موقعيتهاي كار اشتراكي، انتظارات،
جوابهاي احساسي و رويههاي تعاملي از همان مراحل اوليه ارتباطات و بده
بستان كردنهاي مراقبتي انجام پذيرد. اين تعاملاتگذري و مقابلگذري(انتقال
احساس از روانكاو به شخصي كه مورد روانكاوي ميباشد) در صورتي كه مورد
شناسايي قرار نگيرد ممكن است كل پروسه درمان را تحتالشعاع قرار دهد و
از اينرو ميبايست بصورت مستقيم يا باز و با مهارت خاص به هنگامي كه
مقاومت در برابر تغيير درماني وجود دارد مورد استفاده قرار گرفته شود...
تاثير
درمانهاي روانشناختي
براي شايعترين مشكلات روانشناختي، بين دو سوم و سه چهارم از مراجعين در
درمان روانشناختي پيشرفت داشتهاند(برجين و گارفيلد، 1994؛ كار،
2000الف، 2000ب، 2000ج؛ كريستوفرسن و مورتويت، 2001؛ فونجي و همكاران،
2002؛ ناتان و گورمن، 2002؛ پينساف و ويني، 1995؛ راف و فونجي، 1996).
اغلب مراجعين بزرگسال و كودك تنها براي 6 الي 10 جلسه جهت درمان
انفرادي، خانوادگي و زناشويي شركت نمودهاند(گارفيلد، 1994؛ ويزز و ويز
، 1993). شايد تعجب برانگيز نباشد كه در طي 8 جلسه مراجعين بالغ 50
درصد پيشرفت داشته و با 26 جلسه ميزان پيشرفت به صورت قابل ملاحظه به
75 درصد رسيده است(لامبرت و برجين، 1994). بنابراين مشهود است كه جلسات
اوليه(8 الي 10 جلسه اول)، نقش اساسي در پيشرفت داشته و پس از آن نقش
هر جلسه در ميزان پيشرفت كاهش مييابد. در حدود 10 درصد از بيماران
بواسطه درمان صدمه ديدهاند(لامبرت و برجين، 1994). مراجعين مشكلات
پابرجاي شديدي داشتهاند، مشكلاتي نظير اختلالات شخصيتي مرزي كه فرد را
مستعد تباهي يا زوال فكري مينمايد. براي مراجعيني كه از اين مشكلات
رنج ميبرند، زوال به احتمال قوي در درمانهايي روي ميدهد كه تمركز
آنها بر روي درهم شكستن استراتژيهاي كنارآمدن با شرايط خاص و دفاع
بعنوان يك عادت استوار ميباشد. بصورت مكرر و پايدار نشان داده شده است
كه سردي، عدم احترام و عدم داشتن احساس از سوي درمانگر باعث بروز پديده
زوال ميشود...
روشهاي مداواي روانشناختي كه
جوابگوي مشكلات افراد بالغ ميباشد
در
حاليكه مقالههاي متا ـ تحليلي جهاني
نتيجهگيري مينمايند كه ديدگاههاي درماني براساس مدلهاي مختلف نتايج
مشابهي را ببار ميآورند، مقالههايي كه براساس مطالعات كنترل شده
مناسب انتشار مييابند تاثيرات تكنيكهاي خاص را در مشكلات مشخص
خاطرنشان مينمايند...
مداواي روانشناختي در خصوص مشكلات
كودكان و نوجوانان
نتيجه تحقيقات مداواي موثر
روانشناختي مشكلات كودكان و نوجوانان در اينجا بيان شده و بصورت خلاصه
در جدول 4/9 آورده شده است. مشكلاتي نظير تغذيه پيش از دوران مدرسه،
خواب و ديگر موارد با استفاده از روشهاي روانشناختي قابل پاسخ
ميباشند. براي كودكاني كه مشكلات غيراندامي در مقابل پيشرفت از خود
بروز ميدهند ارزيابي انضباطي چند مرحلهاي به همراه توجه كافي به
امر تغذيه مناسب آنها و آموزش والدين و كمك به كودكان و مادران به
منظور بدست آوردن الگوي مناسب تغذيهاي ميتواند بصورت ويژهاي موثر
باشد...
ممانعت از مشكلات روانشناختي
مجموعه فزآيندهاي از شواهد در
طي آزمايشات كنترل شده برنامههاي محافظتي، اين ديدگاه را تقويت مي
نمايد كه ممانعتهاي روانشناختي ميتواند از بروز تعداد زيادي از
مشكلات روانشناختي جلوگيري بعمل آورد...
مباحثات
در خصوص تغييرات بوجود آمده در
طول تاريخ براي رشته روانشناسي مباحثات زيادي صورت پذيرفته است. بطور
مثال، سنتگرايان مكتبهاي بشري و رفتاري در خصوص اهميت نسبي كيفيت
ارتباط درمان و تكنيكهاي آن با هم اختلاف نظر دارند...
تغيير مثبت، رشد شخصي و توسعه
ممكن است در پاسخ به فرصتهايي جهت تغيير و چالشهايي براي اقدام جهت
بدست آوردن منابع خود روي دهد. اين موارد شامل آنهايي هستند كه براي
تكميل يك مرحله خاص از سيكل زندگي بدانها اشاره شده است. مواردي كه
مرتبط با گذر از يك مرحله از سيكل زندگي به مرحله ديگر ميباشند...

|