|
عناصر الگوي شخصيت
تفاوت بين خودانگارگيهاي اساسي و آرماني ممكن است منعكس كننده
راهي باشد كه در آن گروه يا شخص خاص صفات يا ويژگيهاي مشخصي را مورد
ارزيابي قرار ميدهد. تفاوت در صفاتي كه بوسيله يك گروه اجتماعي داراي
ارزش بالايي ميباشد چشمگيرتر و بزرگترخواهد بود. بطور مثال در صورتي
كه شجاعت بعنوان يك ارزش بالاي اجتماعي بشمار آيد، شخص كه خود را قدري
ترسو ميشمارد، در خودانگاري آرمانيخود، خويش را بعنوان شجاعترين
شجاعان ميبيند. از طرف ديگر، در صورتي كه شجاعت ارزش اجتماعي پاييني
داشته باشد، كما اينكه براي دختران ممكن است چنين باشد، آن ويژگي تاثير
اندكي بر روي شكلگيري خودانگاري آرماني خواهد داشت...
تفاوت زياد بين خودانگارگيهاي واقعي و آرماني يك شخص ميتواند منجر به
تعديلهاي ضعيف شخصي و اجتماعي شود. در برخي از مواقع تفاوت كوچكتر از
آنچه واقعا است بنظر ميرسد. دليل اين امر استفاده شخص از مكانيزمهاي
دفاعي جهت پوشاندن خودسنجيهاي نامطلوب خود ميباشد. بطور مثال ممكن است
ترس خود را انكار نمايد، آن هم به هنگامي كه خودانگارگي آرماني شجاعت
را بعنوان يكي از خصيصههاي برجسته وي مطرح مينمايد...
حتي به هنگامي كه سيستمهاي دفاعي به منظور كاهش تفاوت بين خودانگارگي
اساسي و آرماني مورد استفاده قرار ميگيرند، اين تفاوت بعنوان يك تجربه
درهمريخته ميباشد كه منجر به بروز احساس افسردگي ميشود. همانگونه كه
لكي خاطرنشان ميسازد، ”كليه احساسات را ميتوان بطور مستقيم به تجاربي
مرتبط نمود كه بوسيله اشخاص بعنوان پشتيباناني يا تهديدهايي براي يك يا
چند ايده مربوط به خود تفسير ميشوند“...
در صورتي كه تفاوت بين خودانگارگي اساسي يا آرماني براي مدت مديدي دوام
داشته باشد، منجر به اختلال شخصيت و ناكامي شديد خواهد شد. در اين
مواقع شخص از خود بيزار بوده و چنان رفتار مينمايد كه ديگران نيز از
وي رويگردان شوند. علاوه بر اين، وي بصورت متوالي از ناكاميها و
تحقيرها در رنج ميباشد، چرا كه خود را از آرمانها و ايدهآلهاي خود
بسيار دور ديده و براي رسيدن بدانها خود را ناتوان و درمانده احساس ميكند.
در اين زمان احساس نابسندگي و حقارت در وي رشد نموده كه ممكن است باعث
افزايش بيزاري از خود و حتي موجب ناسازگاري اجتماعي بيشتري گردد...
تفاوت بين خودانگارگيهاي فيزيكي و روانشناختي
برخي از اشخاص قادرند تا خودانگارههاي روانشناختي خود را قبول نمايند
ولي قادر به قبول خودانگارگيهاي فيزيكي خود نيستند. در برخي ديگري از
اشخاص ممكن است عكس اين قضيه درست باشد. بسياري از نوجوانان كه از
وضعيت ظاهري يا قيافه خود ناراضي ميباشند، از توانايي خود در زمينههاي
ديگر رضايت دارند، همچنين حالت معكوس اين قضيه نيز صادق است. بطور
مشابه فردي كه پا به سن ميگذارد ممكن است در خصوص پذيرش تغييرات
فيزيكي مرتبط با سن دچار مشكل شود، ولي تا جائيكه كه مربوط به
توانائيها و ناتوانائيهاي وي ميشود اين مسئله را خود پذيرفته است. حتي
در صورتي كه تصور قالبي آن را نيز قبول نمايد، وي ممكن است بدين موضع
اعتقاد داشته باشد كه بالا رفتن سن نشانه اضمحلال يا تباهي فكري ميباشد...
تفاوتهاي بين خودانگارگي اجتماعي
و آرماني
در زمانهاي خاصي ممكن است شخصي
خويش را از طريق چشمان ديگران ببيند، آن هم به روشي كه حقيقتا بر خلاف
خواسته و نگاه خود ميباشد. تنفر وي از قضاوت ديگران دربارهاش وي را
در موضعي دفاعي قرار داده و او را تشويق ميكند تا رفتار خود را توجيه
كرده و يا از ارزش منبعي كه قضاوت نامتناسب را از ديد او انجام داده
بكاهد...
استواري خودانگارگي
به هنگامي كه خودانگارگي متغيير
يا بي ثبات ميباشد، همانگونه كه در مفاهيم انتقالي بدان اشاره شده
است، براي شخص، ديدن خود به همان صورتي كه واقعا ميباشد دشوار خواهد
بود. تنها در صورتي كه خودانگارگي نسبتا ثبات داشته باشد فرد قادر
خواهد بود تا احساسي درست از هويت خود بروز دهد...
تغييرات در استواري
خودانگارگي در ساليان اوليه
زندگي، به هنگامي كه تغييرات سريع فيزيكي و رواني روي ميدهد، داراي
حداقل ميزان استواري ميباشد. يك تغيير فيزيكي شديد كه تقريبا زمان
اندكي را بخود اختصاص ميدهد، به هنگام بلوغ جنسي، باعث بروز عدم
استواري ميگردد...
تاثيرات استواري و سازگاري
سازگاريهاي شخصي و اجتماعي به
ميزان زيادي تحت تاثير شدت يا درجه استواري خودانگارگي قرار ميگيرند.
يك خودانگارگي استوار، حتي چنانچه منفي باشد، به شخص احساس ايمني
ميدهد...
تاثيرات خودانگارگيها بر روي
رفتار
خودانگارگي يك شخص، خواه بصورت
استوار باشد و خواه نااستوار، باعث برانگيختن نيرو در رفتار وي ميشود.
اعمال فردي براساس چگونگي ديدن خويش در هر لحظه است...
صفات و ويژگيها
الگوي شخصيت يك ساختار چندبعدي
واحد ميباشد كه در آن مفهوم خود بعنوان هسته يا مركز ثقل(جاذبه) بشمار
ميآيد. در اين ساختار الگوهاي يكپارچه بسياري در خصوص گرايشهاي واكنشي
وجود دارد كه بنام ”صفات“ معروفيت داشته، كه داراي ارتباط نزديك و تحت
تاثير مفهوم ”خود“ ميباشند...
معناي صفات و ويژگيها
صفات و ويژگيهاي شخصي، با وجود
آنكه اغلب تعاريف و تشريحات آن بواسطه شامل شدن نقاط برجسته مشترك
مشابه ميباشند، بروشهاي بسياري تشريح و تعريف گرديدهاند. يك صفت
بعنوان يك ويژگي يا بعد شخصيت مورد تشريح قرار گرفته كه شامل گروهي از
واكنشهاي مرتبط و پايدار از خصيصههاي سازگاري بارز يك فرد ميباشد...
ويژگيهاي صفات
هر صفت داراي سه ويژگي ميباشد:
يگانگي، درجه درستنمايي و همساني...
صفات در برابر عادات
تاكيد بر همساني رفتار، كه ويژگي
تمامي صفات ميباشد، ممكن است بدين امر منجر شود كه شخصي اعتقاد يابد
كه صفات و عادات يكي ميباشند...
صفات مشترك و منحصربفرد
در داخل الگوي شخصيت صفات مشترك و
منحصربفرد جاي گرفتهاند. تركيب اين دو صفت نقش مهمي در فرديت يك شخص
بعهده دارد...
تعداد صفات
تلاشهاي زيادي انجام پذيرفته است
تا مشخص شود كه يك الگوي شخصيت معمولي يا متداول داراي چه ميزان صفاتي
ميباشد...
نشانگان شخصيت
از زمان بقراط اينگونه فرض شده
بود كه الگوهاي شخصيت با برخي از استانداردها يا ”سنخهاي“(بقراطي)
مطابقت دارد...
نشانگان نابهنجاري
تعداد نشانگان يا سندرمهاي ويژگي
الگوهاي شخصيت نابهنجار مشخص گرديده و بعنوان مورد باارزش در تشخيص
اختلالات شخصيتي به اثبات رسيده است. ذكر سه مثال عناصر مشترك در
سندرمها را نشان خواهد داد...

|