|
اعتياد
اختلال در تغذيه : دليلي براي استفاده مجدد دارو
به هنگامي كه تحت درمان قرار گرفته و پس از آن استعمال دارو را قطع
كردم،بسياري از چيزهاي نهان در وجودم شروع به جوشيدن نمود. يكي از اين
چيزهاي مهم بيادآوري اين نكته بود كه به هنگام اولين دوره اعتيادم حتي
حاضر بودم براي خريد اين حب نبات دست به سرقت پول نيز بزنم. پس از طي
دوره كوتاهي نوع مصرفم به اسپيد و كوكائين تغيير يافت، كه هر دو كاهشدهنده
اشتها هستند. بنابراين وقتي معالجه را شروع كردم هنوز لاغر بودم. هيچكس
در اختلال معاش و بيقاعدگي تغذيه من شك نكرد. هيچكس با دقت به مسئله
اختلال معاش توجه نكرد. در زماني كه ديگر موادم بپايان رسيد، دوباره
اشتهايم براي خوردن خوب شد و بسرعت چاق شدم، ولي نهايتا به مصرف مواد
روي آوردم. نقل از ” لارياس“ معتاد در حال بازپروري...
اين داستان ناراحت كنندهاي است كه اغلب در ميان معتادان در حال
بازپروري شنيده ميشود. بيماران جديد در حال بازپروري تحت يك برنامه
درمان ممكن است با اختلالات غذايي غير فعال بواسطه مصرف مواد، روبرو
شوند. با همه اين وجود،شخصي كه سراپاي او را وسوسه گرفته است هيچ راه
حلي را نميتواند مناسبتر از مصرف انواع مواد بيابد، موادي كه اشتها را
از بين ميبرند. تا وقتي كه داروي مخدر فعال است احتمال آنكه فردي
متوجه اختلالات غذايي شود كم است، جز آنكه فرد معتاد تا آن اندازه دچار
مشكلات غذايي شود كه ديگران را متوجه استمرار حالت بيقاعدگي و عدم
تمايل غذايي نمايد. بواسطه عدم پذيرش توهمي كه در يك بيمار بطور دائم
وجود دارد، خود بيمار نيز ممكن است از آنچه دچار اختلالات غذايي فعال
است بيخبر باشد، بخصوص چنانچه هنوز به مرحله حاد بيقاعدگي و عدم
تمايل غذايي نرسيده باشد. در اين حالت آنها بيشتر مانند اشخاص زندهاي
هستند كه مشكلات روحي و رواني دارند، و مسئله اصلي آنها به كل پنهان
مانده است. آنها بسيار مرموزند و بندرت بطور داوطلبانه اذهان ميكنند
كه داراي اختلال غذايي ميباشند...
غالبا، بيماري كه اعتياد را ترك
كرده و داراي اختلالات غذايي و بيقاعدگي و عدم ميل به غذا ميباشد و
دوره درمان وي در يك مدت كوتاهي به پايان رسيده، دوباره به مصرف مواد
روي خواهد آورد. بطور كلي، اختلال غذايي و عملكرد آن در فرآيند مصرف
مواد بگونهاي است كه يا به آن اهميت داده نميشود يا تاثير آن كاملا
بطور واضح در نظر گرفته نميشود...

|