|
تئوري ذهن در نمادهاي استراتژي
بررسي تئوري ذهن
يكي از نواحي غالبا بحث برانگيز تحقيقات در علوم ادراكي توجه به تئوري
ذهن و توانايي درك و برهان انسان در خصوص حالت روحي خود و حالات روحي
ديگر انسانهاست به همراه مشكلات ذاتي در بررسي رفتار كه به اندازه
زيادي غير قابل مشاهده ميباشد. محققيني كه در اين خصوص به تحقيق
مشغولند بايد در اين زمينه كاملا براساس موازين علمي حركت نمايند. با
وجود آنكه روشهاي جمعآوري شواهد متفاوت ميباشند، بسياري از فيلدهاي
تحقيقاتي داراي چنان شواهدي هستند كه بر طرز تلقي و برداشت ما تاثير ميگذارند...
محققين در بخش توسعه روانشناسي بطور گستردهاي تئوري ذهن را براي بررسي
و تحقيق بعنوان يكسري از توانائيهايي كه بطور مداومي در رشد نرمال زمان
كودكي دخيلند، انتخاب كردهاند(ولمن و لگاتوتا،2000). پس از گذشت نيمه
سال دوم است كه كودك نوپا، از خود فهم عملكردهاي قصدي را نشان داده و
ميفهمد كه ديگران نيز داراي تجارب ذهني هستند. تا سال 4 و 5، كودك فهم
يك لغت ذهني مانند فكر، تخيل و دانش را درك كرده ميتواند آنرا مقايسه
و به كار برد .به هنگامي كه كودك پا به سنين دبيرستان و نوجواني ميگذارد
قادر است تا تفكر خود را به آن اندازه رشد دهد كه مردم را بعنوان
سازندگان فعال و مفسرين علم مورد تحسين و تشويق قرار دهد. و در نظر
داشته باشد كه ديگران نيز داراي افكار متداومي هستند. شواهدي در دست
است كه خاطرنشان ميسازد توانائيهاي تئوري ذهن به رشد خود در سنين
بزرگسالي نيز ادامه ميدهد .حتي در زماني كه تعقل غيراجتماعي شروع به
تنزل مينمايد(هيپ 1988) ...
در زمينه تحقيقاتي روانشناسي غيرطبيعي، موارد اجباري در خصوص
بيماريهايي نظير خيالبافي(بارن ـ كوهن ، 2000) و اسكيزوفرني(كركران ،
2001) و كمبودها، در تئوري ذهن مورد بررسي قرار گرفت. مطالعات آسيبشناسي
عصب برروي بيماران ضربه ديده شواهدي را گردآوري نموده است دال بر اينكه
مكانيسمهاي تئوري ذهن در مغز جمع ميباشند(هيپ 1999)، و مطالعات عملي
در حال انجام تصور عصبي نيز اين شواهد را جهت متمركز بودن اثبات نموده
است(فريس و فريس 2000) ...
در تحقيقات بيشتر پيرامون فهم توانائيهاي تئوري ذهن، جامعة روانشناسي
بيشترين سهم را به خود اختصاص داد، و دو نوع كلاس تئوريهاي پردازش را
كه به طور گستردهاي مورد بحث قرار گرفت پيشنهاد نمود. اولي، تئوري ميباشد
كه فرض مينمايد كه توانائيهاي تئوري ذهن بوسيلة پيشبيني و مكانيسمهاي
تشريحي با بكارگيري دانش سطح نمايش در خصوص وضعيتهاي ذهني مورد محاسبه
قرار ميگيرد(گوپنيك و ملتزوف، 1977، نيكل و استيچ، آينده) نقطهنظر
مخالف اين فرضيه تئوري شبيهسازي ميباشد(گلدمن،2000) كه عقيده دارد
توانائيهاي تئوري ذهن بوسيلة اين تصور كه شما در نقش فرد ديگري هستيد
محاسبه ميگردد، سپس وضعيت ذهني آنها را با مانيتورينگ پردازشهايي كه
بوسيلة مكانيسمهاي ادراكي خود شما پردازش گرديده استنباط مينمايند در
حاليكه برخي از مدلهاي ادراكي مبتني بر پردازش سطح بالا پيشنهاد
گرديده(مانند نيكل و استيچ، 2000)، سؤالات ناآگاه زيادي هستند كه مانع
از ساخت توانائيهاي محاسباتي مدلهاي تئوري ذهن ميگردند ...
قياس به عنوان يك ابزار بررسي
در كار قبلي(گوردن
a2001) ما در خصوص پيشرفت در زمينههاي مختلف ادراك بحث نموديم ـ برهان
قياسي ـ ميتوانست به عنوان پايه براي اسلوبشناسي داستان جهت بررسي
نمادهاي ذهني باشد. به عنوان يك پروسة ادراكي، برهان قياسي هم از نظر
تئوري و هم از نظر تجربي توجه زيادي را به خود معطوف داشته است...
نمادهاي تئوري ذهن
براي آنكه حالات روحي و اجزاي
پروسه ذهني را كه در سازماندهي واژگان نمادين استراتژي نقش دارند تشريح
كنيم، اين بخش بطور خلاصه هر يك از 13 نواحي نمادين(از كل 40 ناحيه)،
كه بطور خاص مرتبط با برهان تئوري ذهن ميباشند را توضيح ميدهد...
مباحثه
هيچگونه تكنيك عاري از خطا در
خصوص تعيين محتويات نمادهاي ذهني بكار رفته در برهان و تعقل وجود
ندارد. ديدگاه تشريح شده در اينجا، درك تئوريكي ما از برهان قياسي بوده
و بعنوان يك ابزار كاوش مورد استفاده قرار گرفته است...
نتيجهگيري
در حاليكه علاقة زيادي جهت فهم
توانائيهاي تئوري ذهني مردم وجود دارد نظريههاي تئوري و تجربي بطور
گستردهاي از مقولههايي كه در خصوص محتويات نمادين بكار گرفته در اين
كلاس برهان و منطق ميباشد جلوگيري بعمل آورده است. در اين مقوله، ما
مباحثي در خصوص رشد ادراك خود در پروسة مختلف ادراك بيان داشتهايم
مانند برهان قياسي كه ابزار لازم را براي بررسي اين نمادها به روش جديد
ارائه نموده است...

|