نام اصل متن :
Interpretation of self-potential anomalies by Enhanced LocalWave
number technique
نام ترجمه به فارسي :
تفسير ناهنجاريهاي خود - پتانسيلي بوسيله تكنيك افزايش عدد موج محلي
ارتقا يافته
كد ترجمه :
PHY24 تعداد صفحه انگليسي: 10 تعداد صفحه فارسي:
38 سال:
2009
منبع :
اينترنت - مقاله كامل-الزوير-
Department of Applied Geophysics, Indian School of Mines University,
India
قيمت : 160000 ريال
تفسير ناهنجاريهاي خود - پتانسيلي بوسيله تكنيك افزايش عدد موج محلي
ارتقا يافته
چکيده
يك تكنيك مستقل از مدل بر اساس افزايش عدد موج محلي ارتقا يافته
(KX, KZ) براي تفسير ناهنجاريهاي خود پتانسيل در قطب، خط افقي
قطبها، استوانهاي افقي، كره و صفحه مايل (مورب) مورد بحث قرار
گرفته است. روش حاضر شامل محاسبه مشتقات مرتبه دوم با توجه به
سيستم مختصات كارتزين ميباشد. يك معادله كه از هندسه منبع مستقل
حاصل شده است براي محاسبه پارامترهاي نامعلوم منبع مورد استفاده
قرار گرفته است. روشي كه بر مبناي مشاهدات براي جلوگيري از
اغتشاشات فركانس بالا وجود دارد مورد بحث قرار گرفته است كه مشتقات
سيگنال با دامنه نسبتا صحيح و ميزان اغتشاش پايين را بدست ميهد.
بررسي اعتبار و كارآيي چنين تكنيكي اين نكته را آشكار ساخت كه براي
يك اندازهگيري صحيح عمق و شاخص ساختاري (SI) يك نسبت عمق به فاصله
بندي اطلاعات 5 و بالاتر را بايد مد نظر قرار داد. علاوه بر اين،
محاسبه SIاز KxX معتبرتر از Kz است. خطاي تصادفي 10% در
ناهنجاريهاي شبيه سازي شده، اثر مهمي بر روي پارامترهاي محاسبه شده
مدل، بجز خط افقي قطبها، بجاي نخواهد گذاشت. كارآيي تكنيك ارائه
شده از طريق چهار مثال منطقهاي با سطوح مختلف پيچيدگي كه از منابع
انتشار يافته اقتباس شده، نشان داده شده است.
كلمات كليدي: خود- پتانسيل، دامنه سيگنال تجزيهاي، عدد موج محلي
ارتقا يافته، شاخص ساختاري
بطور متداول، بررسيهاي خود پتانسيل (SP) در اكتشاف مواد معدني
بوسيله تعيين موقعيت و رسم رسوب مواد معدني رسانا كه تحت شرايط
اكسايش ـ كاهش وجود دارند، بسيار مفيد ميباشند (تلفورد و همكاران
1976). ناهنجاريهاي SP علاوه بر رسوب مواد معدني رسانا ممكن است به
حركت سيال زير سطح يا جريان گرمايي يا حضور نمكهاي حل شده در
ساختار نسبت داده شود (زدي و همكارانش 1973، كوردين و همكارانش
1981، فيترمن و كوردين 1982، باكريس و ردي 1988). بطور كلي، خود
پتانسيل حاصل از فرآيند اكسايش ـ كاهش و جريان سيال در نواحي قطب
نسبتا غالب هستند. اخيرا چندين مقاله در مورد كاربرد خود پتانسيل
ناشي از جريان حركت سيال منتشر شده است (مينسلي 2007)، مينسلي و
همكارانش 2007، جارداني و همكارانش 2007). جارداني و همكارانش
(2006) توپوگرافي (موضع نگاري) SP را در حفرهها انجام دادند. روش
SP براي فوران مواد آتشفشاني و باستان شناسي بكار گرفته شده است
(ديبلو و همكارانش 1997). در اينجا با صرفنظر از عوامل مختلف،
تنها SP ناشي از پتانسيل كاني سازي مورد توجه قرار ميگيرد. هر دو
شرط احياي زير سطح و نيز سنيتيك الكترود در پتانسيل كاني سازي
مشاركت دارند (فيترمن 1976، استول و همكارانش 1995).
تكنيك افزايش عدد موج محلي ارتقا يافته
تامپسون (1982) تكنيكي را بر اساس معادله يكنواختي اولر با استفاده
از مفهوم شاخص ساختاري (SI) و در ارتباط با ماهيت هندسه منبع علي
ارائه داده است. اين معادله، معتبر براي هر مجموعه اطلاعاتي كه در
معادله لاپلاس 2D صدق ميكند، بوسيله يك تابع يكنواخت از مرتبه
(-N) ارائه ميشود.
استراتژي محاسباتي
تكنيك ارائه شده براي محاسبه پارامترهاي هندسه منبع به محاسبه هر
دو مشتق مرتبه اول و دوم و پيوستگي (تداوم) پتانسيل اندازهگيري
شده بر روي سطح به سمت بالا نياز دارد. اين عملكردهاي پالايشي
(تصفيهاي) از طريق ناحيه فركانسي با استفاده از الگوريتم تبديل
فوريه (FFT) حاصل ميشوند.
تجزيه و تحليل اطلاعات سنتزي
اندازهگيري ناهنجاريهاي SP عموما در امتداد يك پروفايل يا نيمرخ
انجام ميشود. اندازهگيريهاي دو بعدي براي نشان دادن ماهيت منبع
علي يعني براي تشخيص منابع دو بعدي و سه بعدي انجام ميشوند. به
محض اينكه يك داده نميرخي (برشي) حاصل ميشود، مفسر در مييابد كه
نشان دادن دوبعدي و سه بعدي بودن منبع، دشوار است.
آناليز عدم قطبيت
ما عدم قطعيتها را در اندازهگيري پارامترهاي نامعلوم هندسه منابع
مختلف با تغيير دادن فاصلهبندي اطلاعات و عمق اطلاعات بررسي
كرديم. به همين منظور، هم ناهنجاريهاي SP بدون نويز يا اغتشاش و
هم ناهنجاريهاي SP معيوب ناشي از اغتشاش در هندسه منابع مختلف
آناليز شدهاند. موقعيت افقي در مبدا تمام هندسههاي منبع ثابت در
نظر گرفته شده و عمقها برحسب واحد فاصلهبندي اختياري اطلاعات از
1 تا 10 واحد تغيير كرد.
آناليز اطلاعات ميداني
براي ارزيابي كارآيي تكنيك ارائه شده، چهار مثال ميداني، با توجه
افزايش پيچيدگي مدلهاي زمين شناختي كه در منابع منتشر شده در نظر
گرفته شدهاند، را آناليز كردهايم.
ناهنجاري سوليمونكوي، ارگاني، تركيه
ناهنجاري SP سوليمونكوي، اقتباس شده از باتاچاريا و روي (1981)،
دامنه مينيممي را در حدود mV300- نشان ميدهد و در فاصله مساوي m6
به صورت عددي اندازهگيري شده است (شكل a3). يانگوي (1950)، با
تاچاريا و روي (1981)، آگا روال (1984) و سانداراجان و اسرينيواس
(1996) اين ناهنجاري را با استفاده از تكنيكهاي مختلف آناليز
كردند.
نيم ـ كا ـ تانا، كوپر بلت، هند
ما يك ناهنجاري SP ثبت شده در رسوب آهيروالا در نيم ـ كا ـ تانا،
كوپر بلت، هند (ردي و همكارانش 1982) را آناليز كرديم. اين رسوب در
بخش جنوبي ـ مركزي طاقديسهاي NESW با ميكل (پلانژ) دوگانه قرار
دارد و در طول km20 از چيپلاتا در جنوب خاراگبينپورا به سمت شمال
گسترش يافته است.
ناهنجاري گمانه KTB ، آلمان
ما ناهنجاري SP (شكل 5) ثبت شده در بخش شمالي ابرپفالز (NE
Bavaria، آلمان) در همسايگي گمانههاي KTB حفره شده در طي برنامه
حفاري عميق مداوم آلمان (استول و همكارانش 1995) را آناليز كرديم.
دو ناهنجاري مشخص با بزرگيهاي تقريبي mV400 و mV600 وجود دارد
رسوب سولفيد متراكم، ناحيه سنتر، كوبك، كانادا
ما نيمرخ SP را در رسوب معدني سولفيد متراكم در ناحيه سنتر كوبك،
كانادا آناليز كرديم (تلفورد و همكارانش 1976). سنگهاي (صخرههاي)
ميزبان، بركياها (برشها) و توفهاي نيمي رسوبي (شبه رسوبي)، به
صورت ميان لايهاي با جريان گدازهها ميباشند.
روشي مبتني بر مفهوم تكنيك عدد موج محلي ارتقا يافته، روش مستقلي
از مدل بشمار آمده كه براي تفسير ناهنجاريهاي خود پتانسيل ابداع
شده است. معادلهاي كه فقط داراي دو پارامتر مجهول منبع است يعني
موقعيت افقي و عمق ارائه شده است. ماهيت منبع علي با محاسبه
شاخصهاي (ضرايب) ساختاري بر اساس اين پارامترها تعيين گرديده است.
انواع مختلف خصوصيات زمين شناختي به شكلهاي هندسي ساده يعني يك قطب
نقطهاي، يك خط افقي از قطبها، يك استوانه افقي، يك كره و يك ورقه
مايل (صفحه مورب)، تقريب شدهاند. آناليز اطلاعات عاري از اغتشاش و
اطلاعات ناقص بخاطر اغتشاش تصادفي 10% نشان ميدهد كه اندازهگيري
موقعيت افقي با خطاي تقريبا صفر بسيار پايدار است. خطاها در عمق
محاسبه شده و SIهاي حاصل از KX و KZ هم براي اطلاعات عاري از
اغتشاش و هم براي اطلاعات اغتشاشدار به شرط اينكه نسبت عمق به
فاصلهبندي اطلاعات بزرگتر از 5 يا مساوي با 5 باشد، كمتر از 10%
است. يك استثنا براي اين قاعده خط قطبهاست كه در آن خطاهاي بزرگي
براي عمق و SIها در اطلاعات اغتشاشدار و SIها در اطلاعات عاري از
اغتشاش مشاهده ميشوند. علاوه بر اين، SIهاي محاسبه شده از KZ براي
ناهنجاري ناقص شده به خاطر اغتشاش در قطبهاي نقطهاي خطاهاي بزرگي
را نشان ميدهند.