شبكههاي
عصبي در اسكيزوفرني - جنون جواني
با پيشرفت و توسعه روشهاي با كيفيت
MRI ، شناخت ما نسبت به تغييرات ساختار مغز در بيماران مبتلا به
نارسايهاي رواني بهبود يافته است. در بيماران مبتلا به شيزوفرني
(اسكيزوفرني يا جنون جواني)، كاهش حجم ماده خاكستري بخشهاي غشائي و
غشاي فرعي مغز بطور مكرر مشاهده شده است. در اين شماره مجله، دو
مقاله در اين مبحث به تقويت اين نظريه ميپردازند كه شيزوفرني در
بردارنده يكسري موارد غير عادي در شبكههاي غشايي و غشاي فرعي است.
اليسون رايت فرا تحليلي را در زمينه مطالعات MRI ارائه ميكند كه
نشانگر الگوهاي مختلف در تغييرات ساختاري در شيزوفرني ابتدايي و
مزمن است. با پذيرش تكنيكي كه به منظور گردآوري اطلاعات از مطالعات
MRI عملي ايجاد شده، مولفان به ارزيابي تفاوتهاي گروهي در مناطق
خاص مغز در رابطه با يك سيستم مختصات سه بعدي پرداختند. نتيجه اين
پذيرش كه تحت عنوان تخمين احتمال آناتوميك شناخته ميشود به
شكلگيري رويكردهاي احتمالي در محاسبات آناتومي عصبي كمك ميكند.
به گفته اليسون رايت، در بيماراني كه در مرحله نخست بيماري
شيزوفرني قرار دارند حجم ماده خاكستري هپپوكامپوس، هسته دم دار،
تالاموس (هسته نيمه خلفي)، انسولا، شكنج كمربندي قدامي مغز، شكنج
پيشين تحتاني و مخچه كاهش يافته هستند. تغييرات غشاء فرعي در
بيماراني كه به شيزوفرني مزمن دچار بودند، يكسان بود، اما تغييرات
غشايي بسيار وسيعتر مشاهده گرديد.
نتايج مطالعات فرايدمن كه وسيعترين مطالعات انجام شده در خصوص
بررسي
FA در بيماران شيزوفرني مرحله نخست و مزمن بوده است، نشان ميدهد
كه يكسري تفاسير چالشزا وجود دارند. بر اين مبنا، امكان اختلالات
ماده سفيد پاتولوژيك وجود دارد اما با استفاده از روشهاي
تصويربرداري موجود، يافتن آنها بسيار دشوار است. در ضمن تغييرات
ماده سفيد با پيشرفت روند بيماري شيزوفرني ممكن است افزايش يابد.
با در كنار گذاشتن اين دو نتايج ميتوان به قطعيت اين فرضيه
نزديكتر شد كه شيزوفرني در برگيرنده نارساييهايي در شكبههاي
ناحيههاي مختلف مغز است. همچنين ميتوان به اين نتيجه رسيد كه
چنين نارساييهايي ميتوانند در برخي بيماران روند صعودي داشته
باشند. چنانچه فرضيه پيشرفت در مطالعات آينده مورد تاييد قرار گيرد
ما ميبايست تلاشهاي خود را بر روي اين نارسايي بالقوه ناتوان
كننده دو چندان كنيم.