|
|
|
نام اصل متن :
Antiarrhythmic Drugs |
|
نام ترجمه به فارسي :
داروهاي ضد آريتمي |
|
كد
ترجمه :
MDSN07
تعداد صفحه انگليسي:
15
تعداد صفحه فارسي:
42 سال:
|
|
منبع :
فصلي از كتاب |
|
قيمت :
140000
ريال |
داروهاي ضد آريتمي
در يك فرد بالغ با قلب سالم، هر ضربه قلب در گره سينوسي دهليزي ايجاد
شده، ريتم ضربان قلب منظم بوده، و ضربان قلب حدود 70 ضربه در دقيقه در
حال استراحت ميباشد. اگر منشأ، ريتم، يا تعداد ضربان قلب غيرطبيعي
باشد اين حالت آريتمي گفته ميشود(ديسريتمي). آريتميها به شكل اوليه
در نتيجه اختلال در ايجاد تپش قلب يا انتقال جريان ايجاد شده و آنها
ممكن است از هر قسمتي از قلب منشأ بگيرند. آنهايي كه از دهليز يا گره
دهليزي بطني منشأ ميگيرند آريتميهاي فوق بطني ناميده شده در حاليكه
آنهايي كه از بطن منشأ ميگيرند آريتميهاي بطني ناميده ميشوند.
آريتميهايي با ضربان قلب بسيار سريع تاكيآريتمي ناميده شده، و نهايي
كه با ضربان قلب بسيار كند هستند براديآريتمي ناميده ميشوند...
بعضي از آريتميها خوشخيم بوده و ضرورتاً احتياج به درمان ندارند، اما
ساير آنها به درمان احتياج دارند زيرا بازده قلبي و فشار خون را به
ميزان زيادي كاهش داده و يا ممكن است زمينه ساز اختلال ريتم جديتر و
حتي كشنده باشند. روشهاي دارويي و الكتروفيزيولوژيك در پايان دادن و
جلوگيري از آريتميبكار ميرود. اين فصل پاتوفيزيولوژي آريتميها و
مكانيزمي را كه بوسيله آن داروهاي ضدآريتميعملميكنند مورد بحث قرار
ميدهد...
پتانسيل عمل قلبي و يافتههاي الكتروكارديوگرافيك
شكل(1) ارتباط بين جريانات يوني، پتانسيل عمل قلبي در فاز 0 تا 4، و
يافتههاي الكتروكارديوگرام سطحي را نشان ميدهد( ECG يا نوار قلبي)...
گره سينوسي دهليزي، در دهليز راست قرار داشته، و محل پيدايش تپش قلب
طبيعي ميباشد. گره سينوسي دهليزي به طور خودبخود دپلاريزه شده تا
جرياني را تشكيل دهد كه در مسير دهليز به گره دهليزي بطني منتقل شده
وپس از آن از طريق دسته هيس(HIS) ، شاخههاي دستهاي، و فيبرهاي
پوركينج به ماهيچه بطني برسد...
دپلاريزهشدن خودبخودي گره سينوسي دهليزي ناشي لز ورود كلسيم و سديم در
زماني كه خروج پتاسيم كاهش مييابد. وقتي كه پتانسيل تريشولد(TP) در
حدود 40- ميليولت(mv) ميرسد، گره سينوسي دهليزي به شكل سريعتري به
وسيله ورود كلسيم و سديم دپلاريزه شده بنابراين باعث ايجاد جرياني شود
كه ميتواند به بقيه قلب منتقل گردد. همچنانكه جريان به سلولهاي
ماهيچهاي دهليز و بطن منتقل ميشود، اين سلولها سريعاً به وسيله ورود
سديم از كانالهاي سريع سديم دپلاريزه ميشوند. هنگامي كه سلولها حدود
40- ميليولت دپلاريزه ميشوند، كانالهاي آهسته كلسيم باز ميشوند.
ورود كلسيم از طريق اين كانالها در هنگام مرحله II باعث فعال شدن
ماهيچه ميشود(انقباض). بافتهاي قلبي در طي مرحله III رپلاريزه
ميشوند، كه در نتيجه خروج پتاسيم از طريق انواع متفاوتي از كانالهاي
پتاسيم اصلاح كننده ميباشد، خروجي كه وقتي به وقوع ميپيوندد ورود
كلسيم كاهش مييابد...
پاتوفيزيولوژي آريتميها
آريتميها ممكن است بوسيله موارد
زير بوجود آيند:
اسكمي عروق كرونر و كمبود اكسيژن
بافتي؛ اختلالات املاح؛ تحريك بيش از اندازه سيستم اعصاب سمپاتيك؛
بيهوشي عمومي؛ و ساير بيماريها يا داروهايي كه پتانسيل غشاي قلبي را
مختل نموده و منجربه تشكيل جريان غيرطبيعي يا انتقال جريان غيرطبيعي
شوند...
ورود مجدد در بافت بطني . در بافت
بطني، اسكمي و كاهش اكسيژن بافتي ممكن است باعث كاهش پتانسيل استراحت
غشايي و كاهش پاسخگويي غشاء گردند...
آريتميهاي ايجاد شده بوسيله
داروها
داروها ميتوانند باعث القاء
آريتمي از طريق مكانيزمهاي مختلفي شوند...
داروهاي تحريك كننده سمپاتيك
ميتوانند باعث افزايش خودبخودي گره سينوسي دهليزي، دهليزي بطني، يا
فيبرهاي هيس ـ پوركينج شده و بنابراين ايجاد تاكيآريتمي شوند...
مكانيزم و طبقهبندي داروهاي
ضدآريتمي
داروهاي ضدآريتمي به طور اوليه از
طريق سركوب يا ممانعت از ايجاد جريان غيرطبيعي يا انتقال جريان
غيرطبيعي عمل ميكنند. داروهايي كه كانالهاي سديم يا كلسيم را سد
مي كنند ميتوانند باعث كاهش خودبخودي جريان غيرطبيعي شده و انتقال
جريان قلبي را آهسته نمايند...
سدكنندههاي كانال سديم
گروه يك، كه بزرگترين گروه
داروهاي ضدآريتمي ميباشند، شامل سدكنندههاي كانال سديم ميباشند. اين
داروها هنگامي كه كانالهاي سديم باز و در حالت غيرفعال ميباشند، به
كانال سديم وصل شده و در حالت استراحت از اين كانالها جدا ميشوند...
كوئينيدين
شيمي و فارماكوكنيتيك . كوئينيدين
مشتق كوئينولين بوده كه ساختمان آن در شكل شماره(A3) نشان داده شده
است. اين دارو ايزومر راست گردان كوئينين بوده، كه يك آلكالوئيد است از
برگ درخت سينكونا بدست آمده و براي درمان تب و مالاريا در طي قرنها
مورد استفاده بوده است...
پروكايناميد
پروكايناميد همان اثرات
الكتروفيزيولوژيك كوئينيدين را ايجاد نموده و موارد مصرف باليني مشابهي
دارد...
شيمي و فارماكوكينتيك.
پروكايناميد مشتق آميدي از داروي بيحسي موضعي پروكاين ميباشد...
ديزوپيراميد
ديزوپيراميد به شكل خوراكي براي
جلوگيري از آريتميهاي بطني و گاهگاهي در بيماراني كه به ساير داروها
پاسخ نميدهند مؤثر است. ديزوپيراميد اثرات الكتروفيزيولوژيك مشابه
كوئينيدين دارد...
ليدوكايين
ليدوكايين معمولاً به شكل دوز
بالاي اوليه و در پي آن به شكل تزريق آهسته داخل وريدي در درمان افزايش
ضربان قلب بطني و ساير آريتميهاي حاد به كار ميروند...
مكزيلتين و توكاينيد
مكزي لتين و توكاينيد به شكل
خوراكي جهت جلوگيري طولاني مدت آريتميهاي بطني به كار ميروند...
فليكاينيد
فليكاينيد براي درمان آريتميهاي
فوق بطني و آريتميهاي بطني مسجل شده تهديدكننده حيات به كار ميرود .
در زمان گذشته اين دارو به شكل معمول براي جلوگيري از آريتمي بطني در
بيماران بااختلالات قلبي به كار ميرفت...
پروپافنون
اثر پروپافنون بر روي گيرندههاي
سريع سديم و انتقال جريان قلبي مشابه با فليكاينيد ميباشد...
اسمولول
اسمولول يك سدكننده بتا است كه
به شكل تزريق وريدي تجويز شده و به سرعت بوسيله استرآز پلاسما متابوليز
گشته و نيمه عمر بسيار كوتاهي دارد...
متاپرولول و پروپرانولول
متاپرولول و پروپرانولول
ميتوانند به شكل خوراكي و يا وريدي براي درمان و سركوب آريتميهاي
بطني و فوق بطني بكار روند. در بيماران با سكته قلبي، متاپرولول اغلب
به شكل وريدي در طي مراحل اوليه درمان و به دنبال آن به شكل خوراكي
براي ماهها ادامه مييابد...
داروهاي طبقه سه
آميودارون، برتيليوم، ايبوتيلايد،
و سوتالول داروهاي ضدآريتمي طبقه سه ميباشند. شايعترين عمل اين دسته
از داروهاي ناهمگون طولاني نمودن زمان پتانسيل عمل بطني و دوره مقاوم
ميباشد...
آميودارون
شيمي و فارماكوكينتيك. آميودارون
تركيب يدي آلي ميباشد كه از نظر ساختماني وابسته به هورمونهاي تيروئيد
است...
ايبوتيلايد
برخلاف ساير داروهاي طبقه سه ،
ايبوتيلايد كانالهاي روبه بيرون پتاسيم را مسدود نميكند . در عوض، اين
دارو با تسهيل ورود سديم از طريق كانالهاي آهسته به سمت داخل سديم زمان
پتانسيل عمل را طولاني مينمايد...
سوتالول
سوتالول يك داروي غيرانتخابي
ضدگيرنده آدرنرژيك بتا ميباشد كه زمان پتانسيل عمل قلبي و فاصله QT را
از طريق سد نمودن جريان يكسوكننده پتاسيم در طي مرحله 3 پتانسيل عمل
بطني طولاني مينمايد...
برتيليوم
برتيليوم زمان پتانسيل عمل بطني
را در بافت طبيعي قلب به ميزان بالاتري نسبت به بافت اسكمي شده قلب
افزايش ميدهد...
آدنوزين
آدنوزين نوكلئوزيدي است كه به طور
طبيعي وجود داشته و مركب از آدنين و ريبوز ميباشد...
ديژوكسين
مانند گليكوزيدهاي ديجيتالي،
ديژوكسين به شكل غيرمستقيم با افزايش تون واگ عمل نموده و بنابراين
سرعت انتقال جريان گره دهليزي بطني را كاهش داده و زمان مقاوم گره
دهليزي بطني را افزايش ميدهد...
سولفات منيزيم
يون منيزم دومين كاتيون داخل
سلولي شايع بوده و اثرات متعددي در عمل طبيعي قلب دارد...
درمان آريتميهاي فوق بطني
فيبريلاسيون و فلاتر دهليزي
فيبريلاسيون دهليزي به نظر ميرسد
كه بوسيله شكل ناهماهنگي از ورود مجدد جريان در بافت دهليزي بوجود آيد،
شكلي كه در آن سلولهاي دهليزي به دنبال رپلاريزه شدن به طور مداوم
تحريك مجدد ميشوند...
تاكيكاردي فوق بطني
تاكيكاردي حملهاي فوق بطني، يا
PSVT، غالبا بدليل حلقه جريان دوباره واردشونده در گره سينوسي بطني
ميباشد. PSVT اغلب با تزريق وريدي آدنوزين درمان گشته كه باعث انسداد
دهليزي بطني شده و مسير جريان دوباره واردشونده را مختل ميكند...
درمان آريتميهاي بطني
افزايش ضربان قلب بطني
افزايش ضربان قلب بطني آريتمي با
كمپلكس QRS يك شكلي منظم پهن ميباشد. اين اغلب همراه با سكته قلبي
بوده و به نظر ميرسد كه در اثر انتقال جريان كاهنده و ورود مجدد جريان
در بافت بطني ايجاد ميگردد...
تورسد دپوينت
تورسد دپوينت افزايش ضربان قلب
بطني چندشكلي است كه بوسيله دارو يا حالتهاي بيمارگونه كه موجب افزايش
فاصله QT شده و سلولهاي قلب را به آفتردپلاريزاسيون مستعد مينمايند،
ايجاد ميگردد...
فيبريلاسيون بطني
فيبريلاسيون بطني به نظر ميرسد
كه بوسيله يك حلقه نامنظم ورود مجدد جريان در بطن بوجود آيد. شوك قلبي
با جريان مستقيم(DC) درمان انتخابي براي اين بيماران ميباشند.
ليدوكايين، پروكايناميد، يا برتيليوم بعنوان درمان كمكي استفاده شده و
معمولا قبل و همچنين در بين تلاشها براي دفيبريلاسيون الكتريكي بكار ميروند...

|