آيا كارآفريني را ميتوان تعليم داد؟
چكيده
آيا كارآفريني يك توانايي ذاتي است يا يك مهارت اكتسابي؟ آيا فراست
كارآفريني را ميتوان از طريق آموزش و تعليم به دست آورد، يا آنكه
افرادي معين براي كارآفرين بودن يا كارآفرينانه عمل كردن بصورت مادرزاد
وجود داشتهاند؟ اقتصاددانان و نظريهپردازهاي مديريت پاسخهايي بسيار
متفاوت به اين سوالات دادهاند. اين مقاله روشهاي اصلي تعليم
كارآفريني، ابتدا در سطح كارشناسي، را مرور ميكند و سپس آنها را به
نظريههاي اقتصادي كارآفريني ارتباط ميدهد. بطور شگفت آوري ما رابطه
اندكي را بين شيوههاي آموزش كارآفريني و درك اقتصاددانها از عملكرد
كارآفريني يافتهايم. ما توضيحاتي در خصوص عدم رابطه بين اين دو گروه
محققين را عنوان نموده و پيشرفتهاي ممكن را پيشنهاد ميكنيم.
كلمات كليدي:
هوشياري، كارآفريني، خلاقيت، شناسايي فرصت، اكتساب منابع، وضعيت
نامطمئن
مقدمه
كارآفريني يكي از موضوعاتي است كه در كالجها و دانشگاههاي آمريكا
سريعاً در حال رشد ميباشد. دورهها، برنامهها و فعاليتهاي كارآفريني
نه تنها از مدارس تجارت بلكه از دورههاي آموزشي نيز نشات گرفته
ميشوند. در سال 2003، كالجها و دانشگاههاي آمريكا بيش از 2200 دوره
كارآفريني در بيش از 1600 مدرسه عرضه كردند كه توسط 227 دانشكده،
چندين مجله آكادميك و بيش از 100 مركز سرمايه گذاري حمايت شده بود.
كارآفريني در آكادمي مديريت بسال 1987به يك بخش تبديل شد. در حاليكه
اين رشته در دانشكده مدرسه تجارت بعنوان يك تخصص جزئي باقي ماند، در
دهه 1990 تعدادموقعيتهاي كارآفريني تا بيش از 250% افزايش يافت و
تعداد كانديدها تقريباً دو برابر شد. علاوه بر مدارس تجارت معمولي كه
دورههاي كارآفريني اجتماعي را عرضه ميكنند، دورههاي مرتبط با مديريت
تجارت خانواده، كارآفريني فني، كارآفريني اجراي هنرها و موارد مشابه
نيز در كالجهاي هنر و علم، مهندسي، آموزش، كار اجتماعي و حتي هنرهاي
زيبا برگزار ميشوند...
مفاهيم اقتصادي كارآفريني
در مقالات آكادميك مديريت، كارآفريني اغلب به شجاعت، جسارت، تصور و
خلاقيت و نوآوري مرتبط ميباشد. اين موارد بر ويژگيهاي شخصي و روان
شناسي كارآفرين تاكيد دارد. در اين مفهوم كارآفريني مولفهاي ضروري
براي تصميم گيري همه افراد نيست، بلكه فعاليتي تخصصي است كه بعضي افراد
به طور ويژه براي انجام آن به خوبي مجهز شدهاند و چيزي است كه، مثل
خدمات مشاورهاي ديگر، ميتوان آن را در بازار كرايه كرد...
اسچامپيتر
Schumpeter
مفهوم شناخته شده
Schumpeter از كارآفرين بعنوان يك مبتكر، مثالي اوليه از ايدهاي است
كه بسيار بيان شده ولي شايد كمتر به كار رفته است. كارآفرين
Schumpeter «تركيبهاي جديد» - محصولات جديد، روشهاي توليد، منابع
تامين يا تركيبهاي صنعتي– را معرفي ميكند كه اقتصاد را از تعادل قبلي
خود از طريق روندي كه Schumpeter آنرا «تخريب خلاقانه» مينامد به جنبش
وا ميدارد...
كريزنر
Kirzner
شيوه مشهور ديگري در اقتصاد، مفهوم كارآفريني
Kirzner بعنوان «هوشياري» در فرصتهاي تحصيل سود است. سادهترين مورد
در اين زمينه، معاملات تحصيل سود ميباشد كه فرد معاملهگر با توجه به
اختلاف بين قيمت خريد و فروش سعي در اخذ سود مالي مينمايد...
كانتيلون، نايت و ميئز
Contillon , knight , mises
موردي ديگر در خصوص موارد بحساب آمده قبلي اين است كه كارآفريني از
تصميم گيري تحت شرايط عدم اطمينان و عدم قطعيت تشكيل شده است. قضاوت
ابتدا به تصميمگيري بر ميگردد هنگامي كه گستره نتايج آتي ممكن، به
طور كلي ناشناخته باشد. اين ديدگاه عبارتي را درجديدترين بحث شناخته
شده كارآفريني مطرح نموده است...
در فرمول
Schultz، كارآفريني توانايي انطباق يا تخصيص دوباره منابع، در پاسخ به
شرايط در حال تغيير ميباشد. بدين صورت كارآفريني بعدي از رفتار همه
بشر است نه عملكردي منحصر بفرد كه توسط گروهي از متخصصين انجام ميشود.
«مهم نيست كه بر چه بخشي از اقتصاد سرمايه گذاري شده باشد، ما مشاهده
ميكنيم كه مردم آگاهانه منابع خويش را در پاسخ به تغييرات در شرايط
اقتصادي دوباره تخصيص ميدهند» تاجران، كشاورزان، خانهدارها، دانش
آموزان و حتي نمايندگان دانشگاهها، كشيشها و محققين، ليست
كارآفرينان Schultz (1979) را تشكيل ميدهند...
شيوههاي تعليم كارآفريني
همان طور كه طرح قبلي نسبت به مشخص نمودن اين مقوله اقدام نمود،
«كارآفريني»، حتي در اقتصاد، عبارتي بسيار انعطاف پذير است. مطالعه
آكادميك كارآفريني به اين صورت توصيف ميشود، «برچسبي گسترده كه تحت آن
مقولههاي مختلف و در هم رفته تحقيقاتي كه همگي در كنار هم جاي
گرفتهاند» و يا «ناهنجاري نتايج و ايدهها»...
آيا اقتصاددانها موقعيت تعليم دادن را دارند؟ از يك طرف ما برخي وسايل
را آماده ميكنيم. تمركز ما بر ارزيابي پارامترها در مدلهاي بهينه
سازي آماري بطور ويژه براي درك روندي پويا و غير قابل پيش بيني داراي
اهميت چنداني نميباشد. مفهوم محدود ما در زمينه عدم قطعيت روشنايي
اندكي را بر در زمينه چگونگي تصميم گيري يك كارآفرين در شرايطي كه
ويژگي آن ابهام در زمينه متغيرهاي مختلف تصميمگيري است، براي ما به
ارمغان ميآورد. علاوه بر اين ما نسبتاً آشنايي چنداني با ابزارهاي
تكميلي و مفاهيم مديريت، بازاريابي، جامعه شناسي، فلسفه و غيره
نداريم...