|
بسيج بينالمللي مهندسين
و افزايش كارآفريني
چكيده
تا سال 2000 بيش از يك سوم كارگران داراي مهارت
بالاي دره سيليكون، افراد خارجي بودند كه ميزان قابل توجهي از آنها را
آسيايي ها تشكيل ميدادند. اين مهندسين تحصيل كرده در آمريكا فرصتهاي
را براي توسعه مناطق بوميخود فراهم آوردهاند ، چرا كه آنها با
كشورهاي مطبوع خود روابط تجاري و حرفه اي ايجاد ميكنند. اين مهندسين و
كارآفرينان در فرآيندي كه بيشتر به گردش مغزها شباهت دارد تا فرار
مغزها، با توجه به هزينههاي كاهش يافته تبادلات مرتبط با عصر
ديجيتالي، تحت حمايت قرار گرفته و نسبت به انتقال نكات سازماني و فني
بين اقتصادهاي منطقهاي دور دست، بشيوه اي سريع تر و انعطاف پذيرتر از
هر شركت بزرگ ديگري اقدام نمودند. اين مقاله به بررسي اين امر
ميپردازد كه چگونه مهندسان هندي و چيني در فرآيندهاي آزمايش كارآفريني
كاملا بوميدر كشورهاي خود مشاركت ميكنند، در حاليكه رابطه نزديكي با
بازارها و فن آوري دره سيليكون دارند...
لغات كليدي:
كارآفريني، اقتصاد دانش، شركتهاي نوپا، فناوري اطلاعات، سرمايه متهور،
چين، هند، ايالات متحده
بازارهاي كار
جهاني، با توجه به تسهيل روزافزون و ايجاد تحرك بيشترحاصل از كاهش
هزينه هاي حمل و نقل و ارتباطات و حمايت تكنولوژي هاي ديجيتالي بواسطه
تبادل از راه دور مقادير زيادي از اطلاعات، در حال تغيير و تحول
ميباشند. مهاجرت بين المللي كه بطور تاريخي يك روند يكطرفه است، به يك
گزينه معكوس بخصوص براي آنهايي كه مهارتهاي فني اندكي دارند بدل شده
است و اكنون اين امكان وجود دارد كه بصورت حقيقي با همتايان مستقر در
فواصل دور دست به اشتراك مساعي در زمينه مسايل پيچيده پرداخت. در نتيجه
دانشمندان و مهندسان كشورهاي در حال توسعه- كه زماني مجبور شده بودند
تا از بين اقامت درخارج و يا بازگشت به موطن خود، فرصتهاي حرفه اي كم
جاذبه تري را داشت، يكي را انتخاب كنند- هم اكنون اين توانايي را دارا
ميباشند تا در اقتصاد كشورهاي خود مشاركت نموده و در عين حال روابط
اقتصادي و كاري خود را در شركتهاي پيشرفته تر حفظ نمايند. برخي از آنها
حتي داري مشاغل ماوراي مليتي بوده و اقامت در بيش از يك كشور را دارا
هستند...
مهاجرت جوانان با استعداد از كشورهاي در حال
توسعه و پيشرفته در دهه هاي پيش از جنگ كه تحت عنوان فرار مغزها شناخته
ميشد سبب بوجود آمدن عدم تساوي بين المللي، با غني سازي اقتصادهايي كه
از پيش ثروتمند بوده اند و در مقابل فقيرتر شدن كشورهاي ديگر شده بود.
با اين حال افرادي كه كشورهاي خود را براي تحصيل زندگي بهتر در خارج
ترك كرده بودند، جريان فرار مغزها را وارنه كرده و با بازگشت خود به
خانه باعث ايجاد ارتباطات تجاري شده و يا آنكه شركتهاي خاص خود را
تاسيس نموده و در عين حال ارتباطات اجتماعي و كاري خود با ايالات متحده
را حفظ نموده و بدينوسيله چرخش مغزي را ايجاد كرده اند...
هنگاميكه سرمايه داران ريسك پذير تحصيل كرده در
خارج در كشورهاي خود سرمايه گذاري ميكنند به راحتي اطلاعات دست اول را
از سازمانهاي مالي اقتصادي جديد به مناطق خارجي انتقال ميدهند. اين
افراد كه اغلب در بين اولين بازگشتي ها هستند به عنوان مشاوران
سياستگذاران محلي كه نگراني هايي در رابطه با رشد فناوري دارند، ايفاي
نقش ميكنند...
با بازگشت مديران و مهندسان با تجريه چه بصورت
موقتي يا دائميآنها ديدگاههاي جهاني و هويت هايي را كه باعث رشد تجارت
تحصيلي و حرفه اي آنها شده است را با خود به همراه ميآوردند. اين
انجمن هاي فني فرا منطقه اي داراي پتانسيل تاسيس شركتهاي محلي ميباشند
و در دراز مدت موفق خواهند بود، زيرا كه آنها با افراد حرفهاي و فني،
شركتها و سياستگذاران كشورهاي خود تشكل هايي را سازماندهي ميكنند...
اين نتيجه از پيش تعيين شده نبود. كشورهاي در
حال توسعه كه سرمايه گذاري وسيعي در بخش آموزش دوره بعد از جنگ كردند،
نيز صدمات زيادي را از جانب فرار مغزها ديدند، چرا كه موفق ترين دانش
آموزان آنها به منظور استفاده از فرصتهاي اقتصادي و تحصيلي در كشورهاي
پيشرفته تر و ثروتمند تر كشور خود را ترك كردند. سياستگذاران به شدت با
اين موضوع مخالف بودند و در پي كنترل آن بودند. هيچ كس پيش بيني
نميكرد كه فرار مغزها بعد از جنگ به يك سرمايه بسيار مهم در قرن بيست
و يكم بدل شود...
اين مقاله به
بررسي نتايج توسعه و پيشرفت بسيج كارگران كاملا ماهر پرداخته و چگونگي
كمك مهاجران چيني و هندي دره سيليكون به توسعه اقتصادي در كشورهاي خود،
چه بصورت مستقيم، بصورت انتقال فناوري و دانسته ها در بازگشت به خانه و
يا تاسيس شركتها، و چه بصورت غير مستقيم، با تاثيرگذاري بر ايجاد خط
مشيها و ديگر جنبه هاي فضاي سازماني در كشورهاي مطبوع خود، را نشان
ميدهد. اين مقاله بر ايجاد صنايع متهور يا VC، با توجه به ارتباطات
نزديك با دره سيليكون – روندي كه در بر دارنده تغييرات سازماني وسيع
بخصوص در بازارهاي سرمايه داخلي است و در عوض تاثيرات مهمي بر الگوي
توسعه اقتصادي كشورها داشته است- متمركز ميباشد...
مهندسان تعليم ديده در ايالات متحده بطور
فزاينده اي در حال انتقال فناوري روز و اطلاعات بازار و كمك به
كارآفريني محلي بوده و به اقتصادهاي خانگي خود امكان شركت در انقلاب
فناوري اطلاعات را ميدهند. به دليل تجربه و داشتن شبكه هاي حرفهاي،
اين كارآفرينان فرا منطقه اي ميتوانند به سرعت فرصتهاي ايده آل و جديد
بازار را شناسايي كرده، سرمايه را افزايش داده، تيم هاي مديريتي ايجاد
كرده و با ديگر توليد كنندگان تخصصي و حتي آنهايي كه در دوردست واقع
شده اند به مشاركت پردازند...
از فراز مغزها به
چرخش مغزها
دانشمندان مدتهاست كه پديده فرار مغزهاي پس از
جنگ را بعنوان تقويت نابرابري جهاني يا ضرر خالص براي اقتصادهاي در حال
توسعه و مزيتي براي ملتهايي كه پيشتر صنعتي و غني شده اند ميدانند. با
توجه به كتاب كلاسيك توسعه اقتصادي، افرادي كه بصورت قانوني از
سرزمينهاي فقيرتر به سرزمينهاي غني تر مهاجرت ميكنند، همان افرادي
هستند كه كشورهاي جهان سوم به آنها احتياج مبرم دارند يا به عبارت ديگر
افراد بسيار تحصيل كرده و توانمند آن جامعه بشمار ميآيند...
اقتصاد تايوان در دهه 1970 در ابتدا بعنوان
منبعي بشمار ميآمد كه در آن با بكارگيري نيروي انساني زياد نسبت به
ساحت ماشين حسابهاي كم هزينه اقدام ميشد و پس از آن نيز با بهرهگيري
از اين نيروي انساني همانگونه كه روش قديمي پيش بيني مينمود نسبت به
ساخت كامپيوتر شخصي اقدام شد. تعهد به آموزش و پرورش اساس مهارت داخلي
مورد نياز براي به روز كردن صنعتي ميبود، اما بطور همزمان شبكه هاي
مهندسان تحصيل كرده در خارج نسبت به تعامل با سياست گذاران ديگر براي
توسعه موسسات محلي كه از روشهاي كارآفريني حمايت ميكردند، اقدام
نمودند...
مقامات دولتي كه
با رشد آهسته پارك علميمواجه شده بودند، از استراتژي هاي توسعه جانشين
استفاده كردند. كي تي لي (كه در دهه 1970 بطور منظم از دره سيليكون
بازديد ميكرد تا با مهندسان چيني ملاقات كند) به شدت تحت تاثير صنعت
شركتهاي متهور (VCS) ايالات متحده قرار گرفت و آن را بعنوان حلقه گمشده
تايوان دانست...
در حاليكه در دهه 1980 كشور تايوان يك
توليدكننده با ارزش افزوده پايين در بخش قطعات الكترونيك بشمار ميآمد،
در اوايل دهه 1990 و همزمان با رشد كارآفريني و تجربه توليد بهتر،
كمپاني هاي محلي شروع به متمايز نمودن محصولات بر مبناي نوآوري و كيفيت
بجاي هزينه پايين كردند...
تشكيل صنعت سرمايه متهورانه كشور چين
در دهه 1980 دولت
چين شروع به ايجاد صنعت شركتهاي متهور (VCS) داخلي بعنوان يك مكانيزم
حمايت از سرمايه گذاري هاي فناوري جديد كرد. اما برخلاف كشور تايوان،
كه صنعت شركتهاي متهور (VCS) در دهه 1990 در آن آغاز شد، صنعت شركتهاي
متهور (VCS) كشور چين بوسيله نظام مالي و بازارهاي سرمايه به جاي مانده
از اقتصاد برنامه ريزي شده محدود شده بود...
چالشهاي عمدهاي در سر راه اين شركتهاي نوپا
فرا منطقهاي وجود دارد. سرمايه گذاري متهورانه در چين هنوز در مراحل
مقدماتي به سر ميبرد. هنوز چرخه كاملي از سرمايه گذاري و سرمايه مجدد
در نسل دوم كارآفرينان وجود ندارد. كمپانيهاي فرا منطقهاي همچنين با
مشكلات عمدهاي در زمينه همكاري فعاليتهاي راه دور به خصوص در توسعه
يكپارچگي سازماني و ارتباطات مستمر و مداوم مواجه هستند. سرانجام
تماميكمپانيهاي فنآوري در چين در كنترل و مراقبت از داراييهاي فكري
خود دچار مشكل هستند (چوآنگ 2003)...
در كشور چين تحقيقات فاصله زيادي از به كار
گرفته شدن بعنوان يك پروژه عملي در زندگي واقعي دارند براي مثال يك
پانصدم رسانههاي دكترا (مثلا علوم كامپيوتري) داراي يافتههاي
تحقيقاتي هستند كه براي انجام فعاليتهاي بازرگاني مفيد ميباشند. در
حاليكه در ايالات متحده يك صدم رسانهها را ميتوان به محصولات واقعي
تبديل كرد (ساكينسان و كوآن 2003)...
ارتباط چين و
تايوان به احتمال بسيار زياد ادامه پيدا خواهد كرد و عميقتر خواهد شد.
بر اين اساس، پيش بيني ميشود سرمايه گذاري 6/2 ميليارد دلاري تايوان
در بخش IT در سال 2001 دركشور چين، سالانه به نرخ 32% افزايش خواهد
يافت و در سال 2006 به ميزان 6/10 دلار خواهد رسيد. در آن زمان انتظار
ميرود كه سرمايه گذاريهاي IT تايوان در چين بيش از اين سرمايهگذاري
در تايوان شود. اين امر هم بواسطه رشد سريع بازار داخلي چين در زمينه
محصولات IT ميباشد و هم بعلت كاهش تعرفهها و در نتيجه ادامه پيوستن
چين به بازار تجارت جهاني (WTO) خواهد بود...
سرمايه گذار
مشاركتي كهنه كار دره سيليكون ويليام اچ بيل دراپرسوم روش سرمايه گذاري
مشاركتي اوليه آمريكايي را در سال 1995 به هند تسري داد. كميپس از
ايجاد بودجه 55 ميليون دلاري موسسه بين المللي دراپر به همراه يكي از
همكارانش در سان فرانسيسكو و شركاي محلي در بانگالور و بمبئي، او
متوجه موانع بسياري زياد بر سر راه كارآفرنيان در هند شد. مفهوم
شركتهاي متهور (VCS) در هند يك مفهوم جديد بود، چرا كه در هند الگوي
تجارت خانوار- محور هم بر كمپانيهاي كوچك و هم گروههاي بزرگ همچون
سولا و تاتا سايه گسترده بود. برقراري ارتباط بين هند و دره سيليكون
بسيار مشكل بود...
رشد و محدوديت
شكوفايي بخش
فنآوري در اواخر 1990 در ايالات متحده نتايج عكسي براي هندوستان به
همراه داشت. از يك سو كاستيهاي نيروي كار سبب رشد در تعداد ويزاهاي
موقت ارائه شده بر مبناي مهارت بود كه 126697 هندي تاييديه H1-B را در
سال 2000 دريافت داشتندكه منعكس كننده نيمي(48%) از كل افرد بود.
دومين كشور بزرگ چين بود كه تنها 9% پذيرشهاي H1-Bيعني 22570 نفر را به
خود اختصاص داد...

|