|
كارآفريني شركتي و نوآوري: پيشرانههاي كليدي در اقتصاد
دانش
محور -
KBE
اهميت
كارآفريني شركتي و نوآوري
بهنگامي
كه واژه «اقتصاد دانش محور» (KBE) اختراع گرديد، بسياري از روشها و
اصولهاي مرتبط با انجام مسائل تجاري دستخوش تغيير گرديد. پيشرفت
انفجار مانند تكنولوژي باعث بوجود آمدن شرايط مختلفي گرديد كه بر اساس
آن برخي از افراد دچار دلهره و هراس گرديده و برخي ديگر اينگونه احساس
ميكردند كه موقعيت پيش آمده در عصر اطلاعات و شيدايي اينترنتي بعنوان
يك موقعيت كوتاه مدت و زودگذر مد نظر ميباشد. اكنون كه مدت زماني از
اين موارد گذشته است، اين مسئله آشكار ميباشد كه اقتصاد دانش محور در
حقيقت به عنوان يك پديده ماندگار مد نظر ميباشد اما مفاهيم اوليه آن
تغيير كرده است...
كارآفريني شركتي
پينكاد(1985) عبارت «كارآفريني درون سازماني» را ابداع نمود تا بدين
وسيله به كارآفريناني اشاره داشته باشد كه در محدوده شركتي فعاليت
دارند، جائيكه افراد مختلف نسبت به طراحي ايدههاي جديد از موارد توسعه
تا موارد مرتبط با واقعيتهاي سودآفرين كامل اقدام ميورزند. اين
عبارت همانند موارد ديگر نظير «كارآفريني شركتي داخلي»، «سرمايههاي
متهور شركتي»، و بصورت ساده « كارآفريني شركتي» براي اشاره داشتن به
چنين فعاليتهايي اختراع شدهاند...
شناخت فرصت در شركتها
بهنگامي كه كارآفريني شركتي همانگونه كه انتظار
ميرود بر روي مجموعه شركتي و مجموعه اعضاي آن تاكيد مينمايد، ميتوان
انتظار داشت كه ميزان نوآوريهاي آنها و توانايي جهت درك فرصتها متفاوت
و متغيير باشد...
مدل تجاري نوآوري بعنوان نوآوري راديكال
نوآوري
راديكال ميتواند بصورت برنامههاي طراحي مجدد مشاغل عرضه گردد، چيزي
كه بنام «نوآوري مدل تجاري» مطرح ميباشد. عبارت « مدل تجاري» در تناسب
با شروع بكار سيستمهاي دات كام (dot. Coms) يا درحقيقت همان سيستمهاي
مبتني بر اينترنت ميباشد. اين سيستم در بردارنده آن است كه شركتهاي
اقتصاد جديد ميبايست از حالت ساختار شركتهاي اقتصادي قديمي به سمت
شركتهايي با حالت ساختاري اقتصاد جديد حركت نمايند...
اين دو نمونه كليدي بدين دليل بصورت آشكار عرضه
گرديدهاند كه آنها بوجود محركهها يا انگيزههاي خارجي نيازي ندارند.
انگيزه جهت انجام كارآفريني شركتي و مجموع نوآوريهاي تجاري در حقيقت
در خود شركتها وجود دارد. بر اين اساس لازم است تا رهبران يا مديران
شركتها نسبت به تصميم گيري در زمينه انجام موارد مرتبط با آن اقدام
نمايند. با اين وجود، ممكن است اغلب مسائل روزمره بوجود آمده و لازم
باشد تا نسبت به بررسي استراتژيهاي درازمدت اقدام شود. سياست گذاران
دولتي تنها قادر به ترغيب آموزش، و تجهيز مديران تجاري بوده و
ميتوانند زير ساختهاي لازم را براي آنها مهيا سازند...

|