|
كارآفريني و تاريخچه تجارت
درطول دهه 40 و 50
مورخان تجاري پيشگامان پژوهش كارآفريني بشمار ميآمدند. مركز
چندرشتهاي تحقيقات در زمينه تاريخچه كارآفريني در دانشكده تجاري
هاروارد تاسيس شد، كه افرادي چون جوزف اسكامپيتر (Joseph Schumpeter) و
آلفرد چندلر (Chandler Alfred) در آن شركت داشتند. نشريه اين مركز به
نام «تحقيقات در مورد تاريخچه كارآفريني» محركهاي اصلي سازماني جهت
برنامه كار اين تحقيق به شمار ميرفت. به هر حال پژوهش كارآفريني با
ايستهاي بازرسي صعب العبور اسلوب شناسانهاي مواجه شد و در حاليكه
پژوهش كارآفريني ناقص و بي اهميت رها شده و توجهات در اين زمينه به
مقوله «شركتها» معطوف گرديد. با اين وجود مورخان تجاري، از طريق ارائه
رويدادهاي گوناگون كشورها، مناطق و صنايع، همچنين (در مقايسه با
بيشترين ميزان مديريت تحقيقات نسبت به دو دهه گذشته) با بررسي ميزان
اهميت موقعيتهاي اقتصادي، اجتماعي، سازماني و بنيادي در ارزيابي
كارآفريني، نقش عمدهاي در پژوهش كارآفريني ايفا نمودند...
موضوع اين مقاله حاكي از اين است كه اكنون
فرصتهاي فوق العادهاي براي تجديد برنامه تحقيق در مورد كارآفريني بر
اساس ريشههاي قدرتمند موجود و ايجاد آن بر اساس اصول منطقي رفتارشناسي
كارآفريني وجود دارد. بر اين اساس فرصتهاي لازم براي شناخت نقش تاريخي
و رفتار كارآفرينانه وجود دارد، كه دقيقتر از گذشته موارد را مورد
بررسي قرار داده و سعي بر تعيين دقيق تر چگونگي ارتباط اين اقلام و
همچنين موقعيتهاي عمده فرهنگي و ارزشمندي موارد و مقايسه آن با
متغيرهاي ديگر را دارد. در زمينه تحقيقات تكميلي نقش موسسهها در رشد
اقتصادي با بررسي ارتباط خاص بين موسسات و كارآفرينان مشخص ميشود...
از دهه 80 كارآفريني بعنوان موضع مورد علاقه
كارشناسان مديريت و محققان اجتماعي پديدار شد. اين مبحث بويژه در مدارس
تجاري اعتبار يافت (كوپر، سال 2005). اين رشته دانشگاهي در اثر برخي از
تحولات اخير ايالات متحده مورد تشويق قرار گرفته است: كه از جمله اين
موارد ميتوان از بقاي شركتهاي نوپا در صنايعي با تكنولوژي فوق العاده
عالي، توسعه تامين سرمايه گذاري مخاطره آميز و موقعيتهاي گروههاي
منطقهاي بويژه دره سيليكون، نام برد. كارشناسان مديريت و محققان
اجتماعي علاقمند به كارآفريني با توجه به انگيزه مهم اين تحولات، تمركز
و توجه خود را بر مطالعه ايجاد تجارت جديد معطوف كردند كه مبناي متشابه
و مشخصي را براي كارهاي كمي تجربي فراهم ميآورد. (تورنتون 1999،
آلدريچ 2005، 1999؛ گارتنر و كارتنر 2005)...
مفهوم كارآفريني نقش تعيين كنندهاي در پيدايش
تاريخچه تجارت به عنوان رشته دانشگاهي مجزا ايفا كرده است و بر اين
اساس از اواسط قرن نوزدهم مورخان اقتصادي، تئوريهاي راكد تفكر
اقتصادي كلاسيك و نئوكلاسيك را مورد نقد و انتقاد قرار داده بودند.
بطوريكه به شيوههاي تغيير ساختار اقتصادهاي در گذشته استناد شده است.
تاريخ گرايي اوليه به شيوههاي پيدايش مراكز سرمايهداري و صنعت مداري
تاكيد داشت (هاگسون2001)...
از آنجايي كه دانش
پژوهي در زمينه كارآفريني در دهه 40 و 50 ظهور يافت، اكثر آثار نخستين
و اوليه در اين رشته سعي بر شكل گرفتن حول سئوال تاريخ خاصي را داشت،
چرا بيش از سه قرن گذشته بعضي از كشورها بيش از حد ثروتمند و توليدي
شدند در حاليكه ديگر كشورها نسبتاً فقير باقي ماندند؟ تئوري اسكامپيتر
(Schumpeter) بر اين محور استوار بود كه نوآوري كارآفريني منشأ رشد و
ترقي بهرهوري در جوامع كاپيتاليست بوده است...
در سالهاي اخير مورخان از دادههاي بيوگرافي و
سطح شركت استفاده كردهاند تا تاثير مذهب، مليت و وابستگي گروه اجتماعي
بر كارآفريني بررسي گردد. مورخان در ايالات متحده تعدادي از منابع
بويژه سوابق دان و برداستريت را بكار بردند تا الگوهاي كارآفريني و
دستيابي به منابع از طريق نژاد، قوميت و جنسبت مورد بررسي قرار گيرد...
داگلاس نورس
(Douglass North) مورخ اقتصادي نقش محوري و اساسي در پيدايش «سازمان
گرايي جديد» ايفا كرد. اثر مكتوب نورس بر نقش حقوق اموال، قوانين حق
بهرهبرداري انحصاري، توافقات سياسي تقسيم قدرت در غرب تاكيد داشت تا
بررسي تحمل قوانين سياسي كه به حمايت از فعاليت كارآفريني ميپردازد
مدنظر قرار گيرد...
افزايش كتابهاي اقتصاد در مورد نقش سياست
استعماري در توصيف توسعه كند و آهسته آمريكاي لاتين، آفريقا و آسيا
رابطه مستقيمي با ارتباط بين توسعه مركز سياسي و كارآفريني دارد. هر
چند نوعاً در چارچوب اين مبحث قرار نميگيرد. انجرمن و سوكولوف (2005)
بر تاثير منفي سياست استعماري در تغيير تركيب جمعيت تاكيد دارد. آب
وهوا و خاك آمريكاي لاتين و كارائيب در پرورش محصولات توسط بردهها يا
افراد بومي، امتياز خوبي براي آنجا محسوب ميشد...
آسموگلو، جانسون و
رابينسون (2002) بين موسسات «مالكيت خصوصي» و «موسسات استخراجي» تمايز
قائل شدند. موسسات املاك خصوصي حقوق مالكيت تضمين شدهاي را فراهم
ميآورند و در مقطع گسترده جامعه قرار گرفتهاند. موسسات استخراجي
قدرت را در دستان نخبگان كوچك قرار ميدهد و خطر مصادره و سلب مالكيت
را بوجود ميآورد. اروپائيها در مناطق بسيار پر جمعيت و پر رونق موسسات
استخراجي را ايجاد و يا حفظ كردهاند تا مردم را مجبور به كار كردن در
معادن و مزارع كنند. در مناطق كم جمعيتتر اروپائيها موسسات «مالكيت
خصوصي» را تاسيس كردهاند. نظر بر اين بود گسترش تكنولوژي صنعتي در قرن
نوزدهم مستلزم مشاركت توده مردم جامعه بود، بنابر اين بالاخره به
پيروزي آنها منتهي شد...
به طور كلي روشهاي اقتصاد سياسي كه به موسسات
ملي، سياستها و محدوديتهاي سياسي توجه دارند ميتوانند زمينههاي
كارآفريني را براي فعاليت كارآفريني فراهم آورند، ليكن اغلب اطلاعات
كمي را در مورد ميزان دخالت دولت در كارآفريني يا روشهايي كه
موقعيتهاي اقتصادي جديدي به لحاظ تاريخي ايجاد كردهاند، در اختيار
دارند...
در كتابهاي علوم اجتماعي سرمايه گذاري
كارآفريني در عمل مترادف با مطالعه شركتهاي سرمايه گذاري مخاطره آميز
ميباشد. سرمايه گذاري مخاطره آميز، بر مبناي استدلال، موقعيت منحصر
بفردي را در نظام مالي ايجاد ميكند. اين كار از طريق تخصصي كردن
سرمايه گذاري بلند مدت و نسبتاً مخاطره آميز كارآفرينان و تا ميزان
اندكي بوسيله سرمايه ثانويه انجام ميگيرد...

|