www.irantarjomeh.com

                    

 

 

كارآفرينان، جهت‌گيريهاي و تناسب محيطي: مقايسه انگلستان- ژاپن در توليد تكنولوژي سطح بالا - Entrepreneurs, HRM Orientations and Environmental Fit: A UK-Japan Comparison in High Tech Manufacturing

 نام اصل متن :    Entrepreneurs, HRM Orientations and Environmental Fit: A UK-Japan Comparison in High Tech Manufacturing

 نام ترجمه به فارسي : كارآفرينان، جهت‌گيريهاي و تناسب محيطي: مقايسه انگلستان- ژاپن در توليد تكنولوژي سطح بالا

 كد ترجمه :  MNG60     تعداد صفحه انگليسي: 32   تعداد صفحه فارسي:  48   سال:  2006

  منبع : اينترنت- مقاله كامل-  CBR -University of Cambridge
  قيمت : 100000 ريال

 

كارآفرينان، جهت‌گيريهاي و تناسب محيطي: مقايسه انگلستان- ژاپن در توليد تكنولوژي سطح بالا

مقدمه 

يك كارآفرين به تنهايي نمي‌تواند كاري را توسعه دهد. مهمترين مسائلي كه يك كارآفرين با آن روبرو مي‌شود عبارتند از جذب نيروي تازه، تعيين وظايف، تشويق و حفظ كاركناني كه به رشد كار كمك خواهند كرد...

اين مقاله، مجموعه سوالات جالبي را ايجاد مي‌كند كه به سادگي و با اندازه ‌گيريهاي كمي‌ فرمولاسيونهاي فعاليت هاي داراي تعهد زياد نمي‌توان آنها را پاسخ داد. چگونه كارآفرينان باور كنند كه بايد به جذب و حفظ نيروي كار واجد شرايط مشغول شوند؟ چه عواملي بر اعتقادات آنها تاثير دارد؟ نتايج اعتقادات آنها چه خواهد بود، براي مثال آنها در مورد توانايي خود به رشد و اصلاح چگونه تصوري را دارند؟ اينها سوالاتي هستند كه در اين مقاله از طريق مقايسه كارآفرينان ژاپني و انگليسي و حرفه هاي كوچك آنها، كه در امر توليد با تكنولوژي پيشرفته مي‌باشند، مورد بحث قرار مي‌گيرند...

اطلاعات از موارد زير بدست مي‌آيد: (الف) پرسشنامه اي كه در انگلستان در دسامبر 2000 و ژانويه 2001 و در ژاپن در فوريه و مارس 2002 انجام شد. (ب) مصاحبه با 25 مخاطب در انگلستان كه در سال 2001 و 25 مخاطب در ژاپن كه در 2005-2004 انجام شد...

بنابراين به جاي ايجاد يك حرفه جديد در هر بخش، كارآفرينان به شيوه Schumpeterian فعاليت اقتصادي جديد يا «تركيبي جديد» از فعاليتها را آغاز مي‌كنند...

اولين تفاوت آشكار بين مصاحبه‌شوندگان انگلستان و ژاپن اين بود كه در ابتدا چه ميزان سهم به كاركنان و موضوعات HRM اختصاص داده مي‌شود. واضح بود كه براي كارآفرينان انگليسي، كاركنان به طوري موثر براي انتقال محصولات و خدمات داراي نقش مهمي‌مي‌باشند..

به نظر مي‌رسيد هر دو گروه در جستجوي كاركنان مشابهي بودند. سازگاري با فرهنگ سازماني بسيار مهم بود. اين يعني جذب افرادي كه ديدگاه «مثبتي» دارند نه آنهايي كه از آغاز تا پايان كارشان نگاه كردن به ساعت است. آنها در جستجوي اشخاصي بودند كه اشتياق به كار و يادگيري دارند و هميشه مي‌خواهند اولين باشند...

كارآفرينان انگلستان مي‌كوشيدند تا افرادي با شرايط ذكر شده جذب كنند و آنها را وارد گروهي از كاركنان هم فكر نمايند يعني به كالبدها روحي تازه بدمند. براي مثال گاهي اوقات كاركنان مجبور بودند مسيرهاي طولاني را طي كنند يا اينكه  ساعت هاي طولاني قبل از موعد مقرر شروع به كار كنند. تمايل به انجام چنين كاري اجباري نيست بلكه بايد داوطلبانه صورت گيرد...

از طرف ديگر، كارآفرينان ژاپني الزامي‌براي استقرار اين وضعيت ندارند. آنها  مي‌خواهند كاركناني با همين شرايط استخدام كنند و نيازهاي مشابهي مثل كار در عصر جمعه يا آخر هفته داشته و از كارمندان انتظار دارند اين نيازها را برطرف كنند...

بطور خلاصه، اين مقايسه بعد فراموش شده اي از سازگاري محيط را آشكار مي‌كند. كارفرمايان نه تنها بايد مراقب محيط مقايسه اي باشند بلكه بايد به محيط سازماني و محيط اجتماعي نيز توجه كنند. اين موضوع بيشتر روابط شغلي را در شركت تحت تاثير قرار مي‌دهد. كارفرمايان انگليسي با توجه به ارتباطي كه با خانواده هاي خود دارند، نياز به سازگاري را بيشتر درك مي‌كنند- از طرف ديگر ثبات در محيط اجتماعي به كارفرمايان ژاپني اجازه مي‌دهد تا غرق در كار شدن را بعنوان تعهد يا بلوغ مشخصي تعبير كنند...

 

 

براي سفارش ترجمه اين قسمت را كليك نمائيد