اين
گمان در خصوص پيشرفت آينده بر مبناي اين تفكر است كه اعمال
كارآفريين فرصتهاي كارآفريني اضافهاي را ايجاد ميكنند، درست
به همانگونهاي كه هولكومند 1998 توضيح ميدهد. اين تهديد وجود
دارد كه دولت در حال رشد سبب از بين رفتن رشد اقتصادي شود...
شيوههاي جديد خريد نه تنها در بردارنده
مغازههاي بزرگتر و متمركزتر است بلكه خريد از روي كاتالوگ و
اكنون اينترنت را نيز شامل ميشود. اين شيوههاي نوين به رشد
تنوع محصولات كه گفته اسميت 1776 است منتهي شده است. بكارگيري
تماسهاي تلفني در مسيرهاي دور و كمتر شدن هزينه آن به مشتريان
بالقوه اين امكان را ميدهد تا در هزاران مايل دورتر با
فروشندگان تماس بگيريد و فوراً محصولات خود را سفارش دهيد و
كاهش شديد هزينههاي حمل ونقل اين امكان را ايجاد ميكند تا
خريدهاي شخصي را در هزاران مايل دورتر به دست مشتريان رساند.
اين امر سبب ايجاد تنوع وسيعتري در انواع كالاها و خدمات
ارائه شده براي فروش ميگردد و به كارآفرينان انگيزه لازم را
ميدهد كالاهايي را كه ممكن است بازار نسبتاً كوچكي را در صورت
فروش در يك شهر داشته باشند و چنانچه در نقاط ديگر جهان به
فروش برسند بازار وسيعي را به خود اختصاص دهند را معرفي كنند...
سود و
زيان
تمامي
تلاشها در بخش كارآفريني با موفقيت همراه نيستند. مردم اغلب
بر اين باورند كه فرصتهاي سودمند را به دست آوردهاند و بر روي
آنها كار كردهاند و تنها به اين دليل كه خسارتها را به پايان
برسانند. ميسز Mises (1952 فصل 9) در فصلي با همين عنوان يعني
«سود و زيان» بر نقش سود و زيان در هدايت متخصصين منابع در يك
اقتصاد تاكيد ميكند. كارآفريني موفق به سود منتهي ميشود...
شرايط
زماني و مكاني
هايكHayek
(1945) بر شرايط ويژه زماني و مكاني كه براي برخي از افراد
دانستههايي را ايجاد ميكنند كه براي ديگران در دسترس نيست،
تاكيد دارد. در حاليكه هايك به بحث پيرامون نقش نظام بازار در
همكاري با فعاليتهاي افراد با اين نوع دانش خاص ميپردازد،
مشاهدات او ارتباط مستقيم با كارآفريني دارند. افراد بدون
داشتن اين دانستهها نميتوانند به استفاده از فرصتهاي سود
آور تكيه كنند، زيرا دانستههاي مرتبط با يك فرصت سود آور بدون
داشتن دانش كافي در زمينه مورد نظر كه به افراد اين امكان را
ميدهد تا فعاليتهاي سود آور را بشناسند، كافي نيست...
مثال ديگر
كارآفريني را كولينز ارائه ميكند. كولينز به بحث پيرامون
تغييرات در شيوههاي توليد هواپيماي پايپرpiper ميپردازد.
عموماً توليد كنندگان هواپيما داراي خطوط توليد متفاوت براي
مدلهاي مختلف هواپيما هستند، كولينز ميگويد:...
آدام اسميت به نكتهاي اشاره ميكند:
انسانها همواره به دنبال شيوهاي آسانتر
و آمادهتر دستيابي به هر چيز در هنگامي كه تمامي تمركز آنها
به سمت آن چيز است ميباشند.... و در اين زمان است كه به طور
طبيعي انتظار ميرود تا به آن دست يابند، بنابر اين وقتي كه يك
نفر از اين افراد در يكي از شاخههاي كاري استخدام ميشود
ميبايست به سرعت شيوههاي آسانتر و آمادهتر اجراي كار خاص
مورد نظر را بيابد، در هر زماني كه ماهيت آن چيز آماده انجام
چنين كاري باشد...
در ديدگاه رومر سرمايهگذاري در تحقيق و
توسعه سبب ايجاد تغييرات در فنآوري ميشود كه خود سبب رشد
اقتصادي شده و مرحلهاي را كه اختراع به نوآوري تبديل ميشود
را ناديده ميگيرد...
در تجربه و تحليل روند كارآفريني،
عملكرد كارآفرينان را ميتوان به سه بخش در راستاي خطوط مثال
بالا تقسيم كرد. نخست اينكه كارآفرينان ميتوانند فعاليتهايي
همانند تحقيق و توسعه را انجام دهند كه ميتواند فرصتهاي
سودآور ايجاد كند. دوم اينكه كارآفرينان ميتوانند دانش خود را
افزايش داده،به نحوي كه يك فرصت سودآور ظاهر ميگردد، در
جايگاهي باشند كه بتوانند آنرا بشناسند. سوم اينكه ميبايست
ويژگي بارز آماده بودن وجود داشته باشد تا به كارآفرين اين
امكان را بدهد، آن چيزي را كه ديگران درك نكردهاند را تشخيص
دهد...
رقابت
كارآفريني
كتاب
كيزرنر (1973) كه عنواني مشابه با عنوان اين بخش دارد كه
تئوري را در خصوص روند رقابتي بعنوان جايگزيني براي تئوري
نئوكلاسيك رقابت كه رقابت را بعنوان نتيجه توازن معرفي كند،
ارائه ميكند. مدل نئوكلاسيك رقابت نشان ميدهد كه اقتصاد خود
در توازن است و هيچ فرصت سودآوري براي كمپانيها ندارد. تنها
نقش كمپانيها مديريت كارآمد است...