www.irantarjomeh.com

                    

 

 

عوامل تعيين كننده موفقيت كارآفريني بررسي مقاله‌هاي اخير - Determinants of Successful Entrepreneurship: A Review of the Recent Literature

 نام اصل متن :    Determinants of Successful Entrepreneurship: A Review of the Recent Literature

 نام ترجمه به فارسي : عوامل تعيين كننده موفقيت كارآفريني بررسي مقاله‌هاي اخير

 كد ترجمه :  MNG54     تعداد صفحه انگليسي: 40   تعداد صفحه فارسي:  55  سال:  2006

  منبع : اينترنت- مقاله كامل-  School of Management Cambridge,
  قيمت : 120000 ريال

 

عوامل تعيين كننده موفقيت كارآفريني بررسي مقاله‌هاي اخير

چكيده

اين مقاله نسبت به بررسي و ارزيابي مقاله‌هاي آكادميك در زمينه آنكه چگونه عملكرد كارآفريني مي‌تواند مرتبط با خصيصه‌هاي كارآفرينان و تيم‌هاي كارآفريني باشد اقدام مي‌نمايد. تعدادي از موارد مفهومي و  اسلوب شناسي در مطالعه عملكرد كارآفريني مورد بررسي قرار خواهد گرفت. بررسي‌هاي منتشر شده و انتشار نيافته مربوطه اينگونه اذعان مي‌دارند كه فاكتورهايي نظير آموزش، تجارب صنعتي و مديريتي و تجربه كارآفريني قبلي بصورت مثبت مرتبط با عملكرد سرمايه‌هاي متهور مي‌باشند. مستندات خاصي وجود دارند كه بيان كننده صفاتي نظير عملكردهاي مرتبط با ارتقاي مضامين مربوطه مي‌باشند. علاوه بر اين تحقيقات نوظهور در زمينه نقش سرمايه اجتماعي و تركيب تيم سرمايه‌گذاري كارآفريني انجام پذيرفته شده است...

مقوله كارآفريني بعنوان يكي از نواحي مورد مطالعه آكادميك بعنوان يك مقوله تقريبا جديد بشمار مي‌آيد و با توجه بدانكه موضوعات جديد را تحت الشعاع قرار مي‌دهد توجه گسترده‌اي در زمينه مسائل تجاري و مديريت، جامعه، روانشناسي، اقتصادي، مالي و سياست عمومي در آن مبذول شده است. اين مورد باعث مي‌شود تا محيط عقلاني هم با حالت باروري مواجه باشد و هم با حالت آشفتگي و سردرگمي. بر اين اساس استانداردهاي موجود براي مضامين مختلف بسيار متفاوت و گسترده مي‌باشند و ديدگاه‌هاي مرتبط با توضيح، برآورد عملكرد و هنجارهاي تعريفي نيز مختلف مي‌باشند. تعريف عبارت «كارآفرين» و آنچه تشكيل دهنده «كارآفريني» مي‌باشد هنوز بصورت كامل محرز و مشخص نمي‌باشد، بجز آنكه شفافيت لازم براي اين مضامين تحصيل شود...

يكي از اولين اين تعاريف به وسيله كانتيلون (2004) عرضه گرديده است، كه بر اين اساس وي در سال 1755 كارآفرين را بعنوان شخصي تعريف نمود كه نسبت به معامله و تبادلات مربوطه اقدام مي‌نمايد و ريسك آنرا نيز متقبل شده و بر اين اساس محصول يا خدمات خاصي را با نرخ‌هاي مشخصي خريداري نموده و آنها را در نرخ‌هاي نامشخص به فروش مي‌رساند...

هيچ يك از اين تعاريف بصورت صريح در بر دارنده آنچه آقاي جوزف اسچامپتر   (Josef Schumpeter) (1934، 1939) در خصوص كارآفرينان موفق اظهار مي‌دارد، يعني نوآوري، نمي‌باشد. از نقطه‌نظر آقاي اسچامپتر، اشخاصي كه با مدل‌هاي توليد متعارف يا مدل‌هاي تجاري اقتصادي سنتي كار كرده‌اند، و تغييرات افزايشي را در فرآيندهاي خود بوجود آورده‌اند بعنوان كارآفرينان بشمار نمي‌آيند. وي اين عبارت را براي اشخاصي بكار مي‌گيرد كه نسبت به توسعه تكنولوژي يا محصولات جديد، كه تغيير دهنده زمينه‌هاي كاري آنها مي‌باشد، اقدام نموده‌اند و همچنين اقداماتي نظير بوجود آوردن فرصتهاي جديد و تغيير طرز تفكرات ما را تجربه نموده و در يك محدوده عرضه شده از فعاليتهاي اجتماعي عمل مي‌نمايند...

محققين معمولا تعاريف مختلف مرتبط به «كارآفرين» بر مبناي نوع داده‌هايي كه در دسترس آنها مي‌باشد و يا براساس جمعيتي كه در مطالعات آنها بكار گرفته شده است را تعريف مي‌كنند. اين تمايزات مهم مي‌باشند، چرا كه تركيب جمعيت مطالعه تاثير قابل ملاحظه‌اي در جهت ترسيم نتيجه‌گيري‌هاي مرتبط با آن خواهد داشت...

ما در تعريف و اندازه‌گيري عملكرد كارآفريني بر دو مسئله متمركز مي‌شويم. يكي از اين مسائل مرتبط با تمايز بين «كارآفريني بعنوان سازماندهي» و «كارآفريني بعنوان نوآوري» مي‌باشد. عملكرد موفق تحت اين دو تعريف ممكن است كاملا مختلف باشند...

در وهله دوم، تحقيقات بيشتري مي‌بايست انجام پذيرد كه براساس آنها به صورت صريح چگونگي تاثير نسبي متغيرهاي مورد علاقه در زمينه عملكرد كارآفريني يا عملكرد غير كارآفريني ( معمولا عملكرد در زمينه اشتغال) مورد مقايسه قرار گيرند. بطور كل، اين امر شامل مقايسه‌هاي متقابل- حقيقي مشكل مي‌باشد. هميلتون 2000، بطور مثال، نسبت به بررسي و مقايسه درآمدهاي افراد خود  اشتغال با درآمدهاي افراد داراي شغل اقدام نموده است...

مقوله روانشناختي نسبت به مطالعه ويژگي‌هاي شخصيتي يك كارآفرين بصورت عميق اقدام مي‌نمايد يكي از صفات شخصيتي كه توجه زيادي را در مطالعات بيشمار به خود معطوف داشته است «نياز به تحصيل موارد مدنظر» مي‌باشد كه ديويد ماك كليلاند آنرا در سال 1961 مشخص و بررسي نموده است. وي اينگونه احساس مي‌نمود كه چنين روالي بعنوان يك فاكتور مشاركت كننده لازم در جهت توسعه اقتصادي سريع مدنظر بوده و بر اين اساس اينگونه اذعان داشت كه حركت به سمت دسترسي به موارد مرتبط با اين موضوع را مي‌توان از طريق آموزشهاي اجتماعي و انفرادي تحصيل نمود، يعني آنكه افراد قابليت آموزش رفتار كارآفريني را دارا مي‌باشند...

روانشناسان ديگر بر روي ارتباط بين «باورهاي كنترلي داخلي » و عملكرد متهورانه تمركز نموده‌اند. باورهاي كنترلي داخلي به آن دسته از عقايد فردي اطلاق مي‌شود كه شدت يا عملكرد آن بوسيله افعال دروني هر فرد، ‌بجاي فاكتورهاي خارجي، تعيين مي‌گردد. سطح اين باورهاي داخلي معمولا از طريق كاربرد يك مقياس روان قياسي بنام «مقايس راتر» تعيين مي‌گردد...

در ملاحظه تاثيرات تجربه، ايجاد تمايز بين 4 نوع متمايز تجربه مفيد مي‌باشد: تجربه نيروي كار، تجربه شغلي، تجربه صنعتي و تجربه كارآفريني. تاثيرات تجربه نيروي كار بر روي عملكرد اقتصادي معمولا ضعيف مي‌باشد. در مدل‌هاي سرمايه‌اي انساني درآمدهاي ناشي از اشتغال پرداخت حقوق، تاثير مثبت تجربه نيروي كار عمومي بعنوان بازتابي از بهره‌هاي مرتبط با مهارتهايي كه در طي دوران اشتغال كسب شده است مدنظر مي‌باشد...

ديدگاه سرمايه اجتماعي كه در چارچوب مطالعات شبكه‌اي مرتبط با جامعه‌شناسي شكل گرفته است، متمركز بر روشهاي شبكه‌هاي شخصي، تخصصي و ساختاري بمنظور ارتقاي دسترسي به اطلاعات، منابع و مسئوليت مي‌باشند. نقش شبكه‌هاي اجتماعي در زمينه تحقيقات كارآفريني به صورت گسترده‌اي مدنظر است. بسياري از اين امور بر روي تاثير شبكه‌هاي اجتماعي و احتمال انجام اقلام مرتبط با كارآفريني متمركز مي‌باشند...

 

براي سفارش ترجمه اين قسمت را كليك نمائيد