www.irantarjomeh.com

                    

 

 

تحقيقات توسعه اقتصادي و اصلاحات مرتبط با سياستها و خط‌مشي‌ها كارآفرينان و اصلاحات اقتصادي -Some Important Observations Concerning Job Creation by Firm Size and Age

 نام اصل متن :    Some Important Observations Concerning Job Creation by Firm Size and Age

 نام ترجمه به فارسي : برخي از موارد مهم در خصوص ايجاد اشتغال با توجه به اندازه شركتها و سابقه سني آنها

 كد ترجمه :  MNG50        تعداد صفحه انگليسي: 14  تعداد صفحه فارسي:  24  سال: 

  منبع : اينترنت- مقاله كامل
  قيمت : 70000 ريال

 

برخي از موارد مهم در خصوص ايجاد اشتغال با توجه به اندازه شركتها و سابقه سني آنها


تحقيقي كه در اين مطالعه مورد بررسي قرار گرفته است در رابطه با شركتهاي داراي اندازه كوچك و متوسط مي باشد. در ابتدا، مطالعه جاري يافته هاي اوليه ، در خصوص نقش اين شركت ها در ايجاد شغل ، را مورد بررسي قرار داده و در وهله بعد، اين تحقيق، در يك حالت كاملاً دراماتيك ، اهميت تعاريف و مكاتب عملي در تحقيقات مرتبط با رشد شركتهاي كوچك را مورد بررسي قرار مي‌دهد.

نقش شركتهاي كوچك و متوسط در ايجاد اشتغال
The role of SMEs in job creation

تعداد فزاينده اي از مطالعات تحقيقاتي از كشورهاي مختلف اين حقيقت را عنوان داشته‌اند كه شركتهاي داراي اندازه كوچك و متوسط نقش بسزايي را در رشد ايجاد شغل و كارآفريناني ،كه خود از جمله عوامل ايجاد مشاغل مي باشد، بعهده دارند (درت 1979، بلت وين و پيكوت، 1995، ديويد سون، 1995، ديويدسون، 1995، ديويد سون، رينگ مارگ و ارفسون، 1993، 1994، 1995 الف، 1995 ب، 1998 الف، 1998 ب، فاكما جلي و موساتي، 1993، فورستر، 1997، كرت هْف و فيليپس 1998، پيكوت و داپي، 1998، اسپلينگ، 1995. براي كسب اطلاعات بيشتر در خصوص مطالعات انجام شده در كشورهاي ديگر مي توانيد به مقاله هاي زير مراجعه كنيد: اجين جر و تيكي، 1991، ENSR، 1994،لاومن و سن جن برگر، 1991، Oecd، 1987، استوري و جانسون، 1987.

در ارتباط با اين تحقيق 4 مطلب معمولاً مورد بحث قرار مي گيرد. در ابتدا برخي از منتقدين، اين يافته‌ها كه، « شركتهاي داراي اندازه كوچك و متوسط داراي توانايي ايجاد اشتغال مي‌باشند» ، را با ديده شك و ترديد نگريسته‌اند. ديويس، هالتي ونگر و اسچاح (1996 الف، 1996 ب) عنوان مي دارند كه اين عقيده كه، «شركتهاي كوچك به عنوان عناصر عمده و كليدي در بوجود آوردن مشاغل جديد مطرح مي باشند»، خود بصورت اساسي از نقص متادولوژيكي برخوردار مي باشد، در حالي كه دسته ثانويه‌اي از منتقدين شامل بنت هايسون (1994 الف، 1994ب) عبارتي بينابين اظهارات فوق را بيان داشته اند و چنين اذعان داشته‌اند كه، «شركتهاي داراي اندازه كوچك و متوسط به صورت تام معرف اشخاصي كه بوجود آورنده مشاغل مي باشند نبوده» و بر اين اساس چنين عقيده دارند كه حضور آنها در اين عرصه بيشتر به واسطه تغيير استراتژيهاي شركتهاي بزرگي است كه هنوز در رأس هرم قدرت دارند. كِرك هْف و گرين (1998) و رينولدز (1996) اظهار مي‌نمايند كه در برخي از مواقع، نقطه نظرات متضادي، به واسطه وجود تئوريهاي بنيادي، مطرح گرديده است و بر اين اساس، اين تئوريها مباحثي را در خصوص چگونگي كاركرد اقتصادي عنوان نموده‌اند. آناليزهاي دقيق در كشورهايي كه داراي كيفيت آماري بسيار بالايي از نظر مسائل تجاري مي باشند به دقت نشان مي دهد كه اعتراضات ديويد و همكارانش از نظر تجربي فاقد اعتبار مي‌باشد (ديويد سون، ليند مارك و اُلف سون، 1998 الف، وين و پيكوت، 1995، پيكوت و دابوي، 1998).

جامعه تحقيقاتي امروزه، در خصوص اين مورد كه شركتهاي داراي اندازه كوچك و متوسط بعنوان هويتهايي مطرح مي‌باشند كه ايجاد كننده اشتغال هستند، تقريباً داراي اجماع كلي مي باشد. در اين خصوص مباحثي وجود دارد مبني بر اين كه آيا وجود اين شركتها به صورت كلي نتيجه پا بعرصه گذاشتن شركتهاي نوظهور بيشمار و روند روبرشد آنها مي باشد و يا آنكه يك اقليت كوچكي از شركتهاي داراي اندازه كوچك و متوسط با رشد بالا در اين ميدان رقابتي شركت كرده و سهم بالايي از اشتغال جديد را در دست گرفته اند. مورد دوم به عنوان مبحثي مطرح مي شود كه آنرا اصطلاحا «مبحث موش در برابر غزال يا پرندگان در برابر خزندگان» مي‌نامند. در اين خصوص، استوري، اكيداً اين مبحث را پشتيباني مي‌نمايد كه گروه كوچكي از شركتهاي داراي اندازه كوچك و متوسط با رشد بالا همانا به وجود آوردندگان اشتغال واقعي مي باشند (استوري، 1994، استوري و جانسون، 1987). پيكوت و دوپي (1998) نيز بر اين نكته تأكيد داشته اند كه ميزان رشد به صورت فزاينده‌اي متمركز بر بخش اقليتي از شركتها بوده است. به طور مثال، تحقيقات انجام گرفته در سوئد پشتيباني بيشتري را براي اين فرضيه ارائه مي‌دارد (ديويد سون و دلمر، 1997، ديويد سون، ليند مارك و الوسون، 1993، 1994، 1995 الف، 1995 ب، 1998 الف، 1998 ب، دلمر و داويدسون، 1998).

 

 

براي سفارش ترجمه اين قسمت را كليك نمائيد