|
داستان كارآفرينان ايراني در ايالات متحده برونبومقومي و اتحاد و
همبستگي اجتماعي يا كار سخت يك گروه كاملا تحصيل كرده
چكيده
كارآفرينان ايراني بصورت عمده در نواحي كاليفرنيا، نيويورك- نيوجرسي،
تگزاس و واشنگتن ديسيمتمركز ميباشند. آنها بطور عملي در هر نوع شغلي
مشغول بكار ميباشند. يكي از خصيصههاي شغلي آنها بالا بودن سطح
تحصيلات ايرانيان شاغل ميباشد. اين كارآفرينان با پرهيز از عوامل
مرتبط با برونبوم قومي به ميزان شديدي متكي به ايرانيان ساكن در اين
مناطق بعنوان مشتريان اصلي خود ميباشند.
مقدمه
جذبه و علت درخواست مشاغل مبتني بر خود اشتغالي در ايالات متحده چيست؟
پژوهشگران مختلف دلايل متعددي را در اين خصوص ذكر نمودهاند. بر اين
اساس ما سعي بر آن داريم تا داستان كارآفرينان ايراني را در ايالات
متحده مورد بررسي و كنكاش قرار دهيم.
ايوان لايت (1987) مشكلات موجود - شامل بهرهبرداري يا انتفاع شغلي -
كه مهاجرين در بازار كاري گسترده با آن روبرو هستند و منجر ميشود تا
آنها به خود اشتغالي روي آورند را تشريح نموده است. پورتز و بچ
(كارآفرينام مهاجر، 1985) عبارت جديدي را در اين خصوص ابداع نمودند:
«برونبوم قومي». اين مدل بر اساس تحقيقي استوار بود كه بر روي مهاجرين
كوبايي در ميامي صورت گرفته بود. تحقيقات آنها چندين صفت يا ويژگي را
در خصوص «برونبوم» در بر داشت كه شامل تمركز جغرافيايي، شبكههاي لازم
و ملزوم ارتباطات اجتماعي و شغلي و تقسيم كار نسبتا پيچيده ميگرديد.
اين نواحي برونمرز بعنوان محيطي مناسب براي مهاجرين عمل نموده و از
اين طريق نسبت به تسهيل همكاريها در كشور ميزبان از طريق مهيا نمودن
اشتغال و جامعهاي از اشخاص مهاجر اقدام مينمودند. روگر والدينگر و
همكارانش (1990) عبارت «برونمرز» را ارائه داشته و عنوان نمودند كه
بخشي از درخواستهاي مرتبط با كارآفريني بوسيله مشخص شدن شرايط بازار
محقق شده و بخشي ديگر نيز با مهيا نمودن و واگذاري مالكيت اين مشاغل به
مهاجرين تجسم مييابد. «در اين خصوص برخي از موقعيتهاي شغلي بسهولت در
دسترس ميباشد مانند مهيا نمودن مواد غذايي، روزنامه و مجلات، البسه و
پوشاك و كالاهاي خاص فرهنگي از كشور مبدا براي هم ميهنان ساكن در يك
كشور بيگانه... با اين وجود، به منظور دسترسي به ميزان رشدي فراتر از
آنچه در اين اين حوزهها جاي ميگيرند... بازار و مشاغل مرتبط با
مهاجرين ميبايست گسترش يافته و آنها در امتداد خطمشيهاي پيشبيني
شده براي نيل بدين اهداف بحركت خود ادامه دهند.»
مدل عرضه شده بوسيله والدينگر و همكارانش بوسيله چهار عنصر متمايز مشخص
شده است: مشاغل مهاجرين معمولا در بازارهايي تعميم و گسترش مييابند كه
به ميزان كمتري مورد توجه و فعاليت قرار گرفتهاند. آنها بدنبال مشاغل
و شركتهايي هستند كه هزينهكمتري براي راهاندازي و شروع بكار داشته
باشند و از نظر اقتصادي نيز داراي مقياس كوچكي باشند. از نظر فعاليت
اقتصادي و توليد كالا نيز ممكن است شرايطي بوجود آيد كه عرضه كالاهاي
توليد شده از سوي آنها با حالتي از ناپايداري و عدم قطعيت از نقطه نظر
تقاضا روبرو گردد. كليه اين موارد در قضيه كارآفرينان كرهاي مستقر در
شيكاگو وجود داشته و صادق ميباشد.
خصيصه ديگر كارآفرينان قومي بنظر ميبايست مرتبط با اتحاد و انسجام
اجتماعي آنها باشد. پاتريشيا پسر (1995) تحقيقاتي را در بين اجتماع
مهاجرين اسپانيائي در واشينگتن ديسيانجام داده و دريافت كه اتحاد
قومي نه تنها فراگير و شايع نميباشد بلكه الزاما مد نظر و مطلوب
مهاجرين نيز نميباشد. در خصوص تمركز در برخي از ايالتها، تحقيقي كه
بوسيله اندرو يوئنگرت (1995) انجام پذيرفت نشان ميدهد كه ايالتهايي كه
قوانين مترقيتري از نظر مقررات مالياتي دارند بيشتر مطلوب افراد خود
اشتغال ميباشند. علت اين امر نيز بواسطه فرصتهاي فراوان اجتناب از
پرداخت ماليات يا كاهش بدهي مالياتي ميباشد. تحقيقات مشابه مهاجريني
را از كشورهاي داراي نرخ بالاتر خود اشتغالي در مقايسه با ايالات متحده
مورد بررسي قرار داده است. دليل نرخ بيشتر خوداشتغالي آن است كه آنها
از تجارب بيشتري در زمينه عمليات تجاري برخوردار ميباشند. تحقيقات
يونگرت نتيجه گيري مينمايد كه اين دو عامل 62% خوداشتغالي مهاجرين را
بخود اختصاص دادهاند.
ويژگيهاي نامطلوب كارآفريني مهاجرين عبارتند از: انسجام قومي، كه
بوسيله برخي از محققين در نظر گرفته شده است، ميتواند باعث ايجاد
محروميت يا تعصب قومي شود. معاملات تجاري غيررسمي در جوامع مهاجرين در
برخي از مواقع ميتواند بصورت متمايز غيرقانوني باشد. براي برخي از
آشنايان و اقوامي كه در اين امور درگير ميباشند، اتحاد و پيوستگي
فاميلي كه مثلا موجب باز نگهداشتن يك مغازه بمدت 24 ساعت در شبانهروز
ميگردد، ممكن است بعنوان مواردي از بهرهگيري يا استثمار جلوه نمايد
كه بهرهاي از انصاف و عدالت در آن وجود ندارد. خوداشتغالي مهاجرين
معمولا بعنوان يك قايق نجات مد نظر ميباشد تا بعنوان پلكاني براي
ترقي، بدان معنا كه اين رويه معمولا بعنوان يك استراتژي تداوم حيات
ديده ميشود تا پديدهاي براي كسب موفقيت اجتماعي- اقتصادي (كارآفرينان
مهاجر، 1997).

|