|
نشست
کارآفرينی تگزاس : توسعه فرصتهای اقتصادی
راههاي متعددي براي تعريف عبارتهاي « کارآفرين » و « کارآفريني » وجود
دارد. اين عبارات همانند «جامعه» و « دموکراسي » سالها فکر دانشمندان و
تئوري پردازان را به خود مشغول داشته است. اما اکثر مي خواهيم بدانيم
که اين عبارات در مفهوم گسترده چه معنايي را القا نموده و بر اين اساس
زمان بسياري را براي پرداختن به نکات ظريف و اختلافات جزئي آن صرف نمي
کنيم . در هر حال با توجه به علاقه مفرط به کارآفريني بعنوان سياست
عمومي و استراتژي توسعه اقتصادي جامعه، لازم است تا مشخص شود که
ميبايست پيرامون چه چيزي در اين خصوص صحبت كرده و چرا اين امر چنين
مهم ميباشد. حتي شنيدن عباراتي عجيب نظير «كارآفريناسيون» يا
«كارآفريناليسم» نيز هيچ فايده اي نداشته و حتي گفتن و الفاظ چنين
واژههايي نيز مشكل مينمايد. بر اين اساس، شخصاً ترجيح مي دهم که اين
کلمات را به شکل ساده بيان کنم.
کارآفرينان: افرادي بشمار ميآيند که کاري را ايجاد کرده و يا آن را
گسترش ميدهند .
کارآفريني: فرآيندي است که در آن کارآفرينان انجام کاري را بر عهده
گرفته و يا آن را گسترش مي دهند.
توسعه کارآفريني: به آن دسته از زيربناي سياست ها، مهارت هاي عمومي و
اختصاصي اشاره دارد که کارآفريني را تسريع کرده و آن را حمايت مي کند .
اما لازم است در اينجا توضيحات و تفکيکهايي صورت گيرد . ديکشنري وبستر
کلمه کارآفرين (entrepreneur ) را بدين شکل تعبير مي کند: « شخصي که
تجارت يا شغلي را سازماندهي کرده و مديريت مي کند وبه خاطر منافع حاصله
از آن كار ريسک آن را نيز تقبل مينمايد.»
ترجمه بنياد كافمن(Kauffmen Foundation ) درباره «کارآفرينان رويائي»
عبارت است از شخصي كه خلاقيت را گسترش داده ، شغل هايي را بوجود آورده
و به اقتصاد جهاني و ملي کمک مينمايد . در اين مرحله ممكن است در
برابر ذهن خود ، تصويري از غول هاي خود ساخته نظير بيل گِيتش (Bill
Gates) و سام والتون (Sam Walton) را مجسم نمائيم. کميته ملي کارآفريني
، رده گسترده تري از کارآفرينان را تعيين نموده است، اما تمركز بر روي
مردان و زناني است که سرپرستي شرکتهاي کوچک را بر عهده دارند و بر پايه
خلاقيت و نوآوري خود مشغول بكار بوده و شركتهاي خود را بگونهاي
سازماندهي نمودهاند كه نسبت سالانه 15 تا 20 درصد رشد را تحصيل
نمايند. اين شرکت ها بالغ بر 350000 کارخانه از 6 ميليون شغل در ايالات
متحده با کارمندان آن را شامل شده - کمي بيش از 5 درصد - و دو سوم شغل
هاي شبکه اي جديد را در دهه 1990 ايجاد كردهاند.
اين مسئله از نقطه نظر مصلحت انديشي بدين معناست كه بگوئيم تقريبا محال
است كه در مرحله اوليه كار، 5 نفر از يکصد کارآفرين، پيشرفت قابل
ملاحظهاي را در اين گروه خبره مخترعيني كه داراي رشد بالا هستند،
داشته باشند. گزينش برندگان ، وظيفهاي دشوار و بسيار خطرناک بوده و
موردي است كه بخش عمومي در طي ساليان دراز موفقيت اندکي را در اين
راستا کسب کرده است.

|