|
كارآفريني در جوامع داراي درآمد اندك و متوسط
در طي دهههاي اخير، برنامهها و سياستهاي متعددي به منظور كمك به
خانوادههايي كه داراي درآمد اندك و متوسط(LMI) ميباشند، بوجود آمده
است برخي از اين تلاشها، مخصوصاً آنهايي كه در مورد خانوادههاي بسيار
فقير اجرا گرديده است، باعث بوجود آمدن تغييرات اساسي و ارتقاي وضعيت
زندگي اين خانوادهها گرديده است. با اين وجود، از نقطه نظر تاريخي،
اغلب تلاشهاي جهت پشتيباني از اين اشخاص تاثير اندكي در جهت تهيه
نيازهاي اساسي اين دسته از افراد داشته است، نيازهايي از قبيل، پوشاك
و پناهگاه. طرفداران اين گروهها كه نسبت به شناسايي چنين مواردي اقدام
نمودهاند، بطور فزايندهاي تلاش مينمايند تا نسبت ارتقاي پايدار
وضعيت مالي اين افراد به وسيله كمك به آنها درجهت به وجود آوردن و حفظ
درآمد اقدام نمايند(شرادن، 1991). نمونهاي از اين تلاشها شامل برنامههاي
مبتني بر وسايل خانه و توسعه حسابهاي انفرادي ميباشد. از جمله ديگر
راههاي مهم براي تحصيل ثروت ويا درآمد كاربرد كارآفريني است.
با وجود آنكه تعريف جامعي در اين خصوص وجود ندارد، اغلب اشخاص معتقدند
كه يك كارآفرين كسي است كه نسبت به آغاز يك شغل اقدام نموده و همچنين
پذيراي اغلب ريسكها و خطرات ميباشد كه در مسير راهاندازي چنين شغلي
بوجود ميآيد. برخي از اين اشخاص عقيده دارند كه براي آنكه فردي را به
عنوان يك كارآفرين تلقي نمود ميبايست آن فرد بتواند نسبت به بوجود
آوردن محصول يا خدمات جديد و ارائه آن به بازار اقدام نمايد، اما
ديگران اعتقاد دارند هر شخص خود اشتغالي ميتواند به عنوان يك كارآفرين
باشد. در مضامين مرتبط با تحصيل درآمد اندك و متوسط، بهتر است نسبت به
تعريف جامعي از اين مقوله اقدام شود كه در آن بطور كل اشخاص خود اشتغال
جاي گرفته باشند. بر اساس شواهد موجود، كارآفريني يكي از روشهاي
جايگزين مهم براي كسب درآمد و عايدي براي بسياري اشخاص بي بضاعت ميباشد.
تجزيه و تحليلي كه از دادههاي مطالعه پوياي كارآفرين (PSED) به دست
آمده است اينگونه عنوان ميدارد كه 38% از كارآفرينان در حال پيدايش،
كه بعنوان اشخاصي تعريف ميگردند كه بصورت فعال در امري بوجود آوردن
مشاغل مخاطره آميز اشتغال دارند، در خانوادههاي داراي درآمد اندك و
متوسط زندگي ميكنند. البته لازم به ذكر است كه در حدود 45 درصد از اين
تعداد در خانوادههاي با درآمد اندك زندگي ميكنند. همچنين، در حدود 8
درصد از كارآفرينان در حال ظهور نيز در خانوادههايي زندگي ميكنند كه
سطح درآمد آنها زير خط فقر ميباشد.
به كار گيري فرآيند كارآفريني در جوامع داراي سطح درآمد اندك و متوسط
ميتواند منجر به افزايش سطح درآمد آنها تا ميزان دو برابر شود. بسياري
از موسساتي كه ارائه خدمات و فروشگاههاي خرده فروشي موجود در نواحي
داراي درآمد سطح بالا، نظير سوپرماركتها معمولاًً در دسترس خانوادههاي
داراي سطح درآمد پايين و متوسط نميباشند، چرا كه معمولاً چنين فروشگاههاي
بزرگي در محلهاي سطح پايين جامعه وجود ندارد بسياري از اين اقشار از
چالشهاي مرتبط با حمل و نقل و آمد شد رنج ميبرند (كوتريل و فرانك لين
1995). فعاليتهاي كارآفريني نه تنها موجب به وجود آمدن درآمد براي
كارآفرينان و احتمالاً افراد ديگر در جامعه ميگردد، بلكه اين فعاليتها
موجب مهيا نمودن كالاها و خدمات مورد نياز اجتماع نيز ميشود.
كارآفرينان نميبايست الزاماً افرادي از قشر داراي درآمدي پايين يا
متوسط باشند تا بتوانند نسبت به تحصيل سود دوبل، به واسطه آنچه در بالا
تشكيل شد، سود ببرند. بر اين اساس، ميتوان نسبت به تحصيل منافع و مزيتهاي
مرتبط از طريق شركتهاي كارآفريني كه در جوامع داراي درآمد اندك و
متوسط واقع ميباشند ولي به وسيله اشخاص داراي درآمد بالا مديريت ميشوند،
نيز استفاده نمود

|