|
مقاله
تحقيقاتي مطالعات مديريتي: مديريت منابع انساني در شانگهاي
خلاصه
عدم اشتغال، همراه با فقر، هم اكنون تهديد بزرگي را براي ثبات اجتماعي
و حاكميت حزب كمونيست چين (CCP) مطرح كرده كه نيازمند اتخاذ رويههايي
مناسب در زمينه منابع انساني است. اين مقاله در ابتدا مسايل مرتبط با
اشتغال و عدم اشتغال در چين را مورد بررسي قرار داده و سپس تغييرات
سازماني ناشي از آن را توضيح ميدهد . از اينرو، شانگهاي بعنوان يك
نمونه به منظور بررسي واكنشها و پاسخهاي مرتبط با سياستها و خطمشهاي
اتخاذ شده مربوط بدين موضوع مد نظر قرار خواهد گرفت. بر اين اساس، يك
مدل بازار كار بعنوان ابزار تئوريكي، براي بررسي برنامههاي بازار كار
فعال و غيرفعال در شانگهاي، درنظر گرفته خواهد شد. عليرغم موفقيت ظاهري
مدل شانگهاي، كارايي كلي اين مدل به منظور تعميم آن به ديگر شهرها هنوز
در هالهاي از ابهام بسر برده و قطعيت چنداني نيافته است، مخصوصا
چنانچه اين روال را با نگرش ورود چين به سازمان تجارت جهاني دنبال
نمائيم.
كلمات كليدي: چين، اصلاحات اقتصادي، اشتغال، جهانيسازي، منابع انساني،
كاسه آهني برنج، بازار كار، شانگهاي، عدم اشتغال، سازمان تجارت جهاني (WTO)
مقدمه
مديريت منابع انساني – در يك ديدگاه كلي – در كشور جمهوري خلق چين (كه
از اين پس بعنوان چين ناميده ميشود ) از سال 1949 زماني كه مائو تسدونگ
قدرت را در دست گرفت تا سال 1978 زماني كه اصلاحات اقتصادي دنگ
شيائوپينگ براه افتاد مشابه اتحاد شوروي با يك روش اقتصاد هدايت شده و
اشتغال مادام العمر اداره مي شد.
كارگران چيني در دهه 1950 شمول رويه "استخدام مادام العمر "و "برنامه
رفاهي " از گهواره تا گور "براي كاركناني كه در شركتهاي صنعتي دولتي
شهري كار ميكردند ( به اختصار SOE ) را شاهد بودند. اين سيستم در زبان
چيني بطور گسترده اي به " كاسه آهني برنج " ( tie fan wan ) معروف بود
بطور گستردهاي اين اصطلاح بصورت يك تكه كلام مختصر براي ( وضع موجود )
نوع مديريتي شد كه ميان مطلعين خارجي كه به وقايعي كه در آن كشور اتفاق
ميافتاد توجه داشتند بكار رفت( نگاه كنيد به چايلد،1994). بخشي از اين
سيستم مشتق از تجربيات اوليه چين كمونيست در "مناطق آزاد شده"در خلال
جنگ با ژاپن و همچنين در رابطه با تجربه اخير شوروي بوده ولي بعلاوه
ممكن است ريشه در حاكميت ژاپن در منچوري اشغال شده داشته باشد. اين
احتمال وجود دارد كه عوامل متعدد قبلي تاثيرگذار بوده كه تكامل رويه "
يك كاسه آهني برنج " را شكل داده است ولي اين رويه بطور واضحي در زندگي
صنعتي شكل گرفته است و در اواسط دهه 1950 نهادينه گرديد. عدم تناسب هاي
بازار كار مي بايستي بيش از بازار آزاد به سطح شركتي نسبت داده شود.
مشابه مدل سياست بازار كار ژاپني ، تاكيد برخلاف بازار كار "خارجي"
شركت بر بازار هاي " دروني " در داخل شركت بود. اين رويه شكلي از
مديريت بازار كار شركت محور و صنعت مدار است. در اين زمينه ، سياست هاي
بازار كار مي تواند بعنوان يك حمايت اجتماعي هم در تئوري و هم در عمل
درنظرگرفته شده و بعنوان يك حمايت از اشتغال بكار رود ( آبراهارت و
ورمي ، 2001: 60). تني چند از نويسندگان ( والدر،:وارنر 1995) ارتباط
" كاسه آهني برنج "را بعنوان "وابستگي سازماني "ملاحظه كرده و
بعنوان يك تكيهگاه مهم براي اثبات نظراتشان استفاده كرده كه بعدها به
اين موضوع برخواهيم گشت. "گرايش " همراه با اين ارتباط عميقا ريشه دار
شده و بسختي قابل اصلاح و تغيير مي باشد. در اين حالت هم با آغاز
اصلاحات اقتصادي، ضمانت هاي " كاسه آهني برنج "رو به نابودي رفت.
لكن اينمورد فقط پس از دوره اصلاحات به آرامي حاصل شد. سياست شغل هاي
مادامالعمر در سالهاي دهه 1980 با تاخير مواجه شده ولي اين در دهه
1990 بود كه سياست " كاسه آهني برنج "بطور موثري با اصلاحات نيروي
انساني و اشتغال بازار محور جايگزين شد. عموما اقتصاددانان و اساتيد
مديريت اعتقاد داشتند كه سيستم اشتغال"مادامالعمر " همواره بهمراه
مديريت مردم فقير بوده و براي تقويت عدم تحرك و عدم كارايي مي
باشد(نگاه كنيد به وارنر 1995: 1999:،مقالات مربوط به اين موضوع).
دولت وجود بيكاري را بعنوان يك شرايط موقت ضروري براي مساعدت و به
نهايت رساندن تخصيص كار مي دانست. نقش دولت بطور عمده حمايت از بيكاران
با ارائه مستمري و طرح كارآموزي آنها بود تا به جستجوي كار و استخدام
مجدد آنها كمك شود. در اين زمان به مديران اختيار بيشتري اعطا شد خصوصا
در زمينه SOE تا نسبت به استخدام و اخراج كاركنان اقدام كرده و
تصميمگيري نه تنها در امر كاركنان بلكه همچنين در زمينه بازاريابي و
زمينه هاي خريد بيش از پيش غير متمركز شد. اعمال فضاهاي كاري كه مملو
از اصلاحات بود در اواسط دهه 1980 به بعد بكارگرفته شده بود منجر به
اعمال " قرارداد هاي كار "گرديد. با مشخص كردن طول قرارداد ،زمان
اشتغال بطور واضحي تعريف شده و بنابراين جايگزين اجراي روش مورد تقديس
" استخدام مادامالعمر " دائمي گرديد. در تئوري كاركنان در جمهوري خلق
از سالهاي 1950 " اربابان كشور "قلمداد ميشدند(guojia zhuren ) ،
روزهاي بد عدم امنيت شغلي مشخصه كهنه كه بنا به تعريف بيكاري وجود
نداشت. سوال اساسي روز اينها بودند :
" حق كاركردن "( gongzuo quan ) و " اشتغال كامل " ( quanmin jiuye )
.
بيكاري با اصطلاح "منتظر كار "(daiye) تطهير مي شد كه به همراه فقر
بود ، گرچه حالا بصورت تهديدي هم براي ثبات و هم حاكميت حزب كمونيست
(CCP) بشمار ميآمد و نيازمند سياستگذاري هاي آني بود. اين مقاله با
آزمون موضوع اشتغال و بيكاري در چين در اولين بخش شروع شده و سپس به
تشريح تغييرات بنيادي كه اين مشكل بوجود آورد در بخش دوم مي پردازد.
سپس ما به روش تحقيق خود را مورد بحث قرار ميدهيم. شهر شانگهاي بعنوان
يك " تحقيق موردي "براي كاوش در سياستگذاري ها انتخاب ميشود:سپس در
بخش بعدي يك مدل بازار براي بحث در مورد برنامه هاي فعال و غير فعال
بازار كار در شانگهاي ايجاد ميشود. عليرغم موفقيت ظاهري مدل شانگهاي ،
تعميم عمومي آن به ساير شهرها نامشخص باقي مي ماند خصوصا از ديدگاه
ورود چين به سازمان تجارت جهاني كه موضوع بحث در بخش هاي بعدي خواهد
بود. در نهايت آخرين بخش برخي نتيجهگيري ها را ارائه خواهد داد.
اشتغال و بيكاري در چين
درحال حاضر جمعيت يك ميليارد و دويست و پنجاه ميليوني چين و نيروي كاري
عظيم آن، كه بزرگترين در جهان ميباشد ( نگاه كنيد به مقاله وارنر 1995)
تا آنجا كه به ورود چين به سازمان تجارت جهاني در دسامبر سال 2001
مربوط ميشود موضوعي بسيار مهم در برنامه منابع انساني آن كشور بشمار
ميرود. بيشتر نيروي كار 700 ميليوني ساكنين روستايي بوده و هنوز در
شهرك و يا روستاها زندگي ميكنند. تا اين اواخر برنامه سختگيرانه
(سياست تك فرزندي) در بيشتر مناطق جمهوري خلق شمار جمعيت را مهار ميكرد
زيرا شهروندان جديد همانند قبليها بايد تغذيه شده ،سكونت يافته و
اشتغال يابند كه چالشي آسان نيست. نيمي از نيروي كار برروي زمين كار
ميكنند و تخمين زده ميشود كه بيش از 200 ميليون از آنها نيروهاي
سربار نسبت به نياز اقتصادي بوده و قبلا بيش از 100 ميليون نفر نيز
براي رسيدن به شهرها به راه افتادهاند كه بخشي از (سيل) جمعيت مهاجرين
كهmingong ناميده ميشوند بحساب ميآيند. بيش از يك سوم از جمعيت چين در
مناطق شهري زندگي ميكنند. جمعيت بيكار در شهرها براساس برآورد رسمي
اعلام شده در اواخر دهه 1990، 5/3 درصد ازنيروي كار شهري را تشكيل داده
ولي در واقع بصورتي كه بزودي خواهيم ديد اين رقم ميتواند بسيار بالاتر
باشد.

|