|
کارآفريني چندمليتي
مقدمه
يک نسل قبل دانشمندان از تاريخچه چند مليتي بريتانيا به عنوان نمونه
اوليه «بحران كارآفريني» استفاده کردند. جان استاپفورد در پژوهش اوليه
خود در مورد مبدا
شرکتهي توليدي چندمليتي بريتانيا اينگونه اذعان ميدارد
كه ميزان نامتناسب 10
درصدي، از سرميه گذاري عظيم ماوراي درياهاي
انگلستان، بجاي سرميه
گذاري گروهي يا سهامي، بصورت سرميه
گذاري
مستقيم خارجي محقق شده است. بر اين اساس، اينگونه به نظر ميرسيد كه
توليد شركتهاي چند مليتي برتانيا در مقيسه با
يالات متحده دچار نوعي
عقب ماندگي و ركود شده بود.
شرکتهي بريتانييي در نگرش خود به جهان
دور دست، بنظر از ديدن و پذيرفتن واقعيتها پيرامون خود طفره ميرفتند (استاپفورد،
سال 1974). مورخان
اقتصادي چون دابليو . پي .
کِنِدي مقالاتي را در
مورد علت سرميه
گذاري خارجي انگليس قبل از 1914، با خصيصه سرميه
گذاري گروهي و عدم ريسک پذيري، به رشته تحرير در آوردند. (کندي، سال
1987). در سال 1990 چاندلر خود به
ين موضوع اشاره دارد که ورود
بريتانيا به کاپيتاليسم
شخصي بدين معنا ميباشد كه
شرکتهي بريتانييي،
در مقايسه با رقباي خارجي خود، با تعجيل بيشتر و در عين حال با موفقيت
كمتري به سمت تجارت آنسوي درياها روي ميآورند ( چاندلر ، سال 1990 ).
هر چند از نظر مطالعات کارآفريني اکنون تعبير جالب تر و بهتري در اين
خصوص مد نظر ميباشد. جدول 1، جان اچ . دانينگ،
حاکي از وجود مجموعهايپيشگام
در خصوص برآوردهي تاريخي سرمايهگذاري مستقيم خارجي ميباشد.
اطلاعات و آمار سال 1998 به منظور حصول ارزيابي مناسب شامل گرديده است
.
جدول 1- درصد سهم سرمايهگذاري مستقيم خارجي در
سالهي 1914 ، 1938 ،
1970 ، 1998
1914 1938 1970 1998
بريتانيي کبير 45 40 14 12
يالات متحده 18 28 48 24
آلمان 10 1 4 9
ژاپن 0 3 3 7
کل جهان
(به ميليارد دلار- آمريكا) 14 26 172 117/4
منبع : دانينگ 1993 ، سازمان ملل متحد 1999
رويداد جديد که اکثراً به آن معتقدند، البته نه بصورت جهاني، (گسون
1994)، بريتانيي کبير را قبل از جنگ
جهاني دوم بعنوان بزرگترين سرميه
گذارمستقيم جهان، و
بري مدتي دارنده عظيمترين سهم در اين زمينه معرفي
مينمود. ين نظريه را ميتوان فراتر از يك
کنجکاوي ساده در نظر گرفت،
چرا كه برآوردهي مشابه با آن بيانگر
ين نكته است که در سال 1914 کل
نسبت سرمايهگذاري مستقيم خارجي جهان، كم و بيش نظير اين ميزان در دهه
90 بوده است (جونز، سال 1996). به عبارت ديگر قبل از سال 1914
شرکتهي
بريتانيايي سرميه عظيمي را در
کشورهي آنسوي درياها در اختيار داشتند.
به علت عدم وجود آمار
موثقي در دوران پيش از جنگ، مطمئناً امکان نظريهپردازيهي بيشمار در مورد ارقام اوليه وجود دارد،
ولي قطعاً بعد از جنگ
جهاني دوم،
تميل زياد بريتانيي کبير نسبت به ورود به عرصه سرمايهگذاري مستقيم
خارجي و حفظ موقعيت آن كشور به عنوان دومين سرميه گذار مستقيم بزرگ
جهان حتمي ميباشد.
ين مقاله ، به منظور تفسير كارآفريني بريتانيا، مضامين سرمايهگذاري
چند مليتي آن كشور، بين دهه 70 و دهه
هي بعد از جنگ ، را مورد
بررسي
قرار ميدهد. شناسايي کارآفريني خود
بستگي به تعريف خاصي از آن دارد كه
مورد استفاده قرار گرفته است. در
ينجا تعريف اصولي كارآفريني براي
کسي
اطلاق ميگردد که در اتخاذ تصميمات مهم در مورد تخصيص منابع کمياب تخصص
دارد ( کسون ، سال 1982 ). به نظر
ميرسد سرميه گذاري چند مليتي
نيازمند اتخاذ تصميمات مهم دشوار و
دائمي ميباشد، چرا كه سرميه
گذاري
در کشورهي خارجي و مديريت و کنترل سرميهها در آن کشورها عموماً
پرمخاطره تر از سرميه
گذاري داخلي است . سرميه گذاري چند مليتي
مستلزم درگيري با سيستم
هي مشروع و فرهنگهي خارجي ميباشد و همچنين
شامل تشخيص و دنبال کردن موقعيتهي جغرافييي و
فرهنگي دور دست ميشود.
قبل از سال 1914 : عصر قهرمان Pre-1914: The Heroic Age
بر اساس مفاهيم معاصر، به نظر
ميرسد كه سرمايهگذاري مستقيم خارجي
بريتانيا قبل از سال 1914 گسترش چنداني نيافته، ولي با اين وجود، در
حوزه منطقهي و جغرافييي گسترش قابل ملاحظهاي تحصيل شده بود.
شرکتهي بريتانييي تجارتهي بين
المللي عظيميرا در
بانکداري و تجارت،
منابع طبيعي و مواد غذيي و انواع مختلف صنيع توليدي
يجاد کردند .
گسترش جغرافييي شرکتها نيز قابل ملاحظه بود. در حاليکه قسمت عمدهي از سرمايهگذاري مستقيم خارجي بريتانييي در امپراطوري بريتانيا قرار
داشت (که اهميت سرميهگذاريهي را خاطر نشان ميساخت)، علاوه بر اين،
شرکتهي بريتانييي در مناطق غير
استعماري، چون آمريکي لاتين و
يالات
متحده، نيز بسيار فعال بودند ( ويلکينز ، 1989)
تعيين نمونه هي بيشماري از کارآفريني فعال و قدرتمند در
ين عصر کار آساني ميباشد. در صورتي كه کارآفرينان بريتانييي هر گونه
علامتي،
مبني بر كاهش قدرت خود در اقتصاد
داخلي را بروز ميدادند، اين مسئله در
محيط خارجي آشكار نميگرديد. در ميان توليد کنندگان بريتانييي ميتوانيم استراتژيهي ريسک ناپذير و
قهرماني را مشاهده کنيم که بهره گيري از روش
سرمايهگداري مستقيم نسبت به بهره برداري از تکنولوژيهي جديد
يا تکنيک هي خاص تجاري خود در
کشورهي خارجي اقدام مينمودند.
ين نمونه از
كارآفرينان عبارتند از : برادران لِوِر که بين
سالهي 1890 و 1914 شبکه
ميان قاره ي کارخانههي صابون
سازي را بنا نهادند؛ دانلوپ لاستيک
سازي خود را به خاک
اصلي اروپا، يالات متحده و ژاپن برد؛ کورتولدز بعد
از تأسيس کارخانه در سال 1911 در
يالات متحده از فرصت استفاده کرده
و بازار ابريشم
مصنوعي آنجا را در دست گرفت؛ و
جِي و پي کوتز كه بعنوان
توليدکنندگان
جهاني نخ پنبه ي بشمار ميآمدند.

|