|
كارآفريني اجتماعي: كارآفرينان الگوشكن و تعيين مقياس تاثيرات اجتماعي
چكيده
اين نوشتار يافته هايي از يك تحقيق برروي كارآفرينان اجتماعي الگو شكن
را عرضه ميكند. ما مساعي پانزده كارآفرين را بررسي كرده و بدنبال درك
عواملي هستيم كه توانايي لازم را براي افراد موفق بوجود آورده و بر اين
اساس تاثيرات اجتماعي آنها را درجهبندي و مشخص نموده است. همه
كارآفريناني تحت شرايط محدود مالي بكار مشغول بوده و از اينرو
مقياسهايي براي فائق آمدن بر مشكلات مالي آنها مورد نياز بوده است.
يافته ها حاكي از آن است كه كارآفرينان الگو شكن اجتماعي بيشتر متوجه
تاثيرات بجاي مانده از طرف آنها بر روي اجتماع هستند تا رشد كسب و كار
خود. بنابراين، بسياري از آنان هم درحاليكه كسب و كار خود را گسترش
ميدهند بدنبال تاثير مستقيم و تعيين مقياس كارهاي خود بوده و هم وقتي
كه از طريق تاثير گذاري بر روي سازمانهاي ديگر بطور غير مستقيم به
فعاليت ميپردازند. كارآفريني اجتماعي يك فرآيند خطي نيست :بلكه بيشتر
يك يادگيري و تقويت اكتشافي ،انقلابي و توسعه يابنده است. بيشتر
كارآفرينان با يك ايده نوآورانه و منحصر بفرد شروع كرده و سپس از طريق
سعي و خطا "كشف مي كنند "كه چگونه يك كسب و كار موفق را بسازند.
يافته ها نشان ميدهد كه بگونه اي كه در نوشته هاي تجربي مشخص شده است
بسياري از شباهت ها ميان كارآفريني اجتماعي و كارآفريني منفعت جو وجود
دارد. تفاوت هاي اساسي شامل نحوه بكارگيري ماموريت اجتماعي و اختصاص
منابع براي كارآفرينان غير انتفاعي است. كارافرينان موفق قادر بودند كه
براي بدست آموردن منابع مالي ،انساني و ساير منابع شبكه هاي اجتماعي و
بازرگاني را ساخته و به آنها دسترسي پيدا كنند. آنها بعدا روشهاي مناسب
و متكي بخود منبع يابي و توانايي ساز را براساس مبادله ارزش با شركا
،موسسين و مشتريان ايجاد كردند. آنها ارزش هاي منحصر بفردي را براي
شركا و سهامداران عمده عرضه كرده كه به رضايت و اعتبارو معروفيت قوي
آنها منجر گرديد. موفق ترين كارآفرينان اجتماعي روشهاي نوآورانه اي را
براي بهبود سود آوري و تمركز برروي ماموريت فعاليت هاي اصلي كشف كردند
و زماني كه آنها مدلهاي خود را بطور صريح مشخص كردند ، توان خود را
بروي استفاده از موقعيت ها و تعيين تاثير خود متمركز نمودند. يك عامل
موثر موفقيت براي اين ميزان ، پيشرفت از مرحله مهارت هايي در سطح فردي
به ايجاد شايستگي در سطح هسته سازماني بود.
از گروه آشوكا و ساير كارآفرينان اجتماعي كه در اين تحقيق شركت كردند
متشكرم و مايلم از ديويد گرين ، روزا وانگ و تيتو لانتادا از گروه
آشوكا براي راهنمايي ها و حمايت هايشان سپاسگذاري كنم. بعلاوه ، از جان
آرام، ريچارد باولند ، بو كارلسون ، ديويد كاپررايد،خوزه آنتونيو
داويلا كاستيلا ، باب هيرش، كريس لاسازلو ، ماريو مارينو ، شريم پريلي،
جيمي شوارزكوف ، اسكات شين ، جاگديپ سينگ ،مايك ستال و دنيس يونگ و
همينطور از هيئت مديره جلسه دكتراي خودم براي داده ها ، بررسي ها و
پشتيباني هايشان تشكر ميكنم.
مقدمه و موضوع تحقيق
يك گروه خاص از كارآفرينان اجتماعي كه بدنبال ايده هاي الگو شكن
تغييرپذيري هستند كه توانايي شروع جرياني از نوآوري هاي مداوم ، انطباق
و استفاده محلي را دارا ميباشد مژده ايجاد اثرات عظيم اجتماعي را
ميدهد. بسياري از اين كارآفرينان براي راه حلهاي نوآورانه خود در مورد
مسايل مبتلا به اجتماعي انگشت نما شده اند. سازمانهايي مانند آشوكا و
بنياد شوآب حمايت ها و تامين مالي براي چنين كارآفريناني را فراهم
ميكند. بهرحال ، پس از مرحله آغازين مربوطه ، بسياري از اين كارآفرينان
در تلاشهاي خود براي افزايش اقدام مخاطره آميز خود براي خلق تاثيرات
بيشتر مورد چالش قرار ميگيرند.
ما بدنبال درك تجربيات اين كارآفرينان با بررسي اين مورد هستيم كه
چگونه پنجاه نفر آز آنان ( كه بسياري از آنان از گروه آشوك هستند)
تلاشهايي را براي افزايش و كسب
شايستگي مالي دنبال كرده اند. مقصود ما جدا سازي عوامل كليدي است كه
برروي پيشرفت ، اثرات اجتماعي و شايستگي مالي براي كارآفرينان الگو شكن
اجتماعي تاثير گذارند. بعلاوه ما تعاريف پيشرفت را از منظر كارآفريني
اجتماعي ،دلايلي كه پيشرفت ميتواند مهم بوده يا مهم نباشد و اثر
تغييرات در پيشرفت برروي دستيابي به ماموريت و برروي شايستگي مالي
بررسي مي كنيم.
بررسي نوشته ها
كارآفريني اجتماعي و تشكيلات اجتماعي در سرتاسر جهان از جنبه سياست
گذاري و جوامعي كه آنرا بكار ميگيرند با اقبال زيادي مواجه شده است.
اگرچه ،اين زمينه فاقد تعاريف مورد قبول عموم براي كارآفريني /
تشكيلات اقتصادي ميباشد،موارد اندكي از تحليل هاي انجام شده وجود دارد
،و سوابقي كه توسط مجريان براساس شواهد كلامي ايجاد شده است از
ارزيابي نظام مند بيشتر سود مي برد.
بررسي نوشته ها با پژوهش كارآفريني و كارآفريني اجتماعي آغاز ميشود.
سپس دامنه گسترده اي از نوشته هايي را كه در يك چارچوب فراگيري كه
براساس فرآيند كارآفريني سازماندهي شده است بررسي ميگردد. اين چارچوب
به ما اجازه ميدهد كه يك پيكره تحقيقي را كه محدوده اي از نظامات
مربوطه را كه شامل كارآفريني ، كارآفريني اجتماعي و مديريت غير انتفاعي
،استراتژي و سازمان را پوشش ميدهد كامل كرده و معني دار نمائيم .
« كارآفريني فعاليتي است كه متضمن كشف ،ارزيابي و بكارگيري فرصت ها
براي معرفي كالاها و خدمات ، روشهاي سازماندهي ،بازارها ، فرايند ها و
مواد خام از طريق سازماندهي تلاشهايي كه پيش از اين وجود نداشته
ميباشد» ( شين 2003). اين تعريف كارآفريني بقدركافي گسترده است كه
كارآفريني اجتماعي را نيز در برگيرد. خصوصيت مشخصه اصلي كارآفريني
اجتماعي آنست كه توجه كارآفرين « تعقيب موقعيت ها براي مساعدت به
تغييرات اجتماعي ويا نشان دادن نيازهاي اجتماعي است» ( مير و مارتي
2005). انگيزه اوليه كارآفرينان اجتماعي مساعدت تغيير اجتماعي و خلق
ارزش هاي اجتماعي است.
منافع كارآفريني تفاوت ميان ارزش هاي پيشين يك تجمع منابع و هزينه
پيشين بدست آوردن يك منبع و هزينه تجمع آنان ميباشد ( ورملت 1987).

|