www.irantarjomeh.com

                    

 

 

ايجاد كارآفريني فني در كشورهاي كمتر توسعه يافته   -  The Determination of the Teaching Methodology of Entrepreneurship as Established by the Underlying Philosophy of Pragmatism

 نام اصل متن :  Developing Technical Entrepreneurship In Less Developed Countries -A Case Study of Jordan

 نام ترجمه به فارسي : ايجاد كارآفريني فني در كشورهاي كمتر توسعه يافته

 كد ترجمه :  MNG26      تعداد صفحه انگليسي:  30      تعداد صفحه فارسي:  46    سال:  2001

  منبع : اينترنت- مقاله كامل
  قيمت : 120000 ريال


ايجاد كارآفريني فني در كشورهاي كمتر توسعه يافته
(‌يك بررسي موردي - كشور اردن)
 

مقدمه

اين مقاله به تحقيق نقش برنامه هاي نوآوري ، كارآفريني و بسترسازي بعنوان عواملي براي بهبود ارتباط سيستم هاي آمورشي با بازار فن آوري هاي پيشرفته بويژه در كشور هاي درحال توسعه مي‌پردازد. اين مقاله همچنين شامل بررسي وضعيت فعلي روابط ميان آموزش و صنايع متكي بر فن آوري است . همچنين يك بررسي موردي در خصوص آگاهي ازپي آمدهاي نوآوري ، كارآفريني و بسترسازي در حيطه دانشگاه و صنعت در كشور اردن و عوامل مهمي كه بر اين نتايج تاثير گذار هستند در اين مقاله عرضه مي‌شود...


كشور هاي كمتر توسعه يافته
در حاليكه كه توزيع كالاها و حمل ونقل جهاني به رشد خود ادامه مي‌دهد، فشار ناشي از رقابت هاي بين‌المللي، بر روي موسسات توليدي داخلي، تقريبا در كليه كشور هاي جهان در حال افزايش است. درحاليكه كشورها بسوي صنايعي كه بر مبناي اقتصادمتكي به دانش مي‌باشد‌ و مبادله دانش در آن ضرورتا بدون حدو مرز است، حركت مي‌كنند، فشارهاي رقابتي برروي بخش هاي توليد داخلي وخدمات درحال افزايش مي‌باشد...


براين اساس، تشكيلات اقتصادي در همه جابا چنين برخوردها و موانعي روبروهستند، ولي چنين برخوردهايي بدلايل چندي بويژه در كشورهاي كمتر توسعه يافته بحراني ميباشد. فقدان نيروي كار آموزش ديده براي مشاغل پيشرفته فني شايد آشكارترين مشكل در كشورهاي كمتر توسعه يافته باشد.سيستم آموزشي و محيط سنتي مشاغل هيچيك آمادگي پاسخگويي به اين مشاغل متكي بر فن -آوري را ندارند. مشكل ديگر فقدان منابع مالي و زيرساخت هايي است كه بايستي براي ساخت و عرضه سريع كالاهاي پيشرفته فني به بازارهاي جهاني فراهم باشد. بهرحال بنظر ميرسد اساسي ترين مشكل در كشور هاي كمتر توسعه يافته فقدان رهبريت كارآفرين خصوصا در ميان مهندسين و ساير فارغ التحطيلان دانشگاهي در چنين كشور هايي باشد. با وجود رهبريت كارآفرين در حالي كه رهبران كارآفرين سايركاركنان را آموزش داده ، زيرساخت ها را متحول كرده و بتدريج اعتماد را در سرمايه گذاراني كه شاهد توانايي هاي آنها هستند فراهم مي آورند، مشكلات نيروي كار ماهر ، سرمايه و زير ساخت ها از ميان خواهد رفت...


نيازبه مهارت هاي كارآفريني در ميان فارغ التحصيلان شامل دانش مربوطه و مهارتهاي مورد نياز در زمينه هايي مانند كارگروهي ، تفكر خلاقه ، حل مشكلات و مهارتهاي ارتباطي است. بطور خلاصه كارآفريني بايد افرادي را متحول كرده كه علاوه بر مهارتهاي فني ،بازرگاني و شخصي داراي انگيزه و تجاربي براي موفقيت كارآفريني باشند. درواقع دنيا بدنبال رهبران كارآفريني است كه در زمينه فني صلاحيت تام داشته باشند...

نظريه رشد ملي

پورتر (2) اين موضوع كه خلق سيستم ملي نوآوري نشانگر تغييري مشخص در "نظريه هاي توسعه" براي كشور هاي در حال توسعه است را مورد بحث قرار داده است . براين اساس ، سياست كارآفريني در حال حاضر بعنوان بهترين راه براي رشد كشور هاو رقابت در عرصه بين المللي ميباشد. چنين رشدي بر اساس سيستم ملي نوآوري كشورها استوار است...


گرچه اين مهارتها و خصوصيات حتي صرفنظر از سطح بالاي مهارت مدرسين ، نميتواند به تنهايي در كلاس درس حاصل گردد ، سيستم آموزشي ايفا كننده نقشي كليدي در اين عرصه ملي مي‌باشد. به ميزان زيادي، سيستم آموزشي در كشور هاي در حال توسعه قابليت انعطاف پذيري بيشتري را در مقايسه با دولت، زيرساختارها و حتي بخشهاي تجاري اين كشورهاي دارند و با راحتي بيشتري مي‌توانند به نياز هاي رهبران كارآفرين پاسخ دهند، چرا كه بخش هاي غير آموزشي بطور قاطعي به وجود امكانات مالي ، شرايط سياسي ، موانع حقوقي و نياز به توليد مداوم وجوه وابسته اند. از سوي ديگر سيستم آموزشي بطور نسبي فارغ از عوامل محدودكننده است...

يك سيتم آموزشي مدرن  كه آموزشهايي در زمينه تفكر علمي و فني عرضه مي كند اساس توسعه نوآوري و رشد شركتها را پايه گذاري مي نمايد. در بسياري موارد فرصت براي ارتقاي يك بازار و تاسيس يك شركت منبعث از فن آور هايي بوده كه در يك دانشگاه خلق شده است . (1) از سوي ديگر ، دانشگاه براي نظارت و راهنمايي بستر ساز ها در عملكرد خود ميتواند با فن آوري هاي حاصل شده توسط صنعت شامل فن آوري هاي نو و آنهايي كه قبلا ايجاد شده بوده همكاري نمايد. در هر دو صورت يك دانشگاه ميتواند از طريق پاداش دهي به مساعي كارآفريني دانشجويان و عرضه مشوق هايي براي ارتباط بلند مدت با صنايع از  توسعه توانايي‌هاي مديريتي حمايت كند...

توسعه منابع انساني خصوصا در كشور هايي كه توسعه اقتصادي - اجتماعي در اصل عمدتا بر اساس سرمايه گذاري خارجي بنا شده يا در شرايطي كه كار و كسب توسط دولت حمايت ميشود اهميت دارد. موسسات بازرگاني (‌بويژه شركت هاي كوچك و متوسط ) در كشورهاي درحال توسعه با مشكلات سنتي  عديده‌اي مانند تامين عادلانه اعتبارات، مشكلات بكارگيري فن آوري، تواناييهاي مديريت انتصابي، ضعف در توسعه مهارت ها و توليد نازل كه در شرايط محيط مبتني بر فن آوري و جهاني شدن وخيم تر مي‌گردد روبرو هستند...

براساس نظر استوارت (‌10) سه نوع نوآوري وجود دارد. نوآوري كلان ( ايجاد تغييرات عظيم در زندگي، ‌صنعت و اقتصاد ) نوآوري اساسي ( تغييرات نو در فن آوري هاي مشخص ) و نوآوري بهبود بخش...

 

 

براي سفارش ترجمه اين قسمت را كليك نمائيد