www.irantarjomeh.com

                    

 

 

تاثيرات تصميم‌سازي استراتژيك بر روي خودكفايي كارآفريني   -The Effects of Strategic Decision Making on Entrepreneurial Self-Efficacy

 نام اصل متن :  The Effects of Strategic Decision Making on Entrepreneurial Self-Efficacy

 نام ترجمه به فارسي : تاثيرات تصميم‌سازي استراتژيك بر روي خودكفايي كارآفريني

 كد ترجمه :  MNG22     تعداد صفحه انگليسي:  29  تعداد صفحه فارسي:  70    سال:  2005

  منبع : اينترنت- مقاله كامل- Baylor University
  قيمت : 170000 ريال


تاثيرات تصميم‌سازي استراتژيك بر روي خودكفايي كارآفريني

اين بررسي بر اساس خودكفايي كارآفريني مي‌باشد و معيارهايي را مورد اندازه‌گيري قرار مي‌دهد كه در آن افراد اعتقاد دارند مي‌توانند وظايف مربوط به مديريت فعاليت اقتصادي همراه با ريسك را بصورت مطلوب انجام دهند. اين مطالعه موارد مربوطه را مورد بررسي قرار داده و اين موضوع را مد نظر قرار مي‌دهد كه آيا سطوح مختلف كارآفرينان خودكفا، تحت تاثير روش‌هايي قرار مي‌گيرند كه در آن فعاليت اقتصادي توام با ريسك آنها، منجر بوجود آمدن تصميم‌گيري‌هاي استراتژيك ‌شود يا خير...

اساس خودكفايي كارآفريني توسط چن، گرين و كريك (1998) توسعه يافته و بعنوان يكي از مهمترين ساختارهاي جديد مطرح شده در ادبيات كارآفريني در سالهاي اخير مطرح مي‌باشد...

ابتدا، چن و همكاران (1998) خودكفايي كارآفريني را بعنوان مثالي از فرآيند شناختي مورد تاييد قرار دارند كه مي‌توان آن را بين كارآفرينان و غير كارآفرينان استنباط نمود. اين تحقيق گونه‌هايي از خودكفايي كارآفريني در ميان كارآفرينان را مورد بررسي قرار مي‌دهد و در پي اين مي‌باشد تا منابع اين تغييرات را توضيح دهد. همچنين، اين تحقيق بر روي بررسي‌هاي اوليه در ارتباط با شاخص‌هاي فردي خودكفايي كارآفريني و در نظر گرفتن اينكه آيا خودكفايي كارآفريني تحت تاثير اقدامات سازماني قرار مي‌گيرد يا خير اهتمام مي‌ورزد...

مفهوم و اهميت خودكفايي كارآفريني

خودكفايي به ايده و تفكر خودآگاه افراد در توانائي آنها براي بدست آوردن نتايج مطلوب در اجرا وظيفه خاص مربوط مي‌شود (بانددورا 1997). خودكفايي يك مشخصه‌ حائز اهميت از رفتار انسان مي‌باشد. افراد در پي آن مي‌باشند تا از كارهايي اجتناب كنند كه پيرامون آنها كارايي كمي داشته و برعكس به سمت كارهايي كشيده مي‌شوند كه در آنها ميزان كارايي بالايي احساس مي‌شود...

فرآيند تصميم‌گيري استراتژيك به عنوان شاخص‌هاي كارايي

با توجه به اهميت خودكفايي كارآفريني براي كارآفرينان بالقوه و موجود، درك اين مسئله كه چه چيزي به تفاوتهاي خودكفايي كارآفريني در افراد مربوط مي‌شود براي محققين و دست‌اندركاران در اين حيطه مهم مي‌باشد...

تعاريف و توضيحات 

در اين مقاله من از اصطلاح كارآفرين استفاده نموده تا به افرادي اشاره كنم كه شركت‌ها يا امور تجاري مربوط و خاص خود را تاسيس نموده‌اند. اين تعريف با آنچه چن و همكاران مورد استفاده قرار داده‌اند (1998) همخواني دارد و در ادبيات كارآفريني فرآيند رايجي مي‌باشد...

در همين مقاله آنها همينطور يك تحليل عاملي را انجام داده‌اند كه معيار را به عامل 5 مقوله‌اي تقسيم مي‌كرد. اما ساختار عامل خودكفايي كارآفريني هنوز بطور روشن تاسيس و تبيين نشده بود...

چندين روش متفاوت براي مشخص كردن اينكه چگونه شركتها تصميمات استراتژيك خود را انجام مي‌دهند وجود دارد. اين پيچيدگي ذاتي پديده و همينطور گوناگوني جنبه‌هاي تئوريكي بكار برده شده در آن را نشان مي‌دهد...

تمركز زدايي

تمركز زدايي به حيطه‌‌اي مربوط مي‌شود كه در آن تصميم‌گيري در يك نقطه متمركز و يا در سازمان پخش مي‌شود (بروك 2003 صفحه 61). در شركتهاي بزرگ تمركززدايي ممكن است به گستر‌ه‌اي مرتبط شود كه در آن تصميم‌ها در بخشهاي فرعي سازماني يا سطح پايين‌تر يك هرم پيچيده انجام مي‌گيرد (لين و جرمن 2003). اما در يك شركت جديد متهور و كوچك، تمركز زدايي حيطه‌اي را منعكس مي‌سازد كه در آن تصميم‌گيري بين افراد در شركت پراكنده مي‌شود بطوري كه مخالف تمركز يك كارآفرين يا يك هسته‌ كوچك از مديران مي‌باشد...

استفاده از مشاورين خارجي 

بعد مهم ديگر تصميم‌گيري استراتژيك معياري است كه در آن كارآفرينان به مشاورين خارجي متكي مي‌باشند. تحقيق نشان داده است كه غالبا كارآفرينان از شبكه‌هاي اجتماعي خود براي پيگيري اطلاعات، مشاوره و كمك در مديريت فعاليت‌هاي اقتصادي همراه با ريسك استفاده مي‌كنند...

جامعيت 

جامعيت تصميم، معياري را نشان مي‌دهد كه در آن سازمان‌ها در تصميم‌گيري خود بطور نظام‌مند مواردي نظير بررسي – تحليل و برنامه‌ريزي را پياده مي‌كنند (فرد ريسكون 1984، گليك و همكاران 1993). وقتي كه شركتها بطور جامع تصميم‌گيري مي‌كنند آنها اطلاعات را جامع‌تر جستجو و تحليل كرده و تا حد بيشتري روي تحليل‌هاي سنتي متكي مي‌باشند. كارآفريناني كه اقدامات اقتصادي آنها به فرآيندهاي تصميم‌گيري استراتژي جامع‌تر نياز دارند احتمالا، بواسطه دو دليل اصلي، سطوح بالاتر خودكفايي كارآفريني را دارا مي‌باشند...

استفاده از اطلاعات رايج  

در تصميم‌گيريهاي استراتژيك، يك شركت بايد انتخاب كند كه چه نوع اطلاعاتي را نياز دارد. براي مثال براي يك شركت اين امكان وجود دارد تا تصميمات خود را تا حد زيادي روي داده‌هاي تاريخي، روي نمادها يا پيش‌بيني‌هاي مربوط به نتايج آينده قرار دهد...

روش تحقيق 

اين مدل از طريق بررسي مديران/ موسسان شركتهاي جديد ناحيه سيليكون شهر نيويورك، جامعه شركتهاي متهور اينترنتي، مورد تست قرار گرفت. اين بررسي در تابستان سال 1999 انجام شد در آن زمان ناحيه سيليكون تمركز زيادي از موسسات اقتصادي مستقل را در خود گنجانده بود...

در مقدمه اين مقاله مطرح شد كه قسمتي از معيار درك ESE بعنوان يك روال كمكي براي پيش‌گويي از اينكه با چه كيفيتي كارآفرينان وظايف مرتبط به مديريت فعاليت اقتصادي داراي ريسك جديد را انجام مي‌دهند مطرح مي‌باشد و همينطور ESE ممكن است در اين زمينه كمكي باشد براي نشان دادن اينكه با چه كيفيتي فعاليت‌هاي اقتصادي داراي ريسك، انجام مي‌شوند...

 

 

براي سفارش ترجمه اين قسمت را كليك نمائيد