|
ارتقا مهارتهاي
كارآفريني در زمينه تحصيلات عالي
«يك فرد بصورت
مادرزاد كارآفرين نبوده بلكه از طريق كسب آموزش و تجربه مهارتهاي لازم
را در اين خصوص كسب مينمايد.» (ولكمن 2004).
سابقه
عنوان مقاله جاري «ارتقا مهارتهاي كارآفريني در زمينه
تحصيلات عالي»، بصورت اوليه اشاره به توسعه مهارتهاي كارآفريني در
دانشجويان از طريق تدريس و فراگيري مسائل مرتبط با كارآفريني دارد.
همچنين اشاره ثانويه اين مبحث در رابطه با توسعه دانشكدههاي كارآفريني
همراه با كادر مربوط و دانشگاههاي تخصصي ميباشد. با وجود تفاوت اين
دو مقوله، دو فعاليت مذكور مرتبط با تعليم كارآفريني ميباشند و در
بردارنده آن دسته از مهارتهاي مربوط به كارآفريني ميباشد كه علاوه بر
نياز به بهرهگيري از كاركنان متخصص حاذق به فنون بديع يا تازهاي،
نظير دورههاي انترني يا برنامههاي رقابتي تجاري، نيازمند ميباشد.
فنون و برنامههايي كه معمولا به عنوان بخشي از برنامههاي تدريس
استاندارد دانشگاهي بشمار نميآيند...
آوردن آموزش كارآفريني به محيط
آكادميك
آموزش رسمي كارآفريني در سطح
دانشگاهي فرآيندي نسبتا جوان ميباشد. يكي از اولين دورههاي مربوط به
كارآفريني در مدرسه تجاري هاروارد در سال 1947 تاسيس شد (ولكمن 2004).
در بريتانيا اولين دورهها در دهه 1980 شروع شد كه همراه با اقدامات
اوليه انگلستان در اين زمينه براي تحصيلات عالي بود (التون 1991، كربي
1989، كربي 2005). از آن پس برنامههاي كارآفريني شاهد گسترش در محدوده
جهاني بوده و برآورد مدنظر در اين زمينه تبديل كارآفريني به «اسلوب
اصلي دانشگاهي در زمينه آموزش تجاري در قرن 21» ميباشد (ولكمن
2004)...
تدريس كارآفريني و فراگيري در
محيطي بر مبناي اسلوبها و روشهاي بوجود آمده
محيط بوجود آمده مشاغلي نظير
معماري، طراحي يا نقشهبرداري نشان دهنده بخش نسبتا بزرگي از
خوداشتغالي ميباشد. بطور مثال در حدود 80% از مهندسين نقشهكشي
ساختمان خوداشتغال بوده و يا در امور كوچكي به فعاليت مشغول ميباشند و
بر اين اساس بسياري از دانشجويان ما تمايل به خوداشتغالي نشان
ميدهند...
كارآفريني تنها براي دانشجويان
بازرگاني مطرح نبوده و دانشجوياني كه با اين حوزه آشنايي پيدا كنند
داراي يكسري از مهارتهاي منحصربفردي ميگردند كه راهگشاي آنها در انجام
فعاليتهاي كارآفريني خواهد بود. بطور مثال آنها قادر خواهند بود تا
نسبت بوجود آوري مشاغل جديد براي خود و ديگران اقدام كنند. حداقل چهار
دسته از فرصتهاي كارآفريني را ميتوان مشخص نمود...
سطح برنامههاي
درسي
كارآفريني و توسعه مهارتهاي
مرتبط با آن را ميتوان بر اساس عملكرد مناسب حاضر، هم بر حسب آموزش و
پرورش و هم بر حسب محتواي واحدهاي درسي، نظير تدريس مديريت عملي و يا
ديگر دانش موارد مرتبط تجاري مالي، بوجود آورد...
در مجموع، اساتيد ميبايست داراي
صراحت بيشتري در خصوص مهارتهاي آموخته شده توسط دانشجويان و طرز
بكارگيري اين آموختهها باشند. آنها همچنين ميبايست در پي خلق
فرصتهايي باشند كه بر اساس آنها دانشجويان بتوانند در حين پرداختن به
كارآفريني توان فراگيري خود را نيز افزايش دهند. اين امر نيازمند آن
است كه اساتيد مربوطه به استقبال ريسكهاي حاصله رفته و به دانشجويان
اجازه دهند تا سازماندهي خود را بدست آورده و نسبت به انجام مسئوليتها
و بدست گيري وظايف محوله اقدام نمايند...
درج مهارتهاي مرتبط با قابليت
بكارگيري پرسنل و كارآفريني در برنامه درسي نيازمند پشتيباني
دانشكدهها، آموزشكدهها، موسسات حرفهاي و اعضاي شركت كننده (يا هر
گونه كاربرد مكانيزم مربوطه) ميباشد. بسياري از مدرسين دانشگاهي
اعتماد يا اطمينان چنداني براي بيان و انتقال مقولههاي كه درباره آنها
اطلاعات بسياري كمي را دارا بوده، يعني كارآفريني، ندارند. برنامههاي
ارتقاي سطح دانش كاركنان يكي از روشهاي غلبه بر اين مشكل ميباشد.
همچنين در مواقع مقتضي ميتوان از اساتيد جايگزين استفاده نمود...
همچنين، بايد ياد بگيريم و قادر
باشيم كه دانشجويان را بعنوان افرادي بالغ در نظر گرفته و بدانها آزادي
بروز خطا را بدهيم. در مقابل، انتظارات دانشجويان نيز بايد متحول شود.
بقول معروف نبايد قاشق غذا را بدهان آنها گذاشت بلكه بايد آنها را
واداشت تا با فعاليت خود امور مختلف را فراگيرند. (تمركز كامل
دانشجويان به نمره درسي و يا فراگيري شخصي از جمله عوامل مخرب و مضر در
زمينه فراگيري تجربي امور ميباشد)...
با درك اهميت و
شناسايي چالش فراهم سازي مهارتهاي تدريس كارآفريني در دانشگاهها براي
كليه رشتهها و برنامههاي درسي، آكادمي تحصيلات عالي (LTSN قبلي)
اقدام به پيادهسازي برنامهاي نموده است تا بر اساس آن توسعه
برنامههاي درسي دوره كارشناسي محقق گردد...
در خلال دهههاي اخير برنامههاي
آموزش كارآفريني رسمي در سيستم آموزش عالي توسعه داده شدهاند. در
جديدترين تلاش جهت برانگيختن فرهنگ كارآفريني و تاسيس شركتهاي نوپاي
متهور در جامعه، مفاهيم اقدامات متهورانه و كارآفريني همراه با توانايي
بكارگيري پرسنل بعنوان بخش لاينفك تدريس آموزش عالي و كسب تجربه نه
تنها در برنامههاي درسي رشته بازرگاني و تجارت بلكه در دروس كليه
رشتهها مد نظر قرار گرفته است...
اساتيد بايد نسبت به ارتقا و
تحكيم ارتباطات مفهومي با اشخاص خود اشتغال و شركتهاي متهور اقدام
نموده و آنها را در تدريس خود صراحتا قيد نمايند. توسعه مشاركت صنايع و
جامعه نيازمند سرمايهگذاري قابل توجهي داشته ولي در عين حال براي
گسترش فرصتهاي كارآفريني آتي در برنامههاي درسي و سطح دانشكدهها لازم
است. درگير شدن اساتيد در فعاليتهاي كارآفريني (شامل تدريس در جامعه و
يا موقعيتهاي مشاركتي با صنايع) نيازمند اعمال تغييرات لازمه در سيستم
پرداخت پاداش دانشگاهي و ساختارهاي موجود جداي از پاداشهاي اختصاص
يافته در زمينه تحقيقات و انتشارات ميباشد...

|