|
كارآفريني، رشد و سياست عمومي
- موفقيت شكننده
تيم كارآفريني در شركتهاي نوپا
خلاصه
ااين
مقاله مزيتها و معايب يا خطرات راهاندازي يك شركت همراه با تيم
كارآفريني را تشريح نموده و نسبت به ترسيم آناليز تجربي طولي براي دوره
حيات 90 تيم از شركتهاي نوپا و 1196 مورد از شركتهاي نوپاي مستقل در
هلند اقدام مينمايد. در سه سال اول موجوديت، شركتهاي نوپايي كه از تيم
كارآفريني بهره ميبردند، بر اساس چندين مورد موفقيت بدست آمده،
عملكردي بهتري در مقايسه با شركتهاي نوپاي مستقل (بدون بهرهگيري از
تيم كارآفريني) داشتند...
كلمات كليدي: تيمهاي كارآفريني، شركتهاي نوپا، رشد شركت، آناليز دوره
حيات
مقدمه
كارآفريني بعنوان يك عامل تعيين
كننده اساسي در توسعه اقتصادي بشمار ميآيد. كارآفرينان فرصتهاي
پيشروي را شناسايي و آنها را مد نظر قرار داده و از اين فرصتها براي
بوجود آوردن يك سازمان تجاري و ارتقاي آن استفاده ميكنند...
چرا شروع بكار بصورت تيمي بعنوان
يك مزيت محسوب ميشود؟ ما ميتوانيم مهمترين قالب تاثيرگذار براي توضيح
رشد يك شركت را ترسيم نمائيم: قالبي بر اساس نگرش به منابع و شايستگي
يا صلاحيت. در اين قالب، كارآفرينان آرزوي رشد شركت را داشته، ولي در
عين حال فرآيند رشد بواسطه موجوديت و كيفيت منابع ممكن است با محدوديت
يا مانع مواجه شود...
اگر چه مقالههاي تجربي و مفهومي
در زمينه رشد شركتهاي كوچك براي ساليان مديدي نقش تيمهاي كارآفريني را
در رشد شركتها مورد توجه قرار دادهاند، تقريبا هيچگونه تحقيقات تجربي
در خصوص عملكرد شركتهاي نوپاي تيمي انجام نگرفته است...
در مطالعه عملكرد شركتها كه در
آن مقايسه بين پيشرفت شركتهاي نوپاي تيمي و شركتهاي نوپاي مستقل صورت
ميپذيرد، لازم است تا فازهاي دوره حيات مختلف شركت را بحساب آوريم.
اين امر مخصوصا در فازهاي اوليه دوره حيات يك شركت ميتواند مورد بحث
قرار گيرد كه بهرهگيري تيمي با داشتن حداقل دو نفر ميتواند بعنوان يك
مزيت مطرح گردد...
مطالعات مرتبط با رشد شركتها و
توسعه مدت مديدي در ادبيات مديريت در محدوده «مراحل رشد» يا «فازهاي
رشد» وجود داشته كه اصطلاحا بنام «مدلهاي مرحلهاي» خوانده ميشود...
خصيصههاي شركتهاي نوپاي تيمي در
مقابل شركتهاي مستقل
ارزيابي اين تحقيق بصورت تفصيلي
نشان ميدهد كه ميتوان شركتهاي نوپاي تيمي را از شركتهاي نوپاي مستقل،
بر اساس خصيصههاي آنها قبل و در طي فاز شروع بكار، تشخيص داد. چندين
خصيصه مهم متمايز در بين اين دو گروه مشخص شده است. بطور كلي شركتهاي
تيمي داراي منابع بيشتري بوده و شايستگيهاي بيشتري را بخدمت ميگيرند.
با توجه به منابع مالي و انساني، آنها معمولا با سرمايه بيشتري كار خود
را آغاز نموده و داراي پرسنل قابل توجهي در مقايسه با شركتهاي مستقل
ميباشند...
اين تحقيق همچنين نشان ميدهد كه
سهم موفقيت شركتهاي نوپاي تيمي در برابر شركتهاي نوپاي مستقل در چندين
مورد بيشتر است (شكل 2). اولا، طي شش سال اول، ميزان شركتهايي كه بكار
خود خاتمه دادند براي شركتهاي تيمي 13.5% و براي شركتهاي مستقل 18%
بوده است. ثانيا، از آنجائيكه ميزان فروش يك شركت نوپا ميتواند بعنوان
ملاك موفقيت بشمار آيد، عملكرد شركتهاي نوپاي تيمي در اين زمينه بهتر
از شركتهاي مستقل بوده است...
شركتهاي نوپاي تيمي در فاز شروع
بكار خود نسبتا داراي رشد سريعي ميباشند، در حاليكه شركتهاي مستقل از
آهنگ رشد آهستهتر و يكنواختي برخوردارند. اين رشد آهسته و يكنواخت
همراه با كاهش سهم اينگونه شركتها در زمان رويارويي با تنگناهاي پيش
روي در دروه پس از شروع ميباشد...
ديناميك داخلي شركتهاي نوپاي تيمي
ميتواند ارائه دهنده توضيح در خصوص ركود رشد آنها و ميزان بالاي روبرو
شدن با تنگناها باشد. آناليز طولي عنوان ميدارد كه پس از گذشت پنج سال
از زمان شروع، حداقل يك سوم شركاي تجاري در فعاليتهاي تجاري شركت
مشاركتي نخواهند داشت...

|