www.irantarjomeh.com

                    

 

 

كارآفرين ژاپني - تبديل بيابان به منطقه‌اي شكوفا   -  The Japanese Entrepreneur Making the Desert Bloom

 نام اصل متن :  The Japanese Entrepreneur Making the Desert Bloom

 نام ترجمه به فارسي : كارآفرين ژاپني - تبديل بيابان به منطقه‌اي شكوفا

 كد ترجمه :  MNG12        تعداد صفحه انگليسي:  83  تعداد صفحه فارسي:  134  سال:  2002

  منبع : اينترنت - مقاله كامل - Stanford University
  قيمت : 250000 ريال

 

كارآفرين ژاپني -  تبديل بيابان به منطقه‌اي شكوفا

ديباچه: پروفسور كنيچي‌ايمي‌

”زيستگاه“ تشبيهي مي‌باشد كه از اكولوژي به عاريت گرفته شده و تشريح كننده شرايطي مي‌باشد كه بر اساس آن شركتهاي كارآفرين مي‌توانند فعاليت خود را آغاز نموده، رشد كرده، بزرگ شده، و نهايتا جايگاه خود را در ميان شركتهاي اصلي يك اقتصاد بدست آورند (ميلر 2000). زيستگاه كارآفريني در داخل خود داراي موارد ذيل مي‌باشد: كارآفرينان، مديران تجاري، سرمايه‌داران سوداگر و متهور(VC)، بانكها، دانشگاههاي تحقيقاتي، مهندسين، دانشمندان، تكنسين‌ها، طراحان صنعتي، حسابداران، متخصصين مسايل مالي، متخصصين بازاريابي و فروش و نهايتا سياستها و قوانين خاص خود. البته زيستگاه داراي شرايط ديگري نيز مي‌باشد كه براي توسعه شركتها مورد نياز خواهد بود...

كارآفرينان و تجديد اقتصادي

ركود اقتصادي ادامه مي‌يابد و رقابت بين‌المللي صنعت (ژاپن) به نزول خود ادامه مي‌دهد... نه دولت و نه تجارت ژاپن قادر مي‌باشد تا فرمولي را براي تولد‌ مجدد آن كشور ارائه نمايند. به همين دليل، صدايي كه هر لحظه در حال افزايش است بگوش مي‌رسد. صدايي كه كارآفرينان را بياري طلبيده و از آنها مي‌خواهد مشاغل جديد را با تكنولوژيهاي متحول بوجود آورند...

هر اقتصاد بالغي شامل سه جزء اصلي زير است: قسمت دنباله، قسمت مركزي و قسمت پيشرو. قسمت دنباله شامل صنايعي مي‌باشند كه در حال افول بوده و توليد كننده كالاها و يا خدماتي مي‌باشند كه تقاضا براي آنها در حال كاهش مي‌باشد. دليل اين كاهش بطور كلي مي‌تواند قديمي بودن تكنولوژي و يا تغيير سليقه مشتري باشد. از جمله شركتهايي كه مي‌توانند در زمره قسمت دنباله قرار گيرند شركت لوله‌هاي واكيوم و شركت كيمونوز مي‌باشند. شركتهاي مركزي شامل آندسته از شركتهايي هستند كه بالغ گشته و داراي رشد نسبتا آهسته‌‌اي بوده و مي‌توانند به نيازهاي اساسي پاسخ دهند. شركتهاي اتومبيل‌سازي و يا بانكها را مي‌تواند در اين دسته جاي داد. اما قسمت پيشرو شامل آن دسته از شركتهاي جواني هستند كه پاسخگوي نيازهاي جديد و نوظهور مي‌باشند، مانند شركتهاي شبكه بي‌سيم و مهندسي ژنتيك...

ما بررسي خود را با كارآفرينان، مهمترين بازيكنان زيستگاه كارآفريني شروع مي‌كنيم. ساخت هر كار جديدي در وهله اول منوط به وجود يك و چند كارآفرين و تصميم آنها در خصوص راه‌اندازي شغل مورد نظر آنها دارد...

به هنگامي كه كارآفرينان براي تاسيس يك شركت بحركت در مي‌آيند، آنها نياز به منابع مالي دارند. همانگونه كه در اولويتها ميزان بازدهي و خطر براي كارآفرينان مطرح است، همين موارد نيز براي ارائه دهندگان سرمايه نيز مدنظر مي‌باشد. در انتهاي منحني كم خطر و كم بازده بانكها قرار دارند كه به سود اندكي قانع مي‌باشند ولي در عوض تولرانس خطرپذيري كمي را نيز مي‌پذيرند...

راه‌اندازي مشاغل كم‌هزينه، كم بازده

تقابل اهداف كارآفرينان و سرمايه گذاران باعث ايجاد محدوديت در مدلهاي تجاري موجود مي‌شود. در آمريكا، مخصوصا در وادي سيليكون، تنها آنگونه از مدلهاي تجاري پيشرو كه هم پرمخاطره بوده و هم برگشت سرمايه زيادي را به همراه دارد مورد توجه ارائه‌دهندگان سرمايه مي‌باشد. مدلهاي پرمخاطره و پربازده معمولا شامل توسعه و بازاريابي محصولات جديد مي‌باشد...

سرمايه‌هاي متهور به دو شكل مي‌باشد: اخذ وام و دارايي صاحب سرمايه.  دريافت وام خطر كمتري در بر داشته، چرا كه ميزان ثابتي در زمان مشخص بازگشت مي‌شود، ضمن آنكه مي‌توان در صورت بروز مشكلي در وصول مبلغ دارايي شركت قرض‌گيرنده را تامين قضايي نمود. در مقابل دارايي سرمايه‌گذاران مي‌باشد كه زمان تسويه آن و ميزان بازده مشخص نمي‌باشد و در صورت بروز مشكل سرمايه‌گذاران تنها قادر خواهند بود پس از تسويه حساب بستانكاران بخشي از آنچه مي‌ماند را دريافت دارند..

شركتهاي سرمايه‌گذاري متهور جهت سرمايه‌گذاري محافظه‌كارانه

شروع كار شركتهاي پيشرو در حقيقت منوط به نظر و خواسته سرمايه‌گذاران متهور، جهت سرمايه‌گذاري زياد در شركتهاي با ريسك بالا به منظور بدست‌آوري سطوح بازگشتي بالا، مي‌بود...

منابع انساني همانقدر براي يك موسسه نوپا موثر و ضروري مي‌باشد كه منابع مالي مي‌تواند مهم و ضروري باشد. ولي با اين وجود عادت كارآفرينان ژاپني مهيا نمودن منابع انساني مورد نياز خود نمي‌باشد. اين مشكل دو جنبه دارد: سيستم دانشگاهي فارغ‌التحصيلان با مهارت و با تجربه‌اي را پرورش نمي‌دهد و اغلب افراد حرفه‌اي و كارآزموده كار براي شركتهاي بزرگتر را ترجيح مي‌دهند...

شركتهاي متهور آمريكايي: جذب كننده نوابغ برجسته

شركتهاي متهور آمريكايي از آنجائيكه پيشنهادات مالي زياد با خطرپذيري كم را مطرح مي‌نمايند قادر مي‌باشند نوابغ برجسته و سطح بالا را جذب كنند. در خلال دو دهه اخير شركتهاي متهور موفق توانستند هزاران ميليونر و تعداد بسياري بيليونر را به جامعه عرضه دارند. تقريبا تمامي اشخاصي كه در وادي سيليكون بسر مي‌برند يك يا دو نفر را مي‌شناسند كه بواسطه تاسيس شركتهاي متهور نوپا ميليون‌ها دلار بدست آورده‌اند...

شركتهاي متهور نوپاي ژاپني: جذابيتي براي بهترينها ندارند

در مقايسه با آمريكا، بازده قابل انتظار همكاري با يك موسسه نوپا در ژاپن نسبتا كم مي‌باشد. تا سال 1998 گزينه مربوط به سهام در ژاپن قانوني نبوده و براي كاركنان يك موسسه جديد مشكل بود تا از موفقيت خود سود مالي كسب نمايد...

دولت و شركتهاي بزرگ در ريسك شركتهاي جديد متهور سهيم نمي‌شوند

شركتهاي بزرگ ژاپني و دولت ژاپن با خريد از شركتهاي بزرگي كه با آنها روابط مستحكم و طولاني دارند، ريسك خريد از شركتهاي متهور جديد را تقبل نمي‌نمايند...

بسياري از شركتهاي تكنولوژي بالاي ژاپن ترجيح مي‌دهند كه از خريد تكنولوژي خارج از محيط شركت خود اجتناب نمايند. بر حسب اظهارات صنايع تكنولوژي برتر آمريكا، اين شركتها از سندروم ”در اينجا اختراع نشده“ رنج مي‌برند...

كارآفرينان: از اين ترس دارند كه كنترل خود را بر شركتها از دست داده و يا ورشكسته شوند، چرا كه جامعه سهمي در خطر كارآفريني ندارد...

سرمايه‌داران متهور: سرمايه‌داران ژاپني تمايلي به اعطاي سرمايه جهت شركتهاي متهور يا پيشرو و در نتيجه تقبل ريسك آن را ندارند. بيشتر سرمايه‌هاي متهور در زمينه‌هاي ديگري بكار گرفته شده و از سرمايه‌گذاري در مراحل اوليه تاسيس شركتي خودداري مي‌كنند...

منابع انساني : اكثريت مردم ژاپن ترجيح مي‌دهند تا براي شركتهاي بزرگ جاافتاده كار نمايند. آنها همين آرزو را براي اعضاي خانواده خود دارند. با وجود آنكه بسياري از دانشجويان علاقه به كارآفريني دارند، تقريبا همگي براي بدست آوردن جايي در يكي از شركتهاي بزرگ با هم رقابت مي‌كنند...

مشتريان: هيچ شركت نوپايي بدون داشتن مشترياني كه محصول آن را خريداري نمايند، نمي‌تواند به موفقيت دست يابد. با اين وجود، شركتهاي بزرگ ژاپني بهمراه دولت اين كشور حاضر به تقبل ريسك خريد از چنين شركتهايي نمي‌شوند...

كليد موفقيت كارآفريني به تنهايي خطرپذيري بيشتر نبوده، بلكه خطرپذيري درست مي‌باشد. از اينرو خطرپذيري را مي‌بايست مديريت نمود. مديريت ريسك به معناي ارزيابي آن و مزيتهاي بالقوه عملكردهاي احتمالي مختلف و انتخاب عملي كه بتواند نرخ برگشتي ريسك تنظيم شده را به حداكثر رساند. بطور مثال مي‌توان از خريد تكنولوژي اطلاعات نام برد...

برنامه واگذاري مالكيت معنوي به كارآفرينان

دولت ژاپن و صنايع آن مي‌بايست با تنظيم يك برنامه براي كمك به شركتهاي نوپا در جهت دستيابي به مالكيت معنوي مجوزهاي پيشروي شركتهاي بزرگ و لابراتورهاي دولتي اقدام نمايند...

بوجود آوردن منطقه ويژه كارآفريني نيازمند مشاركت كليه بازيگران اصلي در زيستگاه كارآفريني مي‌باشد. منطقه ويژه كارآفريني مي‌بايست بصورت يك تلاش مشترك با مشاركت موسسات دولتي محلي، شركتها و دانشگاهها مطرح باشد...

ساختار و سازمان منطقه ويژه كارآفريني

چگونه هزينه منطقه ويژه كارآفريني را مي‌پردازيم؟ چگونه چنين منطقه‌اي اداره مي‌شود؟ پاسخ به چنين سوالات لجستيكي و موارد مشابه به آن نقش مهمي در موفقيت يا شكست نهايي منطقه دارد. جهت به حداكثر رساندن مزيت منطقه ويژه كارآفريني، اين منطقه مي‌بايست از نظر مالي كاملا بگونه‌اي متناسب پشتيباني شود، در منطقه‌اي راحت و متناسب قرار داشته باشد و بصورت موثر و كارا مديريت گردد...

هدف منطقه ويژه كارآفريني رشد اقتصادي مي‌باشد. جهت دستيابي به اين هدف، اين منطقه پشتيباني گسترده‌اي از شركتهاي متهوري كه پتانسيل رشد و تبديل به شركتهاي بزرگ را داشته باشند را بعمل مي‌آورد. شركتهاي نوپايي كه سياست بازده كم ـ خطر كم را دنبال مي‌كنند از سرعت پاييني در رشد برخوردار بوده و به همين دليل اجازه استفاده از منابع ارزشمند منطقه ويژه كارآفريني بدانها داده نمي‌شود...

منابع انساني : جذب بهترينها

شركتهاي نوپا تنها در صورتي مي‌توانند به سرعت رشد نمايند كه قادر به استخدام نيروي انساني ماهر باشند. همانگونه كه ديديم، دسترسي ناكافي به منابع انساني باعث محدود شدن رشد بسياري از شركتهاي نوپاي ژاپني شده است. در منطقه ويژه كارآفريني، قدمهايي برداشته شده است تا اطمينان حاصل شود كه اين امر بوقوع نمي‌پيوندد...

بسمت غولهاي نوآوري ـ شركتهاي بزرگ داخل منطقه ويژه كارآفريني

ما از واژه ”كارآفريني“ براي معنا كردن خصيصه‌هاي نوآوري، چالاكي، و انرژي زيادي كه در شركتهاي نوپاي متهور وجود دارد استفاده نموده‌ايم. در برخي از مواقع تركيبي از موارد فوق‌الذكر در شركتهاي بزرگ نيز يافت مي‌شود كه ما آن را بنام ”نوآوري‌موثر“  (EI) مي‌خوانيم...

 

براي سفارش ترجمه اين قسمت را كليك نمائيد