|
|
|
نام اصل متن :
Creating a
Culture of Innovative Entrepreneurship |
|
نام ترجمه به فارسي :
ايجاد فرهنگ
كارآفريني نوين |
|
كد
ترجمه :
MNG09
تعداد صفحه انگليسي:
31
تعداد صفحه فارسي: 45 سال:
2001 |
|
منبع :
اينترنت - مقاله كامل
Prof. Dr. Günter Faltin Freie Universität Berlin |
|
قيمت : 140000 ريال |
ايجاد فرهنگ كارآفريني
نوين
چكيده
با توجه
به اينكه كارآفريني فراتر از يك خود اشتغالي صرف و
كاري سخت و طاقتفرسا ميباشد، براي اشاره به پتانسيل كلي آن، بايد بر
پيدايش و پيشرفت ايدهها، تأكيد داشته باشيم...
تحقيقاتي كه در زمينه خلاقيت
انجام پذيرفته، نشان داده است كه همه ما ميتوانيم در اين نوع فعاليت
خلاق، شركت داشته باشيم. اين مقاله تكنيكها و نمونههايي از شكلگيري
ايدههاي كارآفرينانه را نشان ميدهد و هدف از آن اين است كه در عصر
حاضر كه نمايانگر سطوح فزاينده تحصيلي، رشد پيچيدگيهاي خاص مصرفكننده
و افزايش فرصتهاي مقايسه ارزشها ميباشد، نشان دهد كه ايدههايي كه در
تناسب با معيارهاي جامعه رشد مييابند، شانس بهتر و فزايندهتري را
براي كسب موفقيت در بازار را دارا ميباشند. مبناي فرهنگ كارآفريني
نوين ارائه تجسمهايي است كه بر اساس آن بتوان فعاليتهاي اقتصادي، هنري
و اجتماعي را به عنوان بخشي از طيف مرتبط با فعاليت انساني، عملي
نمود...
كلمات كليدي
مدل تجاري، خلاقيت، فرهنگ
كارآفريني، آموزش كارآفريني، ساخت ايده، پيشرفت ايده...
مقدمه
در بسياري از كشورهاي گوشه و كنار
جهان، كارآفريني، تبديل به بخش مهمي از برنامههاي سياسي و آموزشي شده
است. نه تنها در آمريكا، بلكه در اروپا، نيز ايده فرهنگ سرمايهگذاري
پديدار شده است. تاكنون، تمركز اصلي بر لزوم بيشتر سرمايهگذاريهاي
كوچك، شركتهاي رشد يافته سريع با مشاغل پايهريزي شده و بر اساس
تكنولوژي بوده است...
1- درك
كارآفريني نوين
بياييد
تا نگاه نزديكتري به چگونگي رفتار تئوري اقتصادي با شخصيت يك كارآفرين
داشته باشيم. تا همين اواخر سوژه كارآفرين عمدتا تنها در نوشتههاي
اقتصادي به چشم ميخورد. طبق گفتهMark
Gasson (1990)، كه ميتوان او را كاشف مجدد، اشكال كارآفريني ناميد:
”كارآفريني، موضوعي مهم است و متأسفانه تا همين اواخر مورد اهمال واقع
شده است“...
كاربرد تقسيمات اصول كاربردي در
كارآفريني
به نظر ميرسد كه واقعيت
خوداشتغالي حتي به توصيف لزوم دانش براي كارآفريني، نيز ترجمه ميشود.
مفهوم سنتي صلاحيت يك كارآفرين اين است كه بايد تقريبا از همه چيز سر
در بياورد: حسابداري، در دسترس نگه داشتن ليست كالاها، معامله با
انبارداران و مشتريان، مقررات قانوني، مطالبات مأمور ماليات، مديريت
كارمندان، نگهداري تجهيزات، ايجاد روحيه تيمي و غيره...
با استفاده از مدل تيمونز(1994)
كه ميتوان آنرا به عنوان يك استاندارد در نظر گرفت ميتوان فاكتورهاي
حياتي را به گروههاي زير دستهبندي كرد...
رفع مشكل و تبديل آن به يك فرصت
كاري
مسائل محتلف منابع مشهود فرصتهاي
كارآفريني هستند. در جائيكه ديگران تنها مسئله را ميبينند يك كارآفرين
در جستجوي جوابي براي آن مسئله است. تجربه به ما ميگويد راهحل ضرورتا
نبايد از آغاز جستجو شود، مخصوصا اگر افراد اصلي آن را قبلا بررسي كرده
باشند. اغلب راهحل در جاي ديگري است...
كسب بينشهاي لازم در زندگي
اين روش خاص به طور چشمگيري شبيه
به هنر است. درست شبيه يك هنرمندي كه ميخواهد سبك خود را تعيين كند و
يا يك كارآفرين كه ميخواهد عقيده جديدي را منتقل كند اغلب بايد مرحله
ردشدن ايده خود را توسط جامعه تحمل كند...
انطباق با ارزشهاي اجتماعي و
مشكلات مشترك
البته ما نميتوانيم يك سري
ارزشها در مورد كارآفريني را مطرح كنيم. اما بايد آگاه از ارزشهاي
محرك بوده و تنها يك سيستم ارزشمند است كه ميتواند فرهنگ و استقلال را
براي يك جامعه به ارمغان آورد. با ايجاد فرهنگ كارآفريني و با گشايش
زمينهاي براي گروههاي بيشتر در جامعه، كه به طور نسبي مربوط به تجارت
هستند، ما ميتوانيم منتظر تاثير ارزشهاي جديد و طرحهاي جديد رفع
مشكل و عقايد جديد مربوط به كارآفريني و ويژگي جديد مشاركت در زمينه
اقتصادي باشيم...
نتيجهگيري
كارآفرين شدن ديگر طرز فكر ويژه
پيشرفت حرفهاي و مشخص نيست بلكه انجام شغلي است كه در خصوص آن شخص
ميتواند برنامهريزي نموده و خط مشي است كه در دسترس بسياري از مردمي
كه آن را متجسم گرديدهاند ميباشد...
 |