www.irantarjomeh.com

                    

 

 

- Non-Credit Entrepreneurship Education in Community Collages: The National Perspectiveآموزش دوره هاي آموزشي كارآفريني بدون صدور مدرك در كالج هاي محلي : چشم انداز ملي

 نام اصل متن : Non-Credit Entrepreneurship Education in Community Collages: The National Perspective

 نام ترجمه به فارسي : آموزش دوره هاي آموزشي كارآفريني بدون صدور مدرك در كالج هاي محلي : چشم انداز ملي

 كد ترجمه :  Edu08        تعداد صفحه انگليسي:  62 تعداد صفحه فارسي:  73 سال:  2005

  منبع : اينترنت- مقاله كامل
  قيمت : 170000 ريال


 آموزش دوره هاي آموزشي كارآفريني بدون صدور مدرك در كالج هاي محلي : چشم انداز ملي

دوره مطالعاتي كالج محلي يو سي ال اي
سپتامبر 2005

خلاصه اجرايي
اين گزارش بطور خلاصه يافته هاي يك تحقق ملي را در مورد آموزش هاي كارآفريني و مديريت مشاغل كوچك كه منجر به صدور مدرك تحصيلي نمي شوند را در كالج هاي محلي آمريكا ارائه ميدهد. بطور مشخص اين پروژه بدنبال شناسايي و مستند كردن بهترين عملكردهاي جاري در زمينه آموزش كارآفريني و مديريت واحد هاي بازرگاني كوچك بوده و در نظر دارد براي كالج هاي محلي از نظر پيشرفت در رسيدن به اهداف برنامه هاي مورد نظر خود معيار مناسبي را ارائه نمايد. يافته هاي اين تحقيق همچنين براي كالج هاي محلي، جوامع آنها، دفاتر ايالتي مربوطه و ساير منابع تامين كننده مالي، ضوابطي را ارائه مي‌نمايد كه بوسيله آن عملكرد كالج هاي محلي در آموزش كارآفريني بدون صدور مدرك تحصيلي مورد ارزيابي قرار گيرد.

در اين مطالعه، يك بررسي اجمالي از پژوهش درمورد كارآفريني بهمراه توضيح دقيق روش تحقيق و نمونه هاي تحقيقاتي آن ارائه مي‌شود ( ابزار تحقيق در پيوست گزارش آمده است). براساس داده هاي جمع آوري شده از 227 شركت كننده در كالج هاي محلي، يافته هاي اين تحقيق در اين گزارش به ابعاد ذيل در باره كارآموزي كارآفريني در كالج‌هاي محلي مي‌پردازد: محتوا و چارچوب برنامه ، ‌اجزا و تامين مالي ، خصوصيات دانشكده،‌ثبت نام دانشجويان و ارزيابي برنامه.

يافته هاي اصلي كه در اين تحقيق مورد بحث قرار گرفته شامل موارد ذيل هستند:
· 71 درصد از پاسخگويان آموزش هاي كارآفريني يا مديريت واحد هاي بازرگاني كوچك را پيشنهاد مي‌كنند.
· بر اساس تحقيقي كه از افرادي كه پاسخ نداده‌اند بعمل آمد، به نظر مي‌رسد كه احتمالا 53 درصد از آنها، نوعي از آموزش هاي كارآفريني بدون صدور مدرك، با درجه اطمينان نود و پنج درصدي، و محدوده پوشش 37 تا 69 درصدي، را پيشنهاد مي كنند.
· 76 درصد از نهاد هاي شركت كننده هم برنامه آموزشي بدون صدور مدرك كارآفريني و هم برنامه آموزشي مديريت واحد هاي كوچك بازرگاني را پيشنهاد مي كنند.
· 76 درصد از شركت كنندگان در تحقيق هر دو نوع آموزش بدون صدور مدرك و با صدور مدرك آموزش هاي كارآفريني را پيشنهاد مي كنند.
· ‌44 درصد از نهادها، آموزش بدون مدرك كارآفريني را در شمار آموزش هاي تكميلي، محلي و واحد هاي اداري آموزش بزرگسالان قلمداد كرده اند.
· ‌بودجه عمومي كالج، شهريه دانشجويان و كمك هاي دولتي بعنوان سه شكل عمده حمايتهاي مالي، براي آموزش بدون صدور مدرك دوره كارآفريني، بشمار مي‌آيند.
· كارگاههاي مستقل، دوره‌هاي آموزش تكميلي و كارگاههاي دوره‌اي سه نوع از رايج‌ترين اشكال آموزش بدون صدور مدرك دوره كارآفريني مي‌باشند. در عين حال بر اساس اظهارات 49 درصد از افراد شركت كننده در اين تحقيق چهار قالب آموزشي يا حتي بيشتر در اين خصوص مورد استفاده قرار گرفته است.
· ارائه مقاله بصورت حضوري، سخنراني مدعوين و كارگروهي در سر فصل روشهاي تدريس كارآفريني بدون صدور مدرك قرار داشته است، در حالي كه ايجاد طرحهاي بازرگاني،‌گزارشات تحليل بازار و اقدامات توسعه شخصي سه فعاليت رايج ديگر در زمينه فراگيري اين مهم بوده است.
· از ميان اكثريت نهادهاي شركت كننده ( 60 درصد )، كمتر از 200 دانشجو در برنامه كارآفريني بدون مدرك ثبت نام كرده اند.
· تنها 35 درصد از گزارش نهادهاي شركت كننده حاكي از آنست كه برنامه‌هاي كارآفريني بدون صدور مدرك براي گروه هاي جمعيتي كه مشخصا مورد نظر بوده‌اند (مانند زنان ،‌گروههاي نژادي و كاركناني كه كار خود را از دست داده‌اند) ارائه شده است .
· اكثريت نهادها برروي دانشكده هاي كمكي براي ارائه آموزش كارآفريني بدون صدور مدرك تكيه داشته و بيش از 90 درصد از اين مدرسين از تجربياتي در كارآفريني و مديريت واحد هاي كوچك بازرگاني برخوردار بوده‌اند.
· ‌كمي بيش از نيمي از نهادهاي شركت كننده اعلام كرده اند كه خط مشي مشخصي را در مورد اهداف كارآفريني، نتايج يا برنامه معيارهاي ارزيابي دنبال نموده‌اند.
· ‌اكثريت نهادها ( 56 درصد ) در پايان هر دوره يا برنامه آنرا ارزيابي كرده و فقط 12 درصد به تحقيق فارغ التحصيلان پرداخته و 18 درصد داده هاي اقتصادي را براي گردآوري اطلاعات مرتبط با ارزشيابي، پس از تكميل برنامه، مورد تحليل قرار داده اند.

اين يافته هاي عملي، كه در اين گزارش بصورت كامل با جزئيات مربوطه ارائه شد ه است متضمن و تكميل كننده پژوهش در زمينه آموزش كارآفريني در كالج ها ي محلي است. همسو با نظرات هاگان ( 2004 ) مبني بر آنكه بيش از 60 درصد از كالج هاي محلي آمريكا كارآموزيهاي مبتني بر صدور مدرك تحصيلي را ارائه ميدهند، نتايج اين تحقيق نيز نشان دهنده شركت گسترده كالج هاي محلي در ارتقاء توسعه اقتصادي و نيروي كار از طريق آموزش هاي كارآفريني و مديريت بازرگاني واحد هاي كوچك، بدون صدور مدرك مي‌باشد. اهميت گسترده و عمق آموزش هاي كارآفريني، بدون صدور مدرك در كالج هاي محلي، از طريق داده هاي تحقيقاتي مشخص مي‌شود كه خود نشان دهنده طيف متنوعي از سرفصل هاي آموزشي، روشهاي تدريس، فعاليت هاي يادگيري و منابع آموزشي يكپارچه‌اي مي‌باشند، داده‌هايي كه خود به برنامه هاي آموزشي فراگير، كه قادر است نياز ها و تعليم و تربيت مختلف تحصيلات تكميلي دانشجويان را برآورده سازد، پيوند خورده است.

بينش هاي ديگري كه از اين گزارش حاصل ميشود شامل خصلت هميارانه يا مشاركتي آموزش كارآفريني، بدون صدور مدرك تحصيلي، در كالج هاي محلي (‌مشابه شواهدي كه در خصوص طيف گسترده منابع مالي خارجي و همكاري رسمي بوسيله نهاد هاي شركت كننده اعلام شده است ) و همچنين نيازهاي مداومي مي‌باشد كه براي ارزشيابي روال يادگيري دانشجويان و نتايج برنامه بطور موثري مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين گزارش شامل مباحثي است از سرفصل هاي تحقيقاتي ( بعنوان مثال خصلت و شكل مشاركت بين راهكارهاي آموزشي غير مدركي و مدركي، سياست گذاريهاي توسعه منابع خارجي و ارزشيابي اقدامات ابتكاري كه نتايج دراز مدت برنامه را تعيين مي كند )، كه خود تحقيقات بيشتري را جهت ارتقاي دانش ما، از نقش مهمي كه كالج هاي محل آمريكا در باروري و حفظ فعاليتهاي كارآفرينانه ايفا مي‌كنند، طلب مي‌نمايد.

مقدمه
اين گزارش بطور خلاصه يافته هاي يك تحقيق ملي در مورد آموزش هاي كارآفريني و مديريت مشاغل كوچك كه منجر به صدور مدرك تحصيلي نمي شوند را در كالج هاي محلي آمريكا مورد بررسي قرار مي‌دهد. بطور مشخص اين پروژه بدنبال شناسايي و مستند نمودن بهترين عملكردهاي جاري در زمينه آموزش كارآفريني و مديريت واحد هاي بازرگاني كوچك بوده و در نظر دارد براي كالج هاي محلي، از نظر پيشرفت در رسيدن به اهداف برنامه هاي مورد نظر خود، يك معيار قابل قبول و متناسب ارائه دهد. يافته هاي اين تحقيق همچنين به كالج هاي محلي، جوامع مربوطه، دفاتر ايالتي وابسته و ساير منابع تامين كننده مالي ضوابطي را ارائه مي‌كند كه بوسيله آن عملكرد كالج هاي محلي در آموزش كارآفريني بدون صدور مدرك تحصيلي، را مي‌توان مورد ارزيابي قرار داد.

اهميت دوره هاي آموزشي كارآفريني و مديريت واحد هاي كوچك بازرگاني توسط كالج‌هاي محلي در آمارهاي ارائه شده نشان داده شده است، آمارهايي كه مشخص كننده نقش مهم شركت هاي كارآفرين و شركت هاي كوچك بازرگاني در ارتقاء رشد اقتصاد منطقه‌اي، ‌محلي و ملي مي‌باشند . يك بررسي از داده هاي آمارهاي سرشماري، ‌تجاري و اشتغال نشان دهنده آنست كه 23 ميليون واحد بازرگاني كوچك آماري كه نمايانده 7/99 درصد از شركت هاي كارفرما مي باشند، بيش از نيمي از كل كاركنان خصوصي را در استخدام داشته و علاوه بر اين، 50 درصد توليد بخش خصوصي را در اختيار داشته و ميزان 60 تا 80 درصد خالص از مشاغل جديد را همه ساله در ايالات متحده ايجاد مي‌كنند( اطاق بازرگاني ايالات متحده -2005). بعلاوه، ‌موسسه بررسي جهاني كارآفريني (‌GEM) ، كه يك موسسه تحقيقاتي مشترك شامل كالج بابسون و دانشگاه بازرگاني لندن مي‌باشد، رابطه نيرومندي را بين فعاليتهاي كارآفريني ملي و رشد اقتصادي ترسيم نموده و همچنين تعامل قدرتمندي را نيز بين كارآفريني، ‌آموزش و ايجاد اشتغال ثبت نموده است. خصوصا،‌يافته هاي اين موسسه حاكي از آنست كه "‌انتظار ميرود 30 در صد از كارآفرينان داراي كمتر از مدرك تحصيلات متوسطه، خود اشتغال بوده در حاليكه 35 درصد از كارآفرينان با تحصيلات عالي 20 نفر يا بيشتر را بكارگيرند" (‌نك ،‌زاخاراكيس ،‌بايگريو و رينولدز،‌). عليرغم فقدان آماري مبني بر آنكه رشد اقتصادي لازمه كارآفريني است،‌بررسي هاي ديگري مورد نياز مي‌باشند تا درك و بينش ما، از نقشي كه آموزش كارآفريني و مديريت بنگاههاي اقتصادي كوچك در به بارنشاندن و ابقاي فعاليت هاي كارآفرينانه بازي مي‌كنند، را توسعه دهند.

 

براي سفارش ترجمه اين قسمت را كليك نمائيد