www.irantarjomeh.com

                    

 

 

عوامل تاثير گذار بر هم ترازي سيستمهاي اطلاعات حسابداري در شركتهاي توليدي كوچك و متوسط مالزي  -  Factors influencing the alignment of accounting information systems in small and medium sized Malaysian manufacturing firms

    نام اصل متن : Factors influencing the alignment of accounting information systems in small and medium sized Malaysian manufacturing firms

    نام ترجمه به فارسي : عوامل تاثير گذار بر هم ترازي سيستمهاي اطلاعات حسابداري در شركتهاي توليدي كوچك و متوسط مالزي

    كد ترجمه : ACC28     تعداد صفحه انگليسي:  20  تعداد صفحه فارسي: 63    سال: 2007

     منبع : اينترنت - مقاله كامل - Journal of Information Systems and Small Business
     قيمت :  200000 ريال

 

عوامل تاثير گذار بر هم ترازي سيستمهاي اطلاعات حسابداري در شركتهاي توليدي كوچك و متوسط مالزي

چكيده

مفهوم هم ترازي يا تناسب بين تكنولوژي اطلاعات (IT) و استراتژي تجاري براي ساليان بسياري مورد بررسي قرار گرفته و هم ترازي استراتژيك بنظر در افزايش عملكرد شركتها مهم مي‌باشد. با اين وجود، تلاش اندكي براي بررسي عوامل تاثير گذار بر هم ترازي، مخصوصا در مضمون مرتبط با شركتهاي كوچك و متوسط (SMEs) انجام شده است. اين مسئله را مي‌توان بعنوان يك فرآيند مهم مد نظر قرار داد، چرا كه نتايج تحقيقات قبلي معرف آن مي‌باشند كه شركتهاي بسياري در تلاش براي حاصل آوردن چنين مزيتي مي‌باشند. بر اين مبنا، مطالعه جاري، سعي دارد تا نسبت به مشخص نمودن سطوح مختلف هم ترازي و بررسي عوامل تاثير گذار بر آن اقدام نمايد. علي‌الخصوص، نكته تمركز مقاله كنوني بر هم ترازي بين ضروريات يا نيازمنديهاي اطلاعات حسابداري (ملزومات AIS) و ظرفيت سيستمهاي حسابداري (AIS) در خصوص توليد اطلاعات در محتواي خاص وابسته به شركتهاي كوچك و متوسط (ظرفيت SMEs) توليدي مالزي استوار است. با استفاده از پرسشنامه ارسالي از طريق پست، داده‌هاي مربوط به 214 شركت در ارتباط با 19 مورد اطلاعات حسابداري در زمينه ضروريات و ظرفيت آنها جمع‌آوري گرديد. تناسب بين اين دو مجموعه با استفاده از ديدگاه اعتدال مورد بررسي قرار گرفته و بر اين مبنا شواهدي بدست آمد كه هم ترازي AIS در برخي از شركتها بالا مي‌باشد. از تحليل خوشه‌اي نيز براي يافتن دو مجموعه از گروه‌هايي كه بنظر از قابليت هم ترازي بيشتر و كمتري برخوردار بودند استفاده شد. اين مطالعه سپس برخي از عواملي را مورد بررسي قرار داد كه بطور احتمالي در ارتباط با كوچكي سطح شركتي هم ترازي AIS بوده‌اند. يافته‌هاي اين مطالعه در بر دارنده اين نكته است كه هم ترازي AIS در ارتباط با سطوح مختلف شركتي بشرح ذيل مي‌باشد: سطح بلوغ IT، سطح دانش حسابداري و IT مالك يا مديران، استفاده از تخصص موسسات دولتي و شركتهاي حسابداري و وجود كاركنان IT داخلي.

كلمات كليدي: سيستم اطلاعات حسابداري، سيستم حسابداري مديريت، هم ترازي، تناسب، تئوري پردازش اطلاعات سازماني، كشورهاي در حال توسعه

مطالعات بسياري بر روي توسعه تناسب بين استراتژي تجاري و استراتژي تكنولوژي اطلاعات (IT) تاكيد داشته‌اند. با اين حال، بسياري از شركتها در صدد دستيابي به هم ترازي مي‌باشند، موردي كه تاكنون با مطالعات اندكي مخصوصا در زمينه عوامل تاثير گذار بر هم ترازي شركتهاي كوچك و متوسط روبرو بوده است. بررسيهاي مقوله‌هاي مربوطه به سيستمهاي حسابداري و اطلاعات معرف آن هستند كه مطالعات بسياري نسبت به بررسي هم ترازي بين عوامل احتمالي و طراحي سيستمهاي اطلاعات حسابداري (AIS) و يا هم ترازي بين عوامل احتمالي و پيچيدگي IT مخصوصا در بين شركتهاي بزرگ اقدام نموده‌اند. چانگ و جونزلي (1992) اين نكته را مورد بحث قرار دادند كه تاثيرات ناشي از اين عوامل را مي‌توان از طريق ميزان ضروريات اطلاعاتي يك شركت مورد سنجش قرار داد و بر مبناي نظر بولون (1998) چنين مضموني را مي‌توان با مطالعه پيچيده‌تر سيستم پردازش اطلاعات شركتها حاصل آورد. با اين وجود، به استثناي اي‌آي‌لودي و رهي (2001)، مطالعاتي كه بر روي هم ترازي بين ضروريات اطلاعاتي و قابليت پردازش اطلاعات تمركز دارند، مخصوصا در مضمون SMEها، بندرت ديده مي‌شوند.

مطالعه جاري نسبت به بررسي شش فرضيه در ارتباط با حاصل آوردن هم ترازي AIS در يك محتواي خاص مربوط به شركتهاي كوچك و متوسط توليدي در مالزي اقدام نموده است. بر اين مبنا مشاركت مهمي از طريق فراهم آوردن درك فزآينده هم ترازي AIS در شركتهاي كوچك و متوسط حاصل آمده است، كه البته توجه اندكي در اين مبحث بدان شده است. با استفاده از تحليل خوشه‌اي بر مبناي ديدگاه اعتدال، مي‌توان نسبت به مشخص نمودن دو گروه از شركتها يا بنگاه‌هاي كوچك و متوسط اقدام نمود. گروه اول اين شركتها موفقيتي را در هم ترازي قابليت‌هاي AIS خود با نيازهاي AIS شركت مطبوع خود بدست آورده است كه بوسيله ديدگاه اعتدال مورد برآورد قرار گرفته است، در حالي كه هم ترازي AIS در گروه ديگر كمتر بوده است. اين موضوع مشخص مي‌‌باشد كه ديدگاه اعتدال اتخاذي از تاثير مكفي در متمايز ساختن اين دو گروه با توجه به ويژگي‌هاي هم ترازي مختلف AIS برخوردار مي‌باشد. از طريق تست سيستماتيك اين شش فرضيه براي هر يك از اين دو گروه از شركتها، برخي از ارتباطات مربوطه بين اين شش متغير و هم ترازي AIS مورد تصديق و تاييد قرار گرفت. چنين مواردي در بردارنده اين نكته هستند كه عوامل اصلي تاثيرگذار بر هم ترازي AIS در بين شركتهاي نمونه عبارتند از: پيچيدگي اطلاعاتي، دانش حسابداري مدير/ مالك، مشاوره از سوي موسسات دولتي مرتبط و شركتهاي حسابداري و در نهايت وجود كادر IT داخل سازماني. با اين وجود، اندازه شركت كه بر مبناي تعداد مستخدمين يا كاركنان برآورد شده است به نظر داراي ارتباط معكوسي با هم ترازي AIS مي‌باشد، جاييكه شركتهاي هم تراز در مقايسه با شركتهاي غير هم تراز كوچكتر بوده‌اند. اين يافته نسبتا تعجب برانگيز بوده و معرف نياز جهت انجام تحقيقات آتي در فرآيند مرتبط با هم ترازي AIS در شركتهاي كوچك و متوسط (SMEs) مي‌باشد.

 

 

 

 

براي سفارش ترجمه اين قسمت را كليك نمائيد