درآمد حسابداري، ارزش دفتري و گردش وجوه در برآورد سرمايه
چكيده
با برگشت
به سال 1934، Graham و Dodd اهميت قدرت كسب درآمد در تئوري
سرمايهگذاري را مشاهده نمودند. بر حسب نظر آنها، تاريخچه درآمد
عيني، همراه با انتظارات منطقي، را بايد در آينده بصورت تقريب مد
نظر قرار داد. مطالعه تجربي Ball و Brown (1968) اين مضمون را در
بر دارد كه – از بين كليه منابع اطلاعاتي با توجه به روال كاري يك
شركت در سال، ميزان درآمدي كه در صورتحساب درآمد ساليانه گزارش
ميشود، در حقيقت مشتمل بر نيمي از مقادير و يا حتي بيشتر خواهد
بود.
در وراي
پرده ارتباط ارقام حسابداري با قيمت گذاري سرمايه، Ohlson (1995) و
Feltham و Ohlson (1995) يك مدل ارزشگذاري عيني را بر مبناي درآمد
غيرعادي فراهم آوردند. بر حسب اين مدلها، اصول ارزش گذاري متكي بر
درآمد غيرعادي (NI) ميباشد - يك فرآيند اتورگرسيو يا خودبرگشتي
مرتبه اول (AR (1)) – كه در ارتباط با درآمد غيرعادي دوره قبل
ميشود. همراه با درآمد غيرعادي، متغيرهاي ديگري همچون ارزش دفتري
سرمايه، گردش وجوه عملياتي، اطلاعات تعهدي و دادههاي ديگر (كه
همگي بصورت اتورگرسيو ميباشند - فرآيند AR(1)) را ميتوان بصورت
منفك يا مشترك براي پيشبيني ارزش سرمايه يا حق مالكيت در دارايي
مورد استفاده قرار داد.
در مقاله
جاري ما تلاش خواهيم نمود تا قابليت پيشبيني ارزش سهم سرمايه
شركتهاي CNXNIFTY در بازار بورس ملي هند را حاصل نمائيم كه براي
اين كار از تحقيقات تجربي كه بمدت 10 سال (1999 الي 2008) از طريق
جمعآوري دادههاي سطح مقطع در زمينه درآمد غيرعادي، ارزش دفتري و
گردش وجوه عملياتي همراه با پيشبيني و ارزش گذاري مدلهاي معادله
Ohlson (1995) و Feltham و Ohlson (1995) صورت گرفته است، بهره
گرفتيم. يافتههاي ما موكد آن است كه درآمد غيرعادي، ارزش دفتري و
مولفه گردش وجوه عملياتي درآمد بترتيب يك فرآيند اتورگرسيو را
دنبال مينمايند. اطلاعات مرتبط با درآمد غير عادي و
ارزش دفتري به ما كمك خواهد نمود تا نسبت به پيش بيني ارزش سرمايه
اقدام نماييم. اين يافتهها سازگار با مدل Ohlson ميباشند.
كلمات
كليدي: درآمد غير عادي، ارزش دفتري، گردش نقدي عملياتي، ارزش
سرمايه
مقدمه
در تحقيقات
كلاسيك، Graham و Dodd (1934) مشاهده نمودند كه كه مفهوم درآمد
داراي يك تاريخچه غني در مبحث تجزيه و تحليل صورت حسابهاي مالي
ميباشد. چنين مضموني تركيبي از سوابق درآمد عيني، كه در خلال
ساليان نشان داده شده است، بعلاوه يك انتظار منطقي را به همراه
دارد كه در بردارنده امكان حاصل آوردن تقريبهاي نزديك در آينده
ميباشد، البته به شرط آنكه شرايط فوقالعادهاي رخ ندهد.
بعنوان يك
منبع اطلاعاتي براي تصميمگيريهاي مالي، ارقام صورت حسابهاي مالي
و تفاسير مربوط بدانها مهمترين نقش را در تجزيه و تحليلهاي اساسي
بازي ميكنند.
تجزيه و
تحليل اساسي مرتبط با ارزشگذاري پايهاي در صورت حسابهاي مالي را
مدنظر قرار داد. يكي از مواردي كه بوجود آورنده يك لنگر يا پايه
قابل توجه در اين زمينه ميشود ارزش دفتري ميباشد. بر اين مبنا،
سرمايهگذار مضامين ارزشگذاري خود را بعنوان يك نقطه شروع بر
مبناي ارزش دفتري (BV) كه در ترازنامه يا بيلان شناسايي شده است
بنيان گذاشته و سپس نسبت به ارزيابي ارزش شناخته نشده اقدام
مينمايد كه ميتوان آن را تحت عنوان اضافه ارزش يا تفاوت ارزش
واقعي در برابر ارزش دفتري بيان داشت.
هدف از
مطالعه جاري تلاس جهت يافتن قابليت پيشبيني اصول پايه حسابداري
بصورت تجربي ميباشد كه عمدتا عبارتند از: ارزش دفتري، درآمد و
گردش وجوه در امر ارزش گذاري سرمايه كه غالبا در پس مدلهاي توسعه
يافته بوسيله Ohlson (1995) و Feltham-Ohlson (1995) با توجه به
شركتهاي CNXNIFTY بورس ملي هند قرار گرفتهاند. در مجموع جامعه
CNXNIFTY متشكل از 50 نمونه از بالاترين سهامهاي مشخص شده برحسب
ارزش نقد سرمايه در بازار ميباشد. بر مبناي ليست شركتهاي
CNXNIFTY، ميتوان اين مضمون را درك نمود كه چنين ليستي در حقيقت
يك ليست استاتيك بشمار نميآيد.
منبع
اطلاعات
ما
دادههاي مرتبط با درآمد خالص كه در خصوص سهامدارن سرمايهاي، ارزش
دفتري سرمايه، گردش وجوه عملياتي و ارزش بازاري بر مبناي قيمت سهم
داراي حق مالي در انتهاي- سال شركتهاي CNXNIFTY كه در 15 سپتامبر
2008 در ليست NIFTY بانك اطلاعات Prowess (2008- 1999) وجود
داشتهاند را بدست آورديم. لازم بذكر است كه دادههاي تعدادي از
شركتها براي سالهاي اوليه موجود نبوده است، چرا كه اين شركتها، بر
مبناي ارزش نقد سرمايه در بازار خود، در سالهاي اخير وارد ليست
NIFTY گرديدهاند.
مطالعه
جاري به منظور آزمايش اعتبار تجربي مدلهاي Ohlson (1995) و Feltham
و Ohlson (1995) انجام شد تا بدين وسيله نشان داده شود كه چگونه
متغيرهاي حسابداري، يعني درآمد غير عادي، ارزش دفتري و گردش وجود
عملياتي در ارتباط با يك دوره مشخص شده و نقش خاص آنها در ارزش
گذاري سرمايه در مضمون مرتبط با شركتهاي CNXNIFTY هندوستان براي يك
دوره 10 ساله (2008 – 1999) ميباشند. اين يافتهها در بر دارنده
آن ميباشند كه درآمد غير عادي در ارتباط با درآمد غير عادي تاخيري
و ارزش دفتري سرمايه در طي يك سال ميباشد. اين ارتباط از نظر
آماري معنيدار است. درآمد غير عادي متعاقب با فرآيند اتورگرسيو،
با توجه به دوره بلادرنگ قبلي درآمد غير عادي و ارزش دفتري سرمايه،
ميباشد. بنابراين، اين مورد پس از فرآيند AR(1) خواهد آمد كه به
معناي آن خواهد بود كه دوره حسابداري بعدي درآمد غير عادي را
ميتوان بر مبناي اطلاعات جاري درآمد غير عادي و ارزش دفتري سرمايه
پيشبيني كرد. از نظر آماري، 86% گوناگوني درآمد غير عادي
.. را
ميتوان بوسيله درآمد غير عادي دوره قبل
.. و
ارزش دفتري سرمايه
.. تشريح
نمود. بطور مشابه، گردش وجود عملياتي همچنين به دنبال فرآيند AR(1)
خواهد آمد و در ارتباط با گردش وجود عملياتي و ارزش دفتري دوره
قبلي ميباشد. اما اضافه نمودن گردش وجود عملياتي تاخيري يك ساله
بعنوان يك پارامتر باعث ارتقاي قدرت پيشبيني درآمد غير عادي دوره
جاري نخواهد شد. ارزش دفتري سرمايه وابسته به ارزش پيشبيني شده
درآمد غير عادي و ارزش دفتري حاصل شده از فرآيند AR(1) خواهد بود.
اين ارتباط از نظر آماري معنيدار ميباشد. اما به هنگامي كه متغير
گردش وجوه عملياتي به درآمد غير عادي و ارزش دفتري اضافه شد،
هيچگونه پيشرفتي در نتايج حاصل نخواهد آمد. بنابراين، درآمد غير
عادي و ارزش دفتري در پيشبيني ارزش دفتري و گردش وجوه عملياتي
باعث افزودن به ارزش مربوط به يافتههاي مطالعه ما نخواهد شد.