|
بررسي مجدد مداومت اسناد تعهدي و گردش وجوه
چكيده
در اين مقاله ما نسبت به بررسي مجدد نتيجهگيريهاي مطالعات قبلي كه بر
اساس آنها اسناد تعهدي داراي مداومت كمتري در مقايسه با موارد نقدي
ميباشند اقدام نموده و توجه خود را به دو ويژگي مربوط به اين مداومت،
كه براي تعيين خصيصههاي آن مهم ميباشند، معطوف نمودهايم. در اين
خصوص، اولين ويژگي (ويژگي زماني) بدين واقعيت اشاره دارد كه مداومت
بيانگر چگونگي انتقال شوكهاي ناشي از درآمد دوره جاري به درآمد دوره
بعد ميباشد. با اين وجود، برآوردهاي سنتي اسناد تعهدي بعنوان توابع
معاملات دوره جاري و غير- جاري بشمار ميآيند. ما نشان ميدهيم كه شامل
نمودن معاملات دوره غيرجاري منجر به نوعي گرايش يا تبعيض نزولي (يا
صعودي) در خصوص مداومت اسناد تعهدي (گردش وجوه) مي گردد. ما نسبت به
توسعه برآوردهاي جايگزين اسناد تعهدي و گردش وجوه بصورت يكنواخت اقدام
نمودهو نشان ميدهيم كه مداومت تفاضلي گردش وجوه در مقابل اسناد تعهدي
با استفاده از اين برآوردها بيش از 70% كمتر خواهد بود. دومين ويژگي
مداومت مورد بحث ويژگي- شركتي آن ميباشد. عليالخصوص، ما اين مداومت
را با استفاده از تخمينهاي خاص- شركتي مورد ارزيابي قرار داده و
درمييابيم كه بيش از 85% شركتها هيچگونه شواهدي دال بر آنكه اسناد
تعهدي مداومت كمتري از گردش وجود دارند را از خود بروز نميدهند...
1- مقدمه
مطالعات بيشماري نشان داده است كه ضريب رگرسيون در ارتباط درآمد دوره
بعد با اسناد تعهدي دوره جاري به ميزان قابل توجهي كمتر از ضريب درآمد
دوره بعد مرتبط با گردش وجوه دوره جاري ميباشد. اين مقاله تفسيرهايي
در خصوص ضريب پايينتر اسناد تعهدي، بعنوان مدركي دال بر آنكه منابع
غيرنقدي (تعهدي) درآمد داراي مداومت كمتري در مقايسه با منابع نقدي
درآمد ميباشند، را ارائه مينمايد. در اين خصوص، مداومت نشان دهنده
ميزاني است كه بر اساس آن شوكهاي دوره جاري درآمد (يا مولفه هاي آن) در
دورههاي آتي بصورت مجدد رخ خواهد نمود. در اين مقاله، ما نسبت به
بررسي مجدد مداومت اجزاي تعهدي و نقدي درآمد اقدام نموده و بر روي دو
خصيصه مربوط به مداومت كه براي تعيين خصيصههاي تحليلي و تجربي آن مهم
ميباشند متمركز ميشويم. اين خصيصهها عبارتند از ويژگي زماني و ويژگي
شركتي...
آنچه در مورد ويژگي زماني مد نظر ما ميباشد تعيين اين موضوع است كه
آيا شوكهاي تعهدي و نقدي كه شاكله درآمد دوره جاري را تشكيل ميدهند
در دوره آتي نيز تداوم خواهند يافت يا خير؟ در اين مورد شايد بهتر باشد
تا نسبت به تعيين شوكهاي دوره جاري اقدام شود. در مقابل، تحقيقات قبلي،
آندسته از ديدگاههاي حسابداري را مورد پذيرش قرار ميدهد كه در آنها
اسناد تعهدي بعنوان تغيير در سرمايه در گردش بعلاوه هزينههاي تنزل بها
و استهلاك تعريف شده و همچنين موارد نقدي بعنوان تفاوت بين اسناد تعهدي
و درآمد بشمار آمده است. اگر چه هزينههاي استهلاك را ميتوان بعنوان
شوك در درآمد دوره جاري محسوب نمود، الزامي براي گنجاندن فعاليتهاي
مرتبط با تغيير در سرمايهدر گردش در كنار آن، با اين ويژگي خاص،
نميباشد. بطور مثال، ترازهاي اختتاميه حسابهاي انتقالي به دوره بعد
(درآمدهاي وصول نشده و هزينههاي از قبل پرداخت شده) از درآمد دوره
بعد، و ترازهاي افتتاحيه حسابهاي انتقالي (اسناد دريافتي و بدهيها يا
ديون تضميني) از درآمد دوره آخر تاثير ميپذيرد. از اينرو، برآوردهاي
مبتني بر حسابداري موارد نقدي و تعهدي داراي انطباق با درآمد دوره جاري
نميباشند. براي پاسخ دادن بدين مشكل ما نسبت به ارتقاي برآوردهاي
مرتبط با اسناد تعهدي و نقدي كه تنها معاملات دوره جاري را در بر مي
گيرد اقدام نموده و بر اين اساس موفق شديم تا مولفههاي مختلف موارد
نقدي و تعهدي دوره جاري را با درآمد دوره جاري منطبق سازيم. ما بدين
پديده بعنوان برآوردهاي «ويژگي زماني» اسناد تعهدي و نقدي اشاره
ميكنيم. تاكيد صريح و فوري ما در خصوص اين ديدگاه مفهومي آن است كه،
با توجه به ثابت بودن تمامي عوامل ديگر، ميتوان انتظار داشت كه در
رگرسيون درآمد دوره بعد، در خصوص اسناد تعهدي و گردش وجوه دوره جاري،
ضريب اسناد تعهدي حسابداري كمتر از ضريب موارد مرتبط با گردش وجوه
خواهد بود. مخصوصا، هزينههاي انتقالي دوره جاري موجب افزايش اسناد
تعهدي دوره جاري و كاهش درآمد دوره آتي خواهد شد، در حاليكه درآمدهاي
انتقالي دوره جاري باعث كاهش اسناد تعهدي دوره جاري و افزايش درآمد
دوره آتي ميشود. هر دوي اين موارد باعث القاي يك همبستگي منفي بين
اسناد تعهدي مبتني بر حسابداري و درآمد دوره بعد (و يك همبستگي مثبت
بين گردش وجوه مبتنب بر حسابداري و درآمده دوره بعد) ميشود، حتي
چنانچه معاملات مربوطه در خلال زمان هيچگونه همبستگي و ارتباطي را
نداشته باشند...
2- مدل مداومت در معاملات، اسناد تعهدي و نقدي
در اين بخش ما نسبت به فرمولاسيون سازي ايده
مداومت در اسناد تعهدي و گردش وجوه اقدام نموده و نشان ميدهيم كه
مداومت بر چه مواردي، در خصوص ارتباط با بين درآمد دوره بعد و اسناد
تعهدي و گردش وجوه دوره جاري، دلالت ميكند. ما كار خود را با معرفي يك
فقره ثبت شده در دفتر روزنامه شروع ميكنيم كه نشان دهنده مضامين يا
تلويحاتي در خصوص مداومت برآوردهاي حسابداري اسناد تعهدي و گردش وجوه
ميباشد...
3- تشريح متغير، نمونه و آمار توصيفي
اين بخش با بررسي خصيصههاي تجربي برآوردهاي
حسابداري و خاص- زماني ساختارهاي ذيربط به بحث پيرامون اطلاعات بخش
قبلي، مرتبط با ويژگيهاي تحليلي مداومت اسناد تعهدي و گردش وجوه،
ميپردازد. ما بر اين موضوع متمركز خواهيم شد كه آيا استنباطات مختلف و
متفاوتي در مورد مداومت نسبي اسناد تعهدي و گردش وجوه در نظر گرفته شده
است يا خير...
4- آزمايشات مداومت اسناد تعهدي و گردش وجوه
حسابداري و خاص- زماني
آزمايشات ما مرتبط
با مداومت نسبي اسناد تعهدي و گردش وجوه بر روي ارزيابيهاي ضريبي از
رگرسيونهاي عبارات (1) و (2) روش حداقل مربعات معمولي (OLS) تمركز
دارد. ما كار خود را با گزارش نمودن نتايج رگرسيونهاي...
4-4. خلاصه
بطور كلي، ما
استنباطات زير را از نتايج خود بدست ميآوريم: در ابتدا، شواهد نشان مي
دهند كه شامل نمودن ترازهاي سرمايه در حال گردش كه مرتبط با درآمد دوره
جاري نميباشد در اسناد تعهدي حسابداري باعث متمايل ساختن مداومت مولفه
تعهدي درآمد بسمت پايين و مداومت مولفه نقدي بسمت بالا ميشود...
5- نتيجه گيري و استنباط
از تركيب نتايج تحليلي و تجربي، ما دو
نتيجهگيري را در خصوص مدوامت نسبي مولفههاي تعهدي و نقدي درآمد بدست
ميآوريم، همانگونه كه بوسيله ضرايب اين متغيرها در رگرسيون درآمد دوره
آتي و در خصوص اسناد تعهدي و گردش وجوه دوره جاري اين ميزان
اندازهگيري شده است...

|